78 - تٲمّلی دربارهٔ نهیلیسم با تاکید بر دو مفهوم "هدف" و "پایان" (با تٲکید بر اندیشه های نیچه و هایدگر)
توضیح: این یادداشت به نوعی تکمله دو یادداشت پیشین با عنوان «تٲمَلی دربارهٔ "گفتگو" و "بازی"» است و اگر در پیوند با آنها خوانده شود هم خود بهتر دریافت خواهد شد و هم پرتوی برای فهم بهتر آنها خواهد افکند.
#مسعود_زنجانی
@vivaphilosophy
«مرگ» را در یک افقِ فلسفی، می توان به «غایت» تعبیر کرد؛ و البته در هر دو معنای غایت: هم غایت به معنای «هدف یا آرمان»، و هم غایت به معنای «نهایت یا پایان».
در میان فلاسفه، نیچه از این نکته برای ما پرده بر می دارد که «هدف یعنی مرگ» چراکه هدف قائل شدن برای یک پدیده آن را «عاری از معنا و ارزش» می کند و آن را به سطح یک «وسیله» تقلیل می دهد. نیچه، به طور خاص، می گوید، اگر زندگی هدفی ورای خود داشته باشد، آنگاه، در نسبت با آن ارزشش را از دست خواهد داد و باید همیشه به آن هدف حساب پس دهد. این وضعیت، از نظر نیچه، یعنی نهیلیسم یا از دست رفتن معنای زندگی. بنابراین، از نظر نیچه بهتر است قیدِ یک هدفِ بیرونی برای زندگی را بزنیم، همین بی هدفی را مُبدّل به ارزش کنیم، و از این بی معنایی معنا بسازیم. زندگی، خود، «بی هدف»، اما هدفِ همهٔ پدیده ها است. («بی هدفی» زندگی را می توان به «هدفِ درخود» بودن آن تعبیر کرد.)
از سوی دیگر، هایدگر این نکته را در پرده به ما می گوید که «پایان یعنی مرگ»، چرا که «نهایت» قائل شدن برای یک ایده، آن را «فاقدِ پویش» می کند و به آن جلوهٔ یک «برنامه» می دهد. هایدگر، به طور خاص می گوید اگر پرسشی معطوف به نتیجه (پاسخ) باشد، آنگاه، توانایی و پارساییِ اندیشگی خود را از دست می دهد و به جای آنکه به آشکارگی هستی بیانجامد، آن را نهان می دارد. این وضعیت از نظر هایدگر، یعنی نهیلیسم، یا فراموش شدنِ معنای هستی. بنابراین، از نظر هایدگر، بهتر است قیدِ پاسخ را در اندیشیدن بزنیم، «همیشه در راه بودن» را برگزینیم، و مقصد را همین سرگردانی (پرسشگری) بدانیم. پرسش، خود، بی پایان، اما پایانِ همهٔ پاسخ ها، است.
از نیچه می توان آموخت که «آنچه که بی هدف است، از آنچه هدفمند است، باارزش تر است»، چنانکه از هایدگر می توان این را فراگرفت که «آنچه که ناتمام است، از آنچه که تمام است، کاملتر است». در واقع، نیچه و هایدگر، هر یک به نوبه و شیوهٔ خود به ما نشان می دهند که چگونه «ایدئولوژی های غایت گرا»، در اَشکال مختلف «هدف گرایی» و «نهایت گرایی»، هر یک به گونه ای، پیامدهای نهیلیستی دارند و پوچی می آفرینند.
گفتنی است از نظر نیچه، غلبه بر نهیلیسم، با خروج از «دیکتاتوری غایات» و پایانِ سلطهٔ اهداف و نهایات، آغاز می گردد. به عبارت دیگر، برای غلبه بر هیچ انگارانِ زندگی (نهیلیسمِ منفعل)، باید، خود، به نوعی، هیچ انگار بود؛ با این توضیح که باید، به جای زندگی، این خوار شمارندگانِ زندگی و هیچ انگاران را خوار شمرد و به هیچ انگاشت (نهیلیسمِ فعّال).
telegram.me/vivaphilosophy
Post #303
5.05K