59- زبان بی زبانی
#مسعود_زنجانی
@vivaphilosophy
هوا هم بهاری و هم زمستانی است.
هوای من هم،
گه «اینچنینی» و گه «آنچنانی» است.
گمانم وصلتِ «آه» پیری و «آخ» جوانی است.
من که شاعر نیستم،
شعر بلد نیستم،
فقط حالم، کمی، بیشتر خراب است،
و گر نه،
باز هم خاموش بودم،
سکوت میکردم.
نمیدانم،
نمیدانی،
این روزها،
همه رنگها برایم «سایه ی ارغوانی» است.
انگار،
موسم ِ سرباز کردنِ این لخته ی لالمانی است.
اینها هم که گفتم،
تو نشنیده بگیر،
اینها:
امتدادِ همان زبان بی زبانی است.
@vivaphilosophy
Post #228
2.75K