ادامه
وی افزود: اگر حافظ را به یک شاعر تقلیل دهیم، جدیترین پرسشها را از او نخواهیم پرسید و از انتقادهایش در زمینهی خودشناسی فرهنگی غافل خواهیم شد.
حافظ را نباید به فال و حال و قیل و قال و مقاله فروکاست؛ چرا که پرداختن به حافظ یک ضرورت فرهنگی است. اگر بپذیریم که "خود" یک فرآوردهی تاریخی و فرهنگی است، حافظ این خود را به ما میشناساند. به درستی گفته شده است حافظ حافظه و ناطقهی ما است؛ ولی باید گفت حافظ آینهی ما است؛ آنهم نه یک "آینه انفعالی" بلکه یک "آینه انتقادی". او بزرگترین عیوب ما را به ما مینماید و در آنجا خطاپوش نیست؛ او جزمیتگرایی و مدعی بودن ما را نشان میدهد؛ او خودبینی، عیب جویی، ریاکاری و راحتطلبی را به ما مینماید.
یکی از مهمترین ویژگیهای حافظ خودانتقادی است؛ وقتی او از ریاکاری و تزویر میگوید، این خصیصه را اول در خود جسته و به خود انتقاد میکند. بنابراین، باید تعابیر مختلف از فلسفه را در نظر آورد و بدیهی است بر اساس بسیاری از آنها باید حافظ را فیلسوف بدانیم.
http://bookcity.org/news-6940.aspx
مهرماه 1394
Post #22
1.34K