45- گزارشی از نشست اول تاریخ فلسفه غرب (قسمت چهارم)
#مسعود_زنجانی
@vivaphilosophy
ج - «چگونگی» تاریخ فلسفۀ غرب:
جب - تاریخ انتقادی تاریخ فلسفه غرب:
رویکرد انتقادی یا سنجش گرا: 👈 به اندیشه درآوردن فلسفه
اگرچه فهم فلسفه بدون اطلاع از تاریخ فلسفه ممکن نیست. اما باید مراقب بود که فلسفه نباید به «تاریخ فلسفه»، یعنی اطلاعات تاریخی و وقایع نگاری فلسفی، فروکاسته شود. به عبارت دیگر، نباید وسیله، یعنی «تاریخ فلسفه»، با «رویکرد انفعالی» ما، خود مبدل به هدف گردد. بلکه باید با اتخاذ «رویکرد انتقادی» تاریخ فلسفه وسیله ای باشد برای اینکه ما اندیشه هایی از آن خود داشته باشیم و در واقع، زمینه ای باشد برای فیلسوف شدن ما.
🌟 فهمیدن یعنی انتقادی فهمیدن.
ویژگی های رویکرد انتقادی:
تاریخ فلسفه غرب یک گفتگوی تاریخی در یک سنّت فرهنگی است که برای فهم متناسب آن باید یک «رویکرد انتقادی» با ویژگی های نگرشی زیر داشت:
1 - تحلیلی یا روشن گرا: 👈 به زبان درآوردن فلسفه
گره ها و مشغله های لفظی و زبانی زدوده شود بی آنکه مشعله های فکری و ذهنی خاموش شود.
🌟 فهمیدن یعنی آشکار فهمیدن.
2 - تفسیری یا تأویل گرا: 👈 به فهم درآوردن فلسفه
فهمیدن یک متن (text) همیشه قرار دادن آن در یک زمینه / فرامتن (context) است. به عبارت دیگر، «زمینه» معنای یک متن را معین می کند. زمینه دربرگیرنده قواعد زبان، وضعیت شخصی، وضعیت تاریخی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، و هر آن چیزی است که ربطی برایش تصور کرد.
🌟 فهمیدن یعنی زمینه مند فهمیدن. (= «خارج از زمینه» نفهمیدن)
3 - تبیینی یا تعلیل گرا: 👈 به جریان درآوردن فلسفه
هر فلسفه و فیلسوفی هم علت است و هم معلول. چرا که از یک منظر محصول پاره ای شرایط عینی و ذهنی خاص است و از منظری دیگر، مسبب پیدایش پاره ای از شرایط عینی (علل) و ذهنی خاص (دلایل). بنابراین فهم درست هر فلسفه ای منوط به تبیین و آشکار ساختن اشکال مختلف اثرپذیری و اثرگذاری آن فلسفه، در ارتباط با نظم های اجتماعی و نظام های فکری و فلسفی، است.
🌟 فهمیدن یعنی فراگیر فهمیدن. (= موضعی نفهمیدن)
4 - ترکیبی یا پیوند گرا: 👈 به جهان درآوردن فلسفه
بایست یک درک میان حوزه ای و میان فرهنگی از فلسفه داشت. از یکسو، پیوند فلسفۀ غرب با اسطوره، مذهب، اخلاق، عرفان، علم، هنر، سیاست، و ... در غرب ملاحظه شود و از سوی دیگر، پیوند فلسفۀ غرب با فلسفۀ شرق و دیگر حیطه های معنوی و فرهنگی در شرق.
🌟 فهمیدن یعنی در پیوند فهمیدن. (=ایزوله نفهمیدن)
5 - انضمامی یا عینیت گرا: 👈 به زمین درآوردن فلسفه
اندیشه ها و ایده های انتزاعی به مشکلات و معضلات انضمامی بازترجمه شوند.
🌟 فهمیدن یعنی انضمامی فهمیدن. (=تجریدی نفهمیدن)
6 – روزآمد یا تجددگرا: 👈 به زمان در آوردن فلسفه
نسبت اندیشه های تاریخی فیلسوفان با مشکلات کنونی زمانۀ ما سنجیده شود.
🌟 فهمیدن یعنی روزآمد فهمیدن.
7 – درمان نگر یا زندگی گرا: 👈 به زندگی درآوردن فلسفه
فلسفه های مختلف چگونه به داشتن زندگی فردی و اجتماعی بهتر کمک می کنند.
🌟 فهمیدن یعنی کارآمد فهمیدن.
آذرماه 1394
Post #159
3.03K