TGViewer
زنده ‌باد فلسفه! | مسعود زنجانی زنده ‌باد فلسفه! | مسعود زنجانی @vivaphilosophy · 4.84K subscribers
Post #153 3.29K
زنده ‌باد فلسفه! | مسعود زنجانی Photo
41- معرفی کتاب: کوره راه خرد

انتخاب جملات: #میثم_غضنفری
@vivaphilosophy

مشخصات نشر: کوره راه خرد: درآمدی به فلسفه، کارل یاسپرس، ترجمه مهبد ایرانی طلب، نشر قطره

بخشهایی از کتاب:

🍀 به این پرسش که فلسفه چیست و چه ارزشی دارد، پاسخ‌های بسیار داده می‌شود. برخی کسان از آن انتظار دارند که الهام‌هایی فوق‌العاده را در اختیار نهد و برخی با بی‌تفاوتی، آن را تفکر در خلأ می‌دانند. برخی با ترس و هیبت، فلسفه را تهور پرمعنای انسان‌هایی استثنایی می‌پندارند و برخی دیگر آن را همچون تخیلاتِ زائد مردمی خیال‌پرست، خوار می‌دارند. می‌توان گفت که فلسفه دشواریِ همه‌ی انسان‌هاست و بنابراین باید ساده و درک‌شدنی باشد و می‌توان گفت که فلسفه به‌گونه‌ای مأیوس‌کننده دشوار است. حقیقت این است که نام فلسفه چیزهایی را دربرمی گیرد که می‌تواند همه این حکم‌های متناقض را توجیه کند.

🍀 از نظر علم اندیشان، بدترین ویژگی فلسفه این است که به هیچ نتیجه کلی و معتبری دست نمی‌یابد؛ هیچ‌چیز به ما نمی‌دهد که بتوانیم آن را بدانیم و در نتیجه مالک آن شویم. در فلسفه هیچ معرفتی وجود ندارد که قطعی و مورد پذیرش همه باشد. هر بصیرت متقاعد کننده‌ای که از سوی همگان پذیرفته‌شده به دلیل همین متقاعدکنندگی خود، از محدوده فلسفه خارج و وارد محدوده علم شده است؛ یعنی مناسبت آن محدود به زمینه ویژه‌ای از معرفت است.

🍀 در تفکر فلسفی برخلاف علوم، پیشرفتی وجود ندارد. بی‌تردید ما امروز بسیار پیشرفته‌تر از بقراط پزشک یونانی هستیم، اما نمی‌توانیم ادعا کنیم که به حدی فراتر از افلاطون پیشرفت کرده‌ایم ما تنها از حد دستمایه‌های او یعنی یافته‌های علمی‌ای که افلاطون از آن‌ها استفاده می‌کرد فراتر رفته‌ایم. در خود فلسفه حتی به حد افلاطون هم نرسیده‌ایم.

🍀 ماهیت فلسفه برخلاف علم حکم می‌کند که از پذیرفته شدن از سوی همه صرف‌نظر کند. یقینی که فلسفه در پی آن است یقین عینی و علمی نیست که برای همه ذهن‌ها یکسان باشد، بلکه یقینی درونی است که همه اجزای وجود هر انسانی در آن سهم دارند. فلسفه به‌کل وجود می‌پردازد که انسان را همچون انسان در نظر دارد و حقیقت آن در هر جا که آشکار شود ما را بس ژرف‌تر از هر معرفت علمی متأثر می‌سازد.

🍀 تقریباً هرکسی خود را به قضاوت در مسائل فلسفی توانا می‌داند. درحالی‌که همه پذیرفته‌اند که در مورد علوم مطالعه، آموزش و روش، ناگزیر است، در مورد فلسفه آدمیان غالباً چنین فرض می‌کنند که می‌توانند بدون مطالعه مقدماتی، عقیده‌ای داشته باشند. ما تصور می‌کنیم که انسانیتِ خود ما، سرنوشتِ خود ما و تجربه‌ی خود ما، بنیاد لازم و کافی برای عقاید فلسفی است.

🍀 گوهر فلسفه مالکیت بر حقیقت نیست، بلکه جست‌وجوی حقیقت است. فلسفه همواره درراه است (بی‌آنکه به مقصد برسد) پرسش‌های آن بنیادی‌ترند تا پاسخ‌های آن و هر پاسخی هم خود پرسشی تازه می‌شود. تعریف فلسفه در راه بودن جست‌وجوگرانه است و نه رسیدن به آرامش و کمال لحظه. هیچ‌چیز بالاتر یا در کنار فلسفه جای ندارد. فلسفه نمی‌تواند از چیز دیگر ناشی شود. برای تعیین ماهیت فلسفه فقط می‌توانیم آن را در عمل تجربه کنیم. پس فلسفه تحقق فکر زنده و تأمل بر این فکر، عمل و سخن از آن عمل خواهد بود.

🍀 امروز شاید ما بتوانیم به این صورت از فلسفه سخن بگوییم: هدف آن از این قرار است:
یافتن واقعیت در سرچشمه نخستین؛
درک واقعیت در رویکرد فکری من نسبت به خودم، در کردارهای درونی‌ام؛
گشودن انسان در برابر فراگیرنده با تمامی افق آن؛
کوشش برای برقراری ارتباط میان جنبه‌های گوناگون حقیقت میان انسان‌ها و در رقابتی دوستانه؛
حفظ خرد به‌گونه‌ای صبورانه و پیوسته در حضور شکست و در حضور هر چیزی که باخرد بیگانه نماید؛
فلسفه اصل توجه ژرفی است که آدمی از خلال آن و با شرکت در واقعیت خویشتن خویش می‌شود.

🍀 فلسفه فعالیتی است عاری از آزمندی که مسائل مربوط به سود و زیان هیچ مناسبتی با آن ندارد، تلاشی است ویژه‌ی انسان همچون انسان و تا زمانی که انسان ِزنده وجود دارد، آن‌هم وجود خواهد داشت.

🍀 سرچشمه فلسفه را باید در حیرت، شک یا احساسِ بی‌پناهی جست‌وجو کرد. افلاطون و ارسطو به انگیزه‌ی حیرت به جست‌وجوی ماهیت وجود برآمدند. دکارت در میان بی اطمینانی نامحدود یقینی قطعی را می‌جست. رواقیان، در میان رنج‌های زندگی، آرامش ذهن خود ا می‌جستند. هر یک از این تجربه‌ها، حقیقت ویژه‌ی خود را دارد که در مفهوم‌ها و زبانی تاریخی پوشیده شده است. ما برای این‌که این فلسفه را از آنِ خود کنیم، از پوسته‌ی تاریخی می‌گذریم و به سرچشمه‌های نخستی که در درون ما زنده‌اند می‌رسیم.
انگیزه درونیِ ما متوجه بنیادهای استوار ژرفای وجود و ابدیت است.
این سه انگیزه – یعنی حیرتی که به معرفت می‌انجامد، شکی که به یقین می‌انجامد، بی‌پناهی‌ای که به خویشتن می‌انجامد – نمی‌توانند به‌تنهایی پاسخگوی تفکرِ فلسفی امروز ما باشند.
More from @vivaphilosophy
  1. Oct 13, 2026💡حافظ ایرانی یا ایران حافظی؟ اگر حافظ فقط یک شاعر ایرانی باشد، اگر تنها یک نام پرافتخار د…
  2. Oct 13, 2026دو جستار به بهانهٔ روز بزرگداشت حافظ #مسعود_زنجانی ۱. حافظ ایرانی یا ایران حافظی؟ https://…
  3. Oct 13, 2026از همین رو، درمانگری حافظ را نباید در نسخه‌های آماده یا تسکین‌های فوری خلاصه کرد. گاهی شعر…
  4. Oct 13, 2026حافظ بیش از آن بزرگ است که در یک نظریه جا بگیرد. او می‌تواند با نیچه وارد گفت‌وگو شود، اما…
  5. Oct 13, 2026این پرسش، امکان خوانشی دیگر را فراهم می‌کند: شاید جهان از آن رو «هیچ» است که نمی‌توان آن ر…
  6. Oct 13, 2026… گاه از خلوت و بی‌نیازی دفاع می‌کند و گاه از فقدان دوست و ضرورت عشق می‌نالد؛ گاه جهان را…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →