TGViewer
Channel Public Channel
وردة حمراء🥀

وردة حمراء🥀

@vardeahmar

و گاهی دیدن چه آرام خستگی چشمانت را می‌تکاند، همانند دیدن یک‌ گل‌سرخ ...
صفحه‌ای شخصی شبیه همان دفتر خاطرات...

@vardeahmar
Subscribers
1.51K
Photos
388
Videos
27
Links
28

Showing posts older than #2265 · Back to latest

Older Posts 19 shown
Post #2264 1.15K
فرزندان میراث این امت‌اند، توکل کرده و مهارت تربیت‌شان را بیاموزیم.
Post #2261 1.22K
تۆ ئەو کەسەی گریای بۆ من
دڵسۆزتری لە من بۆ من
تۆ ئەو کەسەی لە گیان کەندن فرمێسکت ڕشت بۆ حاڵی من ﷺ
اللهم صل علی محمد و علی آل محمد🤍
Post #2260 1.24K
و دعا بزرگترین راز زندگیست...
Post #2259 1.33K
دعا میکنم الله متعال حکمت این روزها را در زندگیمان بارزتر کند و بیاموزیم از همه کندن، حتی از خویشتن خود تا جایی که تمام خود را بدونه تک وصله‌ای در صحرایی عرضه‌کردن.

بشناسیم اسماعیل قلب خود را؛ آن سوگلی نفس، که پیشکشش کنیم در میعادگاه زندگی تا به خلیلی پذیرفته‌شدن.
باشد که در عوض، نفسی مطمئنه به عیدانه گرفتن...

لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لاَ شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ، إِنَّ الْحَمْدَ، وَالنِّعْمَةَ، لَكَ وَالْمُلْكَ، لاَ شَرِيكَ لَكَ.
Post #2258 1.23K
عیدتون خیلی مبارک باشه🤍
Post #2257 1.37K
متنی زیبا برایم فرستاده بود.
از جلوه‌های متفاوت ایمان که در جملات کوتاه و نگاه‌های پنهانی آن مامور زبده‌؛ یعنی خواهر موسی پیدا بود.
ایمانی که در قالب خونسردی و هوشیاری و نفوذ، سکانس‌های بی‌نظیر قرآنی را رقم میزند
و بازگشتی پیروزمندانه را به نزد مادر نمایش میدهد.
با خود فکر کردم گزینه‌ی خوبی برای کلاس نوجوانان مسجد باشد؛ تا ببینند و بدانند ایمان قرار است تمام ابعاد زندگی ما را بتند و در قامت فرصت‌شناسی و حکمتِ‌کلام هویدا شده و شجاعتی که رمز ایمان میشود.
صبح زود که مطالب عمیق او را بر تخته نوشتم برایش عکس گرفتم، میدانستم خواب است.
با خود فکر کردم بذر این دعوت، به‌قدری خوش‌رشد و نافذ است که بشرط اخلاص و تلاش، حتما روزی جان میگیرد و ثمر می‌دهد.
می‌خواهم بگوییم نایست، امیدوارانه دانه‌ها را با توکل، بر پهنه‌ی این زمین بیفشان و برو...
شبیه او، چه می‌دانست آن نازک‌اندیشی شبانه‌اش صبحی زود در مسجدی قدیمی بر روی تخته‌ای بی‌جان، برای رهروانی جدید گل میدهد.

#روزنوشت
Post #2256 1.02K
کسی منزل نیست، رفته‌ام از خویش...
Post #2255 1.08K
"گریستن"، خیلی وقت‌ها جبران کلماتی‌ست که نمی‌توانیم به زبان جاری کنیم.
Post #2254 1.27K
عجیب است ای شب، میگویند تو آرامی، اما تمامی قلب‌ها در تو فریاد میزنند...
Post #2253 1.34K
امروز جامدادی یکی از گل دخترهایم مسجد جا مانده بود.
باز که کردم این کاغذ را تا خورده دیدم‌؛ گمان کردم کاغذ باطله است نگو حامل رویایی مبارک بود...
هزار بار آمین برای این آرزو و‌ هدف نیکو و ابدیت عزیز من.🤍

#دخترانم
Post #2250 1.1K
بعد از روزهای دوری از این مأوای امن، شبیه کسی که مدتی طولانی از خانه‌اش دور بوده؛ همه جا را غبار بی‌مهری گرفته و بر شمعدانی لب تاقچه سوگی تاریک خیمه‌زده...
حتی کتاب شعر روی میز در بیتی جان‌سوز باز مانده...
Post #2248 1.07K
سلام علیکم ...
Post #2247 1.71K
رمضان به نیمه رسیده... اوضاعی پیچیده بر جان جامعه حاکم است.
و در این سحر رازآلود از الله متعال عاجزانه خواستارم به این ملت رحم کند.
ایمان‌مان را حفظ کند و ما را از سلطه‌ی یهود و نصارا پناه دهد.
و هر شرایطی که بخیر دنیا و قیامت‌مان هست را پیش بیاورد.
آمین🤍
Post #2246 1.98K
امام احمد ابن عاصم عنتاکی:

اخلاص آن است که در مورد انجام عملی دوست نداشته باشی مردم هیچ وقت تو را بخاطرش به یاد بیاورند.
Post #2245 1.82K
سحر با خود نشان عجیبی از امید دارد؛
شبیه نفس‌های ممتد آخرین دقائق یک دونده، برای رسیدن.
استغفار ویژه‌ی آن همچون ابریست
که ترنم شبنم را مهمان سجاده‌ات میکند در فراغ رویاهای تار و پشیمانی لذت‌های پوچ.
دعا‌های ناگفته را به قاموس اجابت فرا می‌خواند؛ همان رازهای پنهان و تمناهای ابدی...
ایمان در سکون سحر، لباسی نو می‌پوشد؛
همچون شکوفه‌های بهار
همانقدر سفید و دلکش و پاک
در نهایت تو را با آسودگی به مهمانی فجر می‌برد برای طلوعی دوباره، بندگی دوباره...

#رمضان
Post #2244 1.7K
بچه که بودم تا اوایل دبیرستان عادت داشتم هر چیزی که اذیتم می‌کرد یا دلتنگی که بر قلب کوچکم هجوم می‌آورد را، بنویسم و بسوزانم. و حتی تا به الان خاکستر همه را در ظرف سر بسته‌ای نگه داشته‌ام. ظرفی با دنیایی از دلتنگی‌های کودکانه‌ی مدفون شده و سوخته.

بعد از تابیدن نور ایمان بر قلبم و باز شدن دروازه‌ی گفتگو و نیاز و راز با پروردگار، آن عادت دیگر فراموشم شد. راستش سوزاندن راه درستی برای فرار و خلاصی از غم‌ها نبود.
غم‌ها را باید دوست داشت و حتی از آنها گفت، البته نه برای همه به رسم پیامبران در خلوتی پنهانی [مریم:۳] برای گره‌ی گشای هر رنج.
یادگرفتم میتوان غم‌ها را بذر کرد و آن را به دستان مطمئنی سپرد تا در خاک حاصل‌خیز اجابت سرزمین خود بکارد.
بذرهایی که جوانه می‌زنند، جان میگیرند
و تو بجای رنج نگه‌داشتن پس‌مانده‌ی مرده‌ی سیاه دلتنگی، روزی به دیدار غم‌هایت می‌روی در سرزمینی که هر چیزی که ثمر دهد؛ جنس آن خوشبختی است.

#خاطرات
#دعا
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →