«یک فنجان سیاست☕️»
مبانی کاپیتالیسم
🖌امیرحسین نجفی فرد، دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی
کاپیتالیسم، سیستم اقتصادی عظیمی است که بر محور مالکیت خصوصی استوار بوده است و در این رویکرد، اهداف تنها بر اساس "منافع" معنا یافتهاند و پیگیری میشوند. عرضه و تقاضا در اقتصادهای کاپیتالیستی به سوی مطلوبی سوق داده میشود و قیمتگذاری در بازارها به گونهای تنظیم میشود که بتواند بهترین منافع (جامعه) را تامین و تضمین کند.
میتوان مهمترین ویژگیکاپیتالیسم را "انگیزه مضاعف برای کسب سود" دانست.
آدام اسمیت، فیلسوف قرن هجدهم و پدر اقتصاد مدرن، درباره اقتصاد کاپیتالیستی معتقد است: در اقتصادهای کاپیتالیستی هر دو طرف معامله در مبادله داوطلبانه خویش، تنها منافع خود را در پیگیری میکنند اما هیچکدام نمیتوانند آنچه را که میخواهند بدون پرداختن به خواستههای دیگری بدست آورند.
آدام اسمیت همچنین معتقد است این "نفع شخصی" امری منطقی است که میتواند به رونق اقتصادی منجر شود. در یک اقتصاد کاپیتالیستی، داراییها - مانند معادن، کارخانه ها و شرکتها - توسط "مالکان خصوصی" کنترل و اداره میشوند. مالکان خصوصی، دستمزد کارگران را پرداخت میکنند و سود سرمایه نیز تنها به مالکان خصوصی تعلق مییابد.
اگرچه اقتصاد کاپیتالیستی تقریبا اساس همه اقتصادهای امروزی است، اما در قرن گذشته، کاپیتالیسم، یکی از دو رویکرد اصلی سازماندهی اقتصادی به شمار میرفت.
اما برخلاف کاپیتالیسم، در "سوسیالیسم"، دولت مالک ابزار تولید است و نهادهای دولتی برخلاف کاپیتالیسم که "منفعت شخصی" را دنبال میکنند به دنبال حداکثرکردن "منافع اجتماعی" هستند.
پس در جوامع سوسیالیستی شاهد قدرت خارق العاده "بروکراتها" میباشیم.
کاپیتالیسم بر ارکان مهمی استوار است که عبارتاند از:
۱. اولین ویژگی اقتصاد کاپیتالیستی "آزادی انتخاب" است که متناسب با تولید و مصرف میباشد. چنانکه اقتصاد کاپیتالیستی به خریداران حق انتخاب بسیار و آزادانه را عطا میکند. از سویی دیگر سرمایهگذاران توانایی سرمایهگذاری در شرکتهای مدنظر خویش را دارند و کارگران میتوانند شغل خود را با دستمزد بهتر ترک کنند.
۲. "مالکیت خصوصی"، ویژگی مهم دیگر اقتصادهای کاپیتالیستی است که به افراد این امکان را میدهد که داراییهای مشهود مانند زمین و خانه و داراییهای نامشهود مانند سهام و اوراق قرضه را داشته باشند.
۳. از سویی دیگر " اولویت منافع شخصی" است که از طریق آن افراد بدون توجه به فشارهای سیاسی-اجتماعی میتوانند منافع خویش را پیگیری کنند. با این وجود، این افراد ناهماهنگ در نهایت به نفع جامعه میشوند که گویی، به قول اسمیت در سال 1776 ثروت ملل، توسط (دستی نامرئی) هدایت شدهاند.
۴. عنصر اصلی دیگر اقتصاد کاپیتالیستی، "رقابت" میباشد که به دلیل آزادی شرکتها به منظور ورود و خروج از بازارها، "رفاه اجتماعی" را به حداکثر میرساند؛ پس اقتصاد کاپیتالیستی "رفاه مشترک" تولیدکنندگان و مصرف کنندگان را به ارمغان میآورد. از سویی مکانیزم بازاری که قیمتها را به شیوهای غیرمتمرکز از طریق تعامل بین خریداران و فروشندگان تعیین میکند – قیمتها در ازای آن منابعی را تخصیص میدهند که طبیعتاً بالاترین پاداش را نه تنها برای کالاها و خدمات بلکه برای دستمزدها نیز به دنبال دارد.
۴. "نقش محدود دولت" به منظور حمایت از حقوق شهروندان خصوصی و حفظ یک محیط منظم که عملکرد مناسب بازارها را تسهیل میکند. میزان عملکرد این ستونها، اشکال مختلف کاپیتالیسم را متمایز می کند. در بازارهای آزاد، که به آن اقتصادهای آزاد نیز میگویند، بازارها با مقررات کم یا بدون مقررات عمل میکنند. در اقتصادهای مختلط _که به دلیل ترکیب بازارها و دولت اینگونه نامیده میشوند_ بازارها نقش غالب را ایفا میکنند اما پارهای از مشکلات نظیر نارساییهای بازار، ارتقاء رفاه اجتماعی یا به دلایل دیگر مانند دفاع و امنیت عمومی تا حد زیادی توسط دولت میشوند. باید به این نکته توجه کنیم امروزه "اقتصادهای مختلط" رویکرد غالب اقتصادهای جهان هستند.
منابع
۱.کوتس، دیوید، مبانی سرمایهداری، ترجمه محمدحسین بیرامی (تهران: انتشارات دنیای اقتصاد، ۱۳۹۷)
۲.هرمان هوپ،هانس، سوسیالیسم و سرمایه داری، ترجمه متین پدرام (تهران:انتشارات دنیای اقتصاد، ۱۴۰۰)
#انجمن_علمی_علوم_سیاسی
#یک_فنجان_سیاست
#اقتصاد_سیاسی
---------
@utpsaa