«یک فنجان سیاست☕️»
🔹مقدمهای بر روابط ادبا و دولتها
🖌به قلم علیرضا مددی، دانشجوی کارشناسی دو وجهی علوم سیاسی
تا پیش از مدرنیته، فکر و اندیشه در ایران اغلب در قالب شعر و یا نهایتاً نثری ادبی و نه علمی انعکاس پیدا میکرد و این امر باعث شده که یک محقق ادبیات فارسی حوزه کاری وسیعی از تاریخ گرفته تا عرفان و از کلام و فلسفه گرفته تا برخی متون پزشکی داشته باشد.
اما حکایت سیاست و ادبیات فارسی رنگ دیگری دارد و در این نوشته و شاید نوشتههای آتی سعی میشود بخشی از این حکایات بازگو شود تا زمینههای آشنایی با تأثیرات ادبای فارسی زبان بر سیاست و همچنین تأثیرات سیاست بر زیست شعرا و نویسندگان فارسی زبان فراهم آید.
۱. ادبا و سیاست تا پیش از مشروطه:
میتوان گفت در ایران پیش از مشروطه، دو دسته از ادیبان ایرانی بیشتر با حکومت و سیاست مرتبط بودهاند:
اولین دسته شاعرانی بودند که برای ماندگاری اشعار خود و همچنین برای کسب درآمد، نیازمند حمایت پادشاهان، وزرا و درباریان بودند و از این رو اغلب به مدح و ستایش ارباب قدرت میپرداختند. از طرف دیگر پادشاهان و وزیران برای تقویت مشروعیت حکومت خود به بازوهای تبلیغاتی فراوانی نیاز داشتند و هیچ جادویی را به اندازه جادوی شعر برای این کار مناسب نمی یافتند.
اگرچه قصاید مدحی میتواند برای استخراج اطلاعات مفیدی از عصر شاعر مورد بهره برداری قرار گیرد اما باید به این نکته هم توجه داشت که به عنوان مثال در زمانی که شاعرانی مانند فرخی و عنصری بر سر پاداشهای بیکران سلطان محمود با یکدیگر رقابت داشتند، سلطان مشغول کشتن انسانهای بیشماری بود که جرمشان ظاهراً داشتن عقاید متفاوت با خلیفه و سلطان بود.
دسته دوم شامل ادیبانی میشود که قصد بیان انديشهها، افکار و یا نصایح خاصی را داشتهاند و آنها نیز ناچار بودند برای کسب درآمد و مورد توجه پادشاه و درباریان قرار گرفتن، خود را به حکومت نزدیک نگه دارند و در صورت لزوم به مدح صاحبان قدرت هم بپردازند. فردوسی، بیهقی، سعدی، حافظ و حتی خواجه نظام را میتوان از این دسته به شمار آورد. از خلال نوشته های این افراد میشود اندیشه سیاسی حکیمان و حاکمان ایرانی و همچنین تا حدودی وضعیت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی هر عصر را بررسی نمود.
۲. ادبا و سیاست در عصر مشروطه و پس از آن:
در حالی که وضعیت شعر و ادبیات فارسی تا پیش از مشروطه به شکل مذکور ادامه داشت، پس از ورود سایههای مدرنیته به ایران، شعر و نثر ادبی هم دچار تحولات گوناگونی شد و شاعران و نویسندگانی که تا دیروز تنها منبع حمایتی برای خود را دربارهای پادشاهان میدیدند، با منبع بیپایانی به نام افکار عمومی و حمایت مردمی آشنا شدند. از این رو شاعران و نویسندگان بیش از پیش پا در کفش سیاست کرده و سعی نمودند وضعیت خود را از حالت منفعل و پذیرا به حالت فعال و تأثیرگذار تغییر دهند.
این مسئله تحت تأثیر عواملی بود که ذکر برخی از آنها بی فایده نیست:
۱. ورود صنعت چاپ به ایران و ارزانتر شدن صنعت نشر کتاب
۲. رفتوآمد آمد فرنگیان به ایران و همچنین بازگشت فرنگ رفتگان و تشکیل گروههای منور الفکری
۳. وجود آزادی بیان بیشتر برای شاعران و نویسندگان تحت تأثیر سستی و ضعف دولت قاجار در سالهای پیش از مشروطه و ناتوانی آن دولت در سانسور و قلع و قمع شعرا و نویسندگان، آزادی بیان نسبی پس از مشروطه و همچنین زندگی کردن بسیاری از ادبا در خارج از کشور
۴. تأسیس احزاب مختلف «مخصوصاً حزب توده» و درگیر شدن بسیاری از شعرا و نویسندگان در مسائل سیاسی روز ایران و جهان
۵. تجربه کردن استبداد پهلوی اول و دوم پس از تجربه شیرین آزادی نسبی و آرزوی باز یافتن آن روزها
این عوامل و سایر عواملی که در جای خود باید به آنها پرداخته شود، بازار سیاست را به قدری برای شاعران و نویسندگان ایرانی گرم کردند که سهراب سپهری به عنوان کسی که از دنیای سیاست فاصله گرفته و با آنچه در آن است غریبه بود، توسط دیگر شعرا مطرود شد و احمد شاملو درباره او چنین اظهار نظر میکرد: «باید فرصتی پیدا کنم یک بار دیگر شعرهایش را بخوانم، شاید نظرم درباره کارهایش تغییر پیدا کند. یعنی شاید بازخوانیاش بتواند آن عرفانی را که در شرایط اجتماعی سالهای پس از کودتای ۳۲ در نظرم نامربوط جلوه میکرد، امروز به صورتی توجیه کند. سر آدمهای بیگناهی را لب جوب میبرند و من دو قدم پایینتر بایستم و توصیه کنم که: "آب را گل نکنید!" ... دست کم برای من فقط زیبایی کافی نیست؛ چه کنم؟ اختلاف ما در موضوع کاربرد شعر است. شاید گناه از من است که ترجیح میدهم شعر شیپور باشد نه لالایی؛ یعنی بیدارکننده باشد نه خوابآور.»
در نوشته های آتی سعی خواهد شد نوشتهها، آثار و ادبایی که پایی در کفش سیاست و پایی در کفش ادبیات داشتهاند، به تفصیل معرفی و بررسی گردند به گونه ای که برای دانشجویان هر دو رشته سودمند واقع شود.
#یک_فنجان_سیاست
-------------
@utpsaa