Thvsession? Obsession about @ thv
Owner : @tirtirhoney
Ttm : @Elatalkbot
Owner : @silvertinny
Post #14838
51
و اگر کسی جا مونده حتما تو بات بهم بگه
𝗍 @thvsession
Showing posts older than #14844 · Back to latest
This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram
𝗍𝗁𝗏𝗌𝖾𝗌𝗌𝗂𝗈𝗇🆕️ Check ‼️
This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram
This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram
This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram
𝗍𝗁𝗏𝗌𝖾𝗌𝗌𝗂𝗈𝗇🆕️ ❓: اگه یکی از اعضای گروه تبدیل به زامبی بشه، به همه بگیم یا قایمش کنیم؟ 🐿️ : من قایمش میکنم. 🐨 : صبر کنید. زامبی منو گاز میگیره یا نه؟ 🐱 : اون دیگه... 🐰 : ولی صبر کن! این عضو تنها زامبی دنیاست؟ 🐱 : تنها زامبیه. میتونه باعث شروع همهچی بشه. 🐰 : پس ازش برای…
🐨 : ولی اگه این اتفاق بیفته چی؟ اگه به مردم بگیم، ممکنه یه دکتر کیم یا یه نفر دیگه پیدا بشه و دارویی براش بسازه.
🐹 : ولی این عضو ممکنه در نهایت دنیا رو نابود کنه.
🐿️ : تازه ممکنه خودش نخواد مردم چیزی بدونن.
🐥 : ولی حتی اگه منطقی هم به قضیه نگاه کنیم، فکر نمیکنم بتونید برای همیشه زندانیش کنید.
🐹 : چرا وقتی داریم دربارهی زامبی حرف میزنیم، منطقی فکر میکنی؟
🐰 : توی «من افسانهام»...
🐿️ : نه، گوش کنید. تواناییهای فیزیکیشون خیلی قویتر میشه.
🐥 : نمیشه کنترلش کرد و خیلی قویه...
🐻 : اگه یه زامبیِ قابلکنترل باشه چی؟
🐹 : اون خیلی حرفگوشکنه.
🐻 : ببخشید، من زامبی شدم.
🐹 : اگه حرفگوشکن بود، هم میشستمش، هم هر کار دیگهای لازم بود انجام میدادم.
🐨 : بیاید اول با تیمی که مسئول پروتکله در موردش صحبت کنیم.
🐰 : پسرمون با توپها کجاست؟
🐻 : پسرِ توپها.
🐱 : من دیگه خیلی هم پسر نیستم.
🐥 : لازم نیست این کارو انجام بدی.
🐰 : مردِ توپها!
𝗍𝗁𝗏𝗌𝖾𝗌𝗌𝗂𝗈𝗇🆕️ ❓: «بهش فکر میکنم» یعنی «نه» یا طرف واقعاً قراره بهش فکر کنه؟ 🐱 : برای من یعنی واقعاً بهش فکر میکنم. 🐨 : صبر کنید، یعنی «بهش فکر میکنم» یعنی... 🐿️ : واقعاً قراره بهش فکر کنی یا فقط میخوای از سرت بازش کنی؟ 🐹 : یه روش غیرمستقیم برای گفتن «نه»ـه. 🐥 : مردم…
🐨 : ولی اگه فقط بگی «بهش فکر میکنم»، بیشتر شبیه اینه که داری از جواب دادن طفره میری. اگه واقعاً بخوای بهش فکر کنی، میگی: «هوم، بذار یه کم فکر کنم.» اون موقع واقعاً منظورت همینه.
🐹 : مگه موضوع فقط این نیست که واقعاً از ته دل این حرف رو میزنی یا نه؟
🐻 : فکر میکنم همهچیز به لحن بستگی داره. ولی من همچنان بیشتر به سمت «نه» متمایلم. در مقایسه با این: «اوه، بهش فکر میکنم!»
🐰 : ولی اگه واقعاً بیشتر به «آره» متمایل باشی، اگه این حس تو قویتر باشه، این حرف رو با اون لحن نمیزنی.
🐻 : ولی لحنش چطوری بود؟
🐥 : در هر صورت، فقط به این دلیل اینو میگی که تصمیم گرفتن برات سخته. برای همین میگی «بهش فکر میکنم». چون مطمئن نیستی کدوم رو انتخاب کنی. ولی من فکر نمیکنم این به معنی رد کردن باشه.
🐨 : اگه صادقانه بگی «بهش فکر میکنم»، یعنی بالاخره یه علاقهای بهش داری.
🐻 : خب، پس ازت میپرسم. تو جوابم رو میدی. هوبی، من فکر میکنم ازت خوشم میاد. با من قرار میذاری؟
🐱 : اونوقت دیگه نمیتونی فقط بگی «بهش فکر میکنم».
🐹 : ولی من یه سؤال دارم. چرا وقتی کسی ازت میخواد باهاش قرار بذاری، گفتن «بهش فکر میکنم» بیادبانه حساب میشه؟
🐰 : چون انگار داری گزینهها رو سبکسنگین میکنی.
🐹 : نه. خب، آدم حق داره فکر کنه.
🐱 : میتونه فکر کنه، ولی وقتی اینو میگی، مهمه که چطور بیانش کنی. یه کم بیادبانه به نظر میاد.
🐰 : تصور کن از یکی دعوت کردی باهات قرار بذاره و اون در جواب بگه: «بهش فکر میکنم!»
🐹 : نه، این... نه! با همچین حالت چهره و لحنی که بگی «بهش فکر میکنم!» معلومه که طرف ناراحت میشه.
🐨 : ولی اگه طرف بگه: «اوه، بذار فکر کنم. میشه یه کم بهش فکر کنم؟» اون دیگه کاملاً فرق داره.
🐹 : ولی در اصل که هر دو یکی هستن.
🐨 : نه، داریم زیادی بهش شاخوبرگ میدیم.
🐰 : نه، ولی اول باید موقعیت رو مشخص کنیم. ما باید فقط خود جملهی «بهش فکر میکنم» رو ارزیابی کنیم.
🐻 : اگه بخوایم جمعبندی کنیم، همهمون فکر میکنیم این یعنی طرف واقعاً بهش فکر میکنه.
🐥 : چون باید بهش فکر کرد.
🐨 : من میرم خونه و بهش فکر میکنم.
𝗍𝗁𝗏𝗌𝖾𝗌𝗌𝗂𝗈𝗇🆕️ 🐥 : بیا اینجا، بیا اینجا. 🐱 : خط شروع اونجاست. 🐹 : فکر کردم روی زمین پول افتاده. فقط میخواستم مطمئن بشم. 🐱 : خط شروع اونجاست. 🐥 : ولی دربارهی آهنگ... «چراغ قرمز، چراغ سبز». بیا اینجا. 🐱 : برو، برو اونجا. 🐿️ : حتی چشمهاتون رو هم نمیتونید ببندید. 🐱 : نمیشه…
🐰 : چون من آدم صادقیام.
🐥 : چراغ قرمز، چراغ سبز. اوه، خوب بازی میکنی. چرا سرت رو بالا آوردی؟
🐻 : خودت چی؟ آخر کلمهی «سبز» کجاست؟ اصلاً «ز» نداره!
🐱 : چرا نامجون داره به عقب راه میره؟
🐻 : داره فرار میکنه.
🐹 : هی! چرا داری به عقب راه میری؟
🐱 : در هر صورت باید بیای اینجا، چون آخرین نفری هستی که باقی موندی.
🐻 : چه خائن!
🐨 : در هر صورت اون آزادشون میکنه.
🐰 : ببینید چطوری داره فرار میکنه.
🐿️ : از کجا باید پارهش کنم؟
🐰 : بین دستهای جین و جیمین.
🐥 : اینجا، اینجا. جین، این دیگه چی بود؟
🐹 : هوبی قبل از اینکه حتی بفهمم، منو آزاد کرد. داشتم فکر میکردم بدوم یا نه؟
🐱 : اینه حس دوباره بچه شدن. بچه بودن سخته.
𝗍𝗁𝗏𝗌𝖾𝗌𝗌𝗂𝗈𝗇🆕️ 🐿️ : خب، بازی بعدی چیه؟ 🐰 : بعدش چی؟ خب، «چراغ قرمز، چراغ سبز»! بریم. همه بهجز من این بازی رو انجام دادن؟ 🐿️ : جونگکوک، تو هم باید بازی کنی. 🐰 : نه، من بازی نمیکنم! خب، اینطوری! بیاید ادامه بدیم. میریم سراغ «چراغ قرمز، چراغ سبز»! 🐻 : اول باید یه نفر رو…
🐻 : حالا که من گردانندهام، میخوام ببینم چقدر میتونید مسخرهبازی دربیارید. جون هوسوک، چراغ سبز!
🐥 : من هنوز روی خط شروعام!
🐿️ : صبر کنید، مغزم هنگ کرد.
🐻 : باشه، این یکی رو کش میدم. کیم نامجووووون، چراغ سبــــز!
🐿️ : سخته که یهدفعه وایسی.
🐱 : تکون خوردی.
🐻 : صبر کن. وقتی کیم نامجون بودی، چیکار میکردی؟
🐰 : الان میتونم حرکت کنم؟
🐥 : من تمام مدت اینطوری راه میرفتم.
🐻 : خب، وقتی کیم نامجون بودی، چیکار میکردی؟
🐰 : میتونم حرکت کنم؟
🐻 : آره. خب، وقتی کیم نامجون بودی، چیکار میکردی؟
🐹 : منم اینطوری راه میرفتم.
🐻 : خوبه، تو وقتی کیم نامجون بودی چیکار میکردی؟
🐨 : من فقط تا اینجا اومدم.
🐻 : خب، حالا انگشت کوچیکت رو بده به من. پارک جیمین، چراغ سبز!
🐻 : صبر کن. این کار چه ربطی به پارک جیمین داشت؟
🐰: نتونستم.
🐻 : بیا اینجا، چیکار میکردی؟
🐨 : من اینطوری میکردم.
🐥 : قرار بود این یعنی چی؟
🐻 : فهمیدم. مین یونگی، چراغ سبز. اینو قبول میکنم. این یکی رو هم قبول میکنم.
🐻 : تهیهکننده، چراغ سبز!
🐹 : چرا دنبال ما نمیای؟ اصلاً کی تو رو گرداننده کرد؟
🐿️ : باید درست همون لحظهای که آزاد میشیم، ما رو بگیری.
🐻 : کی تونستید آزاد بشید؟
🐥 : حالا من گرگ میشم. و فقط قراره « چراغ قرمز، چراغ سبز » معمولی رو بازی کنم.
وقتی پسرا گفتن « اگه چئونگگوکجانگ نخوری، کرهای نیستی » تهیونگ هم که چئونگگوکجانگ نمیخوره چون خیلی تنده پس همون لحظه قید کرهای بودنشو زد و یهو شروع کرد روبه روی هوبی تایلندی حرف زدن ( 😭 )