🐻 : حالا که من گردانندهام، میخوام ببینم چقدر میتونید مسخرهبازی دربیارید. جون هوسوک، چراغ سبز!
🐥 : من هنوز روی خط شروعام!
🐿️ : صبر کنید، مغزم هنگ کرد.
🐻 : باشه، این یکی رو کش میدم. کیم نامجووووون، چراغ سبــــز!
🐿️ : سخته که یهدفعه وایسی.
🐱 : تکون خوردی.
🐻 : صبر کن. وقتی کیم نامجون بودی، چیکار میکردی؟
🐰 : الان میتونم حرکت کنم؟
🐥 : من تمام مدت اینطوری راه میرفتم.
🐻 : خب، وقتی کیم نامجون بودی، چیکار میکردی؟
🐰 : میتونم حرکت کنم؟
🐻 : آره. خب، وقتی کیم نامجون بودی، چیکار میکردی؟
🐹 : منم اینطوری راه میرفتم.
🐻 : خوبه، تو وقتی کیم نامجون بودی چیکار میکردی؟
🐨 : من فقط تا اینجا اومدم.
🐻 : خب، حالا انگشت کوچیکت رو بده به من. پارک جیمین، چراغ سبز!
🐻 : صبر کن. این کار چه ربطی به پارک جیمین داشت؟
🐰: نتونستم.
🐻 : بیا اینجا، چیکار میکردی؟
🐨 : من اینطوری میکردم.
🐥 : قرار بود این یعنی چی؟
🐻 : فهمیدم. مین یونگی، چراغ سبز. اینو قبول میکنم. این یکی رو هم قبول میکنم.
🐻 : تهیهکننده، چراغ سبز!
🐹 : چرا دنبال ما نمیای؟ اصلاً کی تو رو گرداننده کرد؟
🐿️ : باید درست همون لحظهای که آزاد میشیم، ما رو بگیری.
🐻 : کی تونستید آزاد بشید؟
🐥 : حالا من گرگ میشم. و فقط قراره « چراغ قرمز، چراغ سبز » معمولی رو بازی کنم.
Post #14738
26
𝗍𝗁𝗏𝗌𝖾𝗌𝗌𝗂𝗈𝗇 🐿️ : خب، بازی بعدی چیه؟ 🐰 : بعدش چی؟ خب، «چراغ قرمز، چراغ سبز»! بریم. همه بهجز من این بازی رو انجام دادن؟ 🐿️ : جونگکوک، تو هم باید بازی کنی. 🐰 : نه، من بازی نمیکنم! خب، اینطوری! بیاید ادامه بدیم. میریم سراغ «چراغ قرمز، چراغ سبز»! 🐻 : اول باید یه نفر رو…
ادامه ی ترجمه 👇🏻