پژوهشکده ابرار معاصر تهران
فاصله میان دو جنگ ۱۲ و ۴۰روزه، بازهای بسیار مهم و سوژهای بهغایت درسآموز برای سیاستگذاران جمهوری اسلامی ایران و اعضای جامعه تحلیلی روابط بینالملل و مطالعات استراتژیک در جهان محسوب میشود. ایران، آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای عربی، در این بازه با ادراک خود از تهدید و ساماندهی کنشهای عملیاتی و البته ضعفها و قوتهای خود در این دو حوزه، مسیری را طی کردند که نقطه شروعش، پایان جنگ ۱۲ روزه و نقطه پایانش، آغاز جنگ ۴۰روزه بود. این بازه که میتوان ابتدای آن را حتی به ۷ اکتبر ۲۰۲۳ نیز امتداد داد، اکنون روبهروی ماست تا با آسیبشناسی آن، درسآموختههای آن را بشناسیم.
بهنظر میرسد یکی از مهمترین درسآموختههای این بازه زمانی، ضعف جمهوری اسلامی در معتبرسازی تهدیدات اصلی خود برای طرف مقابل بود. اگر بپذیریم دو کنش عملیاتی اصلی ایران در جنگ ۴۰روزه، منطقهایسازی جنگ و کنترل/ انسداد تنگه هرمز بود، ناظر بر این دو، میتوان درسآموخته مورد اشاره را تشریح کرد.
منطقهایسازی جنگ: با وجود آنکه رهبر شهید انقلاب اسلامی در ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ (۲۷ روز قبل از حمله آمریکا و اسرائیل)، بهصراحت از منطقهایسازی جنگ ازسوی ایران در صورت حمله به این کشور فرموده بودند، مقامات نظامی نیز آشکارا بر آن تأکید میکردند و حتی وزیر امور خارجه هم در تماسها و دیدارهای خود با مقامات دولتهای عرب این تهدید را تکرار میکرد، اما در ادراک دشمن، این تهدید معتبر تلقی نشد. این جمله از ترامپ در میانه جنگ که گفت گمان میکرده ایران در روزهای نخست تمام/ تسلیم میشود یا اینکه وزیر جنگ آمریکا، باور داشته که پاسخ ایران به حمله، نمادین خواهد بود، دقیقاً بیانگر آن است که دشمن، تهدید منطقهایسازی جنگ یا عمق آن را معتبر تلقی نکرده بود تا عملاً بازدارندگی نسبیای برای ایران از این ناحیه ایجاد شود.
کنترل/ انسداد تنگه هرمز: نیروی دریایی سپاه پاسداران تحت اشراف، کنترل و پایش میدانی فرماندهی کل سپاه، مانوری بیمانند را در ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ (۱۲روز پیش از حمله آمریکا و اسرائیل) در منطقه راهبردی تنگه هرمز خلیج فارس برگزار کرد. این رزمایش ترکیبی، گرم و هدفمند با نام «کنترل هوشمند تنگه هرمز»، با هدف اعلانی بررسی آمادگی یگانهای عملیاتی نیروی دریایی سپاه پاسداران، مرور برنامههای تأمینی و سناریوهای اقدام نظامی متقابل سپاه در مواجهه با تهدیدات امنیتی و نظامی احتمالی در منطقه تنگه هرمز و بهرهگیری هوشمند از مزایای ژئوپلیتیک ایران در خلیج فارس و دریای عمان برگزار شد. اما این تهدید آشکار، حتی آنقدر اعتبار نیافت که بهعنوان یک متغیر اساسی به نظام محاسباتی ترامپ و تیمش وارد شود. سیانان در هفته دوم جنگ گزارش کرد که ترامپ و یارانش، برخلاف تیمهای سابق مستقر در کاخ سفید، تصور نمیکردند ایران بخواهد و بتواند از گزینه تنگه هرمز استفاده کند. بنابراین این تهدیدِ آشکارا عینیتیافته در یک مانور نظامی نیز نتوانست اعتبار لازم را در نظر دشمن بیابد تا سهمی از بازدارندگی را پیش از جنگ ایجاد کند.
اکنون جمهوری اسلامی ایران با تمرکز بر ناکامی در اعتباربخشی به دو تهدید اصلیاش پیش از جنگ ۴۰روزه که بازدارندگی لازم را ایجاد نکردند و با تأکید بر اینکه دشمن در پی ضربهای اساسیتر به این نظام و سرزمین است، باید در نحوه معتبرسازی تهدیداتش برای دشمن، بازاندیشی کند تا مانع از حمله مجدد، یا شدت و عمق آن شده و البته بر محاسبات طرف مقابل در جنگ اقتصادی کنونی نیز اثرگذار باشد. جنگ ۴۰روزه با هزینهای سهمگین به ما ثابت کرد که صرف تهدید، کفایت نخواهد کرد؛ سهمی از تهدید باید در منظر دشمن، ولو در منطقه خاکستری، عینیت یابد تا تهدید را جدّی بگیرد.
ملاحظه: محدوده زمانی مورد مطالعه در این یادداشت، بازه میان دو جنگ است و طبیعی است که اقدامات قاطع نیروهای مسلح در تحقق آن دو تهدید با شروع جنگ، محل بحث نیست.
@Tehraninstitute