#دکترِ مرده که پای شبِ بیمار بماند
«هر که این کار ندانست در انکار بماند»
شبِ من وصل شد از گریه به شبهای شما
شب قسم خورد به زیتون و به لبهای شما
شبِ قرص از وسطِ تیغ... شبِ دار زدن...
شبِ تا صبح، کنار تلفن زار زدن
درد بودیم اگر دردشناسی کردیم
کافه رفتیم! ولی بحث سیاسی کردیم
گریه کردیم ولی زیر پتویی ساکت
فحش دادیم به اخبار تو در اینترنت
عشق، آزادیِ تو بود و نبودی پیشم
«من که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم؟!»
#دکتر_سید_مهدی_موسوی
****
#فرهاد_سالاری و #عرفان_طاهرخانی هر دو دانشجوی پزشکی، هر دو دانشگاه تهران، هر دو دیگر نخواهند بود.
Post #331
751


- 💔 26
- ❤ 1