سلام ماتیلدای عزیزم
ببخشید که من مثل تو در نامه نوشتن خوب نیستم، و این روز ها هم به قدری خسته ام که ذهنم دیگه توان فکر کردن نداره :)
متاسفانه هنوز انسان ها با شمشیر های کندشان بهم زخم میزنند و من هم کم بیش توپ های آتشین کوچکی به سمتشان پرت میکنم 😁
متاسفانه یا خوشبختانه نمیتوانم در غار امنم بمانم و باید هر روز و شب با آدم ها سر و کله بزنم 🫠
و چقدر به این جمله ها نیاز داشتم :)
علاوه بر فشار بیرونی، این مدت خودم خودم رو هم خیلی سرزنش میکنم :)
امیدوارم بتونم حرف های دیگران رو نشنیده بگیرم و با خودم مهربان تر باشم،
واقعا زندگی همینه..
لحظه های تلخ در کنار لحظه های شیرین
و فهمیدم چقدر تحمل اون لحظه های تلخ برام سخته..
ماتیلدای عزیزم
بی نهایت ازت سپاسگزارم بابت این نامه ی گرم و صمیمی و دلنشینی که برام نوشتی :)❤️✨
امیدوارم لحظه به لحظه زندگیت پر از برکت، ثروت، سلامتی، حال خوب و.. باشه.
دوست دار تو
فائزه.
برای ماتیلدا که قلبی به مهربانی خدا دارد.
Post #86
4
Forwarded from ˢⁱˡᵛᵉʳ ᴹᵒᵒⁿ ᶠᵃᶻⁱ 🌑✨ (Fαҽȥҽԋ✨️)