TGViewer
ᵍᵃˡᵃᶜᵗⁱᶜ 𝐶ℎ𝑎𝑙𝑙𝑒𝑛𝑔𝑒𝑠 ᵍᵃˡᵃᶜᵗⁱᶜ 𝐶ℎ𝑎𝑙𝑙𝑒𝑛𝑔𝑒𝑠 @squirrelchallenge · 5 subscribers
Post #65 13

Forwarded from 𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚 (𝕄𝕒𝕥𝕚𝕝𝕕𝕒)

در حالی که زیر درختی جا خوش کرده‌ام، نامه ای مینویسم تا برسد به دست مبارز اهریمنی‌ای که چرا های زندگیش روز به روز بیشتر می‌شوند.

سلام گین عزیز، حال و احوال چطور است؟ از آن چرا هایی که ز خود پرسیدی، به کدامشان جواب دادی؟ یا دوباره آنها را بی‌جواب گذاشتی و گوشه‌ای از این دنیای بزرگ تنها نشستی تا جوابی به تو حلول یابد؟

این روز هارا چگونه می‌گذرانی؟ در جهت خوشحال کردن دوست هایت قدم برمیداری، یا که دوباره ماجراجویی تک‌نفره‌ی خود را آغاز کرده و سعی در انزوا کردی؟ در این راهِ پر پیچ و خمی که آمدی، دوستی هم یافتی؟ یا تلاش کردی تنها بمانی،مبادا که وجودت دیگران را آزار دهد؟

گینِ زیبای من، که نامت هم مرا به یاد غمی می‌اندازد که گین شده، برایت این نامه را مینویسم، تا بلکه کمی از فکر های خود کاسته، بتوانی از صدای جویباری که در نزدیکی آن سکنا گزیدی لذت ببری. نمی‌دانم در کجا خواهی بود زمانی که این نامه به دستت می‌رسد، لیکن گوش کن، به صدای اطرافت،که آنها پاسخگوی تو خواهند بود.

در این چند صباحی که مکان امنت را به من اجاره داده بودی، از آن به خوبی مراقبت کردم. سعی کردم که در اعماق آن زیاد پرسه نزنم، تاریکی های عمارتت را روشن کردم تا ساکنینش راحت بمانند، و همه جارا آ و جارو کشیده و اثراتت را جمع و در صندوقچه ای نگاه داری کردم تا بازگردی.

بازگشتت تا هر زمان که خواستی طول کشد، اشکالی نخواهد دا‌شت. آدمی به زمان نیاز دارد تا با خود کنار بیاید، تا خودِ گمشده‌اش را در وسعت این دنیای پهناور بیابد، و بتواند دوباره به آرامش برسد. ولی این را بدان که کبوتر های سفیدی را که گاه بی گاه اطرافت میبینی و آنها را تغذیه میدهی، چشمان من هستند تا مراقب تو باشند.

آری، ای گین عزیز! یادت باشد که اگر کسی هم تورا دوست نداشت، من اینجا هستم تا تورا دوست بدارم. بر دانه‌ دانه‌ی اشک هایت بوسه بزنم، و در زمانی که درون خود مچاله میشوی، تورا در آغوش بگیرم و مانند گلی نوشکفته تورا از این غم بی پایان رهایی دهم.

یادت باشد که غم، عصاره‌ی زندگیست. سخت مگیر،که گر سخت بگیری، آن ها به تو سخت خواهد گرفت، و اینگونه کامت تلخ شَوَد. بگذَر، که این را از ته اعماق قلبت شنیدم. که دوست داری بگذری، لیکن سوال های درون ذهنت نمیگذارند. پس بگذر، و مغزت را به دست من بسپار تا ادبش کنم.

دوست دارت،
ماتیلدا

برای مبارز اهریمنی‌ای که قلبی به کوچکی گنجشک و روحی به پاکش نور دارد.
More from @squirrelchallenge
  1. Sep 24, 2026نامه‌ای می‌نویسم تا از پشت جعبه ها و بایگانی های درون انباریِ آزمایشگاهِ یک دانشمندِ به‌قو…
  2. Sep 24, 2026سلام ماتیلدای عزیزم ببخشید که من مثل تو در نامه نوشتن خوب نیستم، و این روز ها هم به قدری خ…
  3. Sep 16, 2026نامه‌ای را در پاکتِ نقره‌ای رنگی می‌گذارم، تا شاید به دهانه‌ی غار کوچکی از یک اژدهای سفید…
  4. Sep 16, 2026نامه‌ای می‌نویسم، تا این‌بار سر از آشوبِ روی میز یک رئیس مافیا دربیاورد و برای لحظه‌ای اور…
  5. Sep 14, 2026نامه‌ای می‌نویسم، تا این بار با دسته‌ای از بادکنک ها، از روی آبشاری بلند عبور کند و به دست…
  6. Sep 7, 2026نامه‌ای مینویسم، مختصر و کوتاه، تا با وزش باد های شهریوری، برسد به دست پری کوچکی که در بوت…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →