TGViewer
ᵍᵃˡᵃᶜᵗⁱᶜ 𝐶ℎ𝑎𝑙𝑙𝑒𝑛𝑔𝑒𝑠 ᵍᵃˡᵃᶜᵗⁱᶜ 𝐶ℎ𝑎𝑙𝑙𝑒𝑛𝑔𝑒𝑠 @squirrelchallenge · 5 subscribers
Post #64 12

Forwarded from Bot_Apandics~

جادوگر غریبه برای خرید اقلام جادویی به شهر رفته بود و در راه به ماتیلدای کوچک برخورد که از پنجره به بیرون نگاه میکرد، توجهش جلب شد لبخند زد پاکتی که درونش یک نامه به همراه کمی فندق، توت فرنگی و هویج بود را به داخل خانه ی ماتیلدا انداخت و غیب شد.


متن نامه:
درود سنجاب کوچولو، به نظرم این روزها کمی خسته شدی اما هنوز پر از انرژی هستی، همچون آتشفشانی از رنگ ها که فوران میکند، ایده های رنگارنگ تو نیز یکی پس از دیگری ظاهر میشوند
میدانی سنجابک عزیز به راستی تو قلب مهربانی داری
میدانم وقت هایی که غمت بزرگ میشود و دریایت طوفانی به خانه ی مخفی ات، همان کلبه ی درختی پناه میبری و دوباره پنهان میشوی تا کسی را از خود نرنجانی
اما جنگل صدای اشک هایت را میشنود
تو عاشق یادگیری هستی و همین سبب میشود بال هایی برای پرواز داشته باشی که هرکسی قادر به دیدنشون نیست
شاید سنجاب ها هم بتوانند پرواز کنند چه کسی میداند؟

کوچولوی مهربان، گاهی آدم ها به تلخی دانه های قهوه رفتار میکنند و همه ی شیرینی ها به یکباره محو میشوند اما هنوز مهربانی وجود دارد همان گلی که در قلب زیبای تو میدرخشد پس خوب مراقبش باش
راستی توت فرنگی هایی که برایت گذاشتم آنقدر شیرین هستند که گرد و غبار آن آدم ها را مثل جارو از ذهنت پاک میکند

سنجابک اگر افکارت اعلام جنگ کرده اند و تو را در اندوه، خشم و پوچی حبس کرده اند
کتاب های مورد علاقه ات را باز کن
همان داستان هایی که لابه لای ورق هایشان چرت نزدی و با خواندن هر خطش لبخند زدی
هر کتابی رایحه ی محبوبِ خودش را دارد و تو نیز همینطور
تو تواناهایی داری که دیگران ندارند پس خودت را مفید و باارزش بدان و اگر روزی از خودت ناامید شدی یکی از فندق های جادویی که برایت گذاشتم را بخور تا غصه هایت را فراموش کنی

راستی بیشتر نقاشی کن و با رنگ های جادویی روحت به این کاغذ سفید زندگی ببخش
تو به خودت نویسنده نمیگویی اما کتاب چاپ کردن خالی که فایده ای ندارد
نویسنده ی واقعی کسی است که با قلمش دل ها را تکان بدهد، چشم ها را به گریستن و لب ها را به لبخند وا دارد
تو دل هزاران نفر را تکان دادی پس لایق این هستی که نویسنده خطاب بشی

اگرچه تو را از دور دیدم و هزاران چیز بی جواب مانده اند
اگر روزی اشک هایت گوله گوله پایین آمد و قلبت آبی شده بود یا دوباره در کلبه ی مخفی ات پنهان شدی این را بدان که من پشت در خانه ات هستم هر زمان که بخواهی
تو تنها نیستی
شاید این بار برایت کمی شیرینی و چای اوردم تا باهم گپ بزنیم یا شاید هم سازم را اوردم برایت آواز خواندم تا شاپرک های طلایی را به رقص وا دارم
آخر انقدر شیطون و وروجک هستند که چه بخواهی چه نخواهی به تماشایشان مینشینی
راستی هویج نشانه ی دوستی من به تو بود
این هویج ها تنها برای اشخاص خاص هستند

دوست دار شما
جادوگر خرگوش ها🪄


تقدیم به دخترکی که قلبی به وسعت اقیانوس دارد
More from @squirrelchallenge
  1. Sep 24, 2026نامه‌ای می‌نویسم تا از پشت جعبه ها و بایگانی های درون انباریِ آزمایشگاهِ یک دانشمندِ به‌قو…
  2. Sep 24, 2026سلام ماتیلدای عزیزم ببخشید که من مثل تو در نامه نوشتن خوب نیستم، و این روز ها هم به قدری خ…
  3. Sep 16, 2026نامه‌ای را در پاکتِ نقره‌ای رنگی می‌گذارم، تا شاید به دهانه‌ی غار کوچکی از یک اژدهای سفید…
  4. Sep 16, 2026نامه‌ای می‌نویسم، تا این‌بار سر از آشوبِ روی میز یک رئیس مافیا دربیاورد و برای لحظه‌ای اور…
  5. Sep 14, 2026نامه‌ای می‌نویسم، تا این بار با دسته‌ای از بادکنک ها، از روی آبشاری بلند عبور کند و به دست…
  6. Sep 7, 2026نامه‌ای مینویسم، مختصر و کوتاه، تا با وزش باد های شهریوری، برسد به دست پری کوچکی که در بوت…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →