TGViewer
ᵍᵃˡᵃᶜᵗⁱᶜ 𝐶ℎ𝑎𝑙𝑙𝑒𝑛𝑔𝑒𝑠 ᵍᵃˡᵃᶜᵗⁱᶜ 𝐶ℎ𝑎𝑙𝑙𝑒𝑛𝑔𝑒𝑠 @squirrelchallenge · 5 subscribers
Post #63 9

Forwarded from 𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚 (𝕄𝕒𝕥𝕚𝕝𝕕𝕒)

نامه‌ای مینوسم، از برای مبارزی با ردای سفید مه به جای شمشیری باریک، بستنی در دست در گوشه بنشسته و سعی دارد از هوهوی باد میان شاخ و برگ درختان لذت ببرد.

سلام گیوی عزیز، حالت چطور است؟ هنوز هم سعی می‌کنی تنهایی مشکلاتت را حل کنی، یا که همسفری را برای خود برگزیدی؟ هنوز هم دوستانت را ترک می‌کنی تا به آنها آسیب نرسانی، یا که سعی می‌کنی دگر کسی را ترک نکرده و هرطور شده در آغوش گرم آنها بمانی؟

روز های تابستانه را چطور گذراندی؟ در زیر گرمای سوزان این خورشید سخت‌گیر ذوب شده و در طبیعت محو شدی، یا که با یک بستنی وانیلی کوچک دقیقا روبه‌روی پنکه، خود را خنک و از فکر های بسیار رها ساختی؟ دوستانت تورا با هدیه های هویجیشان خوشحال کردند، یا که تو با بغل های گرم و آرام کننده‌ات به آنها تسکین دادی؟

گیوی عزیز. با گشتن در مکان امن زیبایت و نگاه کردن به هنر هایت که بر دیوار عمارت آویخته بودی، شباهتی را میان خودم و خودت احساس کردم. شباهتی که به دوستی هایت مربوط میشود، که هر وقت نگران از غمگین کردن و آسیب رساندن به دیگران شدی، هر زمانی که خیال کردی در حال ناراحت کردن دیگران با غم ها و دغدغه هایت آزار میدهی، از آنها دور شده و در کنج اتاقت سکنا می‌گزینی.

اگر افکار و خیالت بر تو سخت میگیرند، لطفا بگذار همانگونه بمانند و به آنها اعتنایی مکن. روزگاری که در آن زندگی میکنیم، بسیار سختگیرانه تر و سنگدل تر از آن است که بخواهی با خیال نادرست و غمزده آنرا بر خودت تلخ تر از شوکران کنی.

مقداری را که خیال میکنم به شناختت دسترسی پیدا کرده‌ام، خیالی بیش نیست. تو از آن انسان هایی هستی که لایه های عمیق تری داری و به این راحتی ها نمی‌شود تورا شناخت. نوشته هایت، نقاشی هایت، و افکارت را دوست دارم، همانگونه که هست. زیبا و ظریف.

این را بدان که اگر کمی افکارین پولادین تر از کنون شد و گردن خویش را دوباره بر زیر گیوتین قرار داده، من اینجا خواهم بود تا تورا از این زنجیر های سفت و سخت رها کنم. اینجا خواهم بود تا بعد از زخمی کردن خودت بخاطر ناراحت کردن دوستانت، تورا در آغوش بگیرم و زخم هایت را ترمیم کنم. در گوشت آرام زمزمه کنم،و به تو یادآوری کنم که هیچکس بدون غم زنده نخواهد بود. پس غم خود را در آغوس بگیر، یا که خودم خواهم آمد و هر دوتایتان را در آغوش خواهم گرفت.

دوست دارت،
ماتیلدا

برای هنرمندی که هیچوقت خون کسی را به ناحق و بی‌ظرافتی نخواهد ریخت.
More from @squirrelchallenge
  1. Sep 24, 2026نامه‌ای می‌نویسم تا از پشت جعبه ها و بایگانی های درون انباریِ آزمایشگاهِ یک دانشمندِ به‌قو…
  2. Sep 24, 2026سلام ماتیلدای عزیزم ببخشید که من مثل تو در نامه نوشتن خوب نیستم، و این روز ها هم به قدری خ…
  3. Sep 16, 2026نامه‌ای را در پاکتِ نقره‌ای رنگی می‌گذارم، تا شاید به دهانه‌ی غار کوچکی از یک اژدهای سفید…
  4. Sep 16, 2026نامه‌ای می‌نویسم، تا این‌بار سر از آشوبِ روی میز یک رئیس مافیا دربیاورد و برای لحظه‌ای اور…
  5. Sep 14, 2026نامه‌ای می‌نویسم، تا این بار با دسته‌ای از بادکنک ها، از روی آبشاری بلند عبور کند و به دست…
  6. Sep 7, 2026نامه‌ای مینویسم، مختصر و کوتاه، تا با وزش باد های شهریوری، برسد به دست پری کوچکی که در بوت…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →