ضمیمه | خاطرهای از فرهنگ استادکاری
قسم زیادی از فامیلهای ما در «روفوگری فرش» فعالیت داشتند و در میان اینها، مطرحترینها هم بودند؛ از «سوزنکاران فوقحرفهای» تا «خردهکاران دقتی و سرعتی».
پدر من در دو مورد مهارت داشت. اولی در فهمیدنِ کار یا بار بود؛ یعنی چگونگی برخورد با کار. اغلب کارها را به دو قسم تقسیم میکرد: «کمکار» را از «پُرکار» تفکیک میکرد و هر دسته را روی یک مجموعه قالی میگذاشت. اینطور هم دقت و هم سرعت، چاشنی کار میشد.
مورد بعدی، تخصص او در «شیرازه زدن» بود؛ همان کاری که در کنارههای عمدتاً طولی قالی، با سوزن و پشم انجام میشود.
پدرم در سطح بازار هم شناخته شده بود. هیچوقت دنبال نمایش نبود و احترام خودش را نگه میداشت و از یک زمانی دیگر، رقابت و مسابقه را کنار گذاشته بود.
یک بار در یک کارخانه در چشمهعلی شهر ری که کار میکرد و من هم در کودکی با او به کارخانه میرفتم، شخصی پیدا شد و چپ و راست، مستقیم و غیرمستقیم، پدرم را به مسابقۀ شیرازهزدن یا شیرازهپیچیدن دعوت میکرد. پدرم نمیپذیرفت؛ چون سنش بالاتر رفته بود و این قبیل کارها را بیشتر برای جوانان شایسته میدانست.
در نهایت پدرم به یک شرط پذیرفت. گفت: «تو هم پسر داری، من هم پسر دارم. جلوی جمع مسابقه میدهیم و هر کس برنده شد، پسرش یک پسگردنیِ آبدار به بازنده بزند.»
پدرم مطمئن بود حریف را لِه میکند. مسابقه داد و برنده شد و من هم، در آن سن کم، اولین «پسگردنیِ آبدارِ روکمکنی» عمرم را به حریف پدرم زدم!
پسگردنی در آن موقعِ بازار تهران، از صد فحش بدتر بود؛ مافوق هرچه فحش بود.
@SofreNegar
.
Post #1276
30
سفرهنگار تحلیل سفرهنگارانهٔ دو فیش بالا استادان آشپزی؛ تخصص، شهرت و حافظۀ حرفهای در آشپزی صفوی دو فیش بالا نشان میدهند که آشپزی در دورۀ صفوی حرفهای دارای استادان شناختهشده، تخصصهای مشخص و معیارهای حرفهای بوده است. باورچی از «استاد حسین خان کبابی» یاد میکند…