https://t.me/Smuts_PMs/102558
وای خاک بر سرم شیرزاد یه تاکسیکه که قشنگ تایپمه... مشمینسممشنژنسممس
*زجه های زشت
Post #102579
50
Forwarded from Harf Chat
Telegram Marvelous' PM پارت ۶ دو روز برایِ شیرزاد مثلِ دو ماه گذشت. از همان لحظهای که منصور از درِ اتاقِ خصوصی بیرون رفت، چیزی در سینهیِ سرهنگِ سیساله جا خوش کرده بود که نمیتوانست اسمش را پیدا کند. اول فکر کرد عصبانیت است؛ عصبانیت از اینکه پزشکِ واحدش بدونِ اجازه و با اصرارِ…