من فکر میکنم رویکرد ما به مشروطیت ایران در بسیاری از نشستها و کنفرانسهایی که به مناسبت سالروز آن برگزار میشود، تا حدی رویکردی «موزهای» است؛ گویی با واقعهای در گذشته مواجهیم که زمانی رخ داده، به پایان رسیده و اکنون تنها باید آن را روایت و بررسی کرد.
در حالی که فهم من از مشروطیت چیز دیگری است.
بازی مشروطه هنوز تمام نشده است.
کنشگریِ هیچیک از بازیگران آن پایان نیافته و هر کدام همچنان برای سهم و جایگاه بیشتر در ساخت قدرت و در تعیین سرنوشت جامعه، به شیوههای گوناگون کوشش میکنند.
از این منظر، مشروطه را نباید صرفاً از فاصلهای تاریخی و بهعنوان یک «واقعهٔ پایانیافته» نگریست؛ بلکه باید آن را از این زاویه دید که ما هنوز در فضای مشروطهخواهی نفس میکشیم و با مسئلههای آن زندگی میکنیم.
به گمان من، جانِ مشروطه در یک عبارت خلاصه میشود: تقسیم واقعی قدرت، نه تقسیم صوری و تشریفاتی آن.
مشروطه، در معنای عمیق خود، تلاشی برای محدود کردن قدرت مطلق و به رسمیت شناختن سهم جامعه در قدرت و سرنوشت خویش بود. این دستاورد، فارغ از فراز و فرودهای تاریخی و سیاسی پس از آن، برای همه و بهویژه برای ملت ایران و تاریخ ایران، اتفاقی مبارک و ماندگار است.
شاید به همین دلیل است که مشروطه هنوز یک «موضوع تاریخی» صرف نیست؛ مسئلهای زنده است که همچنان ادامه دارد.
@Shsyari
.
Post #8799
260
- 👍 2