TGViewer
از شِکَم‌نویسی‌ها از شِکَم‌نویسی‌ها @shekamnevis · 65 subscribers
Post #63 51
وقتی بساط عصرانه تعطیل باشد و شکمت بهانه‌گیری کند، ناچاری چادر مادر سایز بزرگت را بگیری و روانه مجلس روضه و این داستان‌ها شوی. مسیر وقتی دلچسب می‌شود که مامانی‌جان زیرلب بگوید:
خاک عالم؛ فلانی سُفره داره. کاش از خونه یه چی میاوردم و سر سُفره می‌ذاشتم.

مجالس سُفره معمولا خلوت بود. نه این که کسی نیاید، کسی نمی‌توانست که بیاید؛ عرض و طول سُفره چیزی در حدود اندازه فرش صاحب‌خانه بود و فرصت چینش آدم‌ها را محدود می‌کرد. طیف رنگ سبز از کله‌غازی و لجنی و چمنی و دیگر و دیگر و دیگر، قاعده منزل را فرا می‌گرفت و‌ چشمانت به افقی سبز می‌گریست.

از رنگ سفره و‌ قرآن و کاسه و بشقاب‌ و گلاب‌پاش و پارچ و نمکدان بگیر تا شمع اندوهگین وسط سفره، همگی سبز بودند. حتی اَدوات شکمی هم سبز بودند: کشمش سبز قَلمی و خیار بوته‌ای و آب‌نبات‌هایی که لباسشان سبز بود. روال بازی هم این‌طور بود که یکی نذر می‌کرد و اگر حاجت می‌گرفت، باید مادرسبز سفرهٔ آن روز می‌شد.

بعضی‌ها، دخل جیب همسرشان با خوردنی‌های یخجال‌شان همخوانی داشت و آش رشته و دلمه برگ مو نذر می‌کردند. برخی هم باید چنگ به آستر جیب‌شان می‌زدند و پنیر شبنم به لای نان لواش می‌مالیدند و با یک مشت سبزی خوردن، سروته‌ کار را به‌هم‌می‌آورند. لقمه‌ای که نانش اصغر بود و محتویاتش اصغرتر و اصغرتر و اصغرتر.

دورتادور این حجم سبز را، سیاهی چادر مادربزرگ‌ها فرا گرفته بود. دورهمی مادربزرگ‌‌ها همیشه دوست‌داشتنی است. چند زن کهنه‌سوار با گیس‌‌ فلفل‌نمکی یک جا جمع می‌شوند و همیشه در توبره‌شان خوراکی دارند؛ چادری‌هایشان نُقل بهارنارنج و حاج‌بادامی و ناچادری‌هایشان تافی میوه‌ای و آب‌نبات پاستیلی.

اما در میان سیاه‌پوشان‌ مجلس، نازک‌آرای تن ساقِ گُلی در تکاپوی پذیرایی و دلربایی بود. همه هم‌دیگر را حاج‌خانوم خطاب می‌کردند و او را عروس‌خانوم. همه چیزش با همه فرق داشت. از کیف‌های زنانه آنجا، بُن‌بُن عسلی و آجیل مشکل‌گشا و آب‌نبات قیچی خارج می‌شد و او آدامس خرسی و هوبی به بچه‌ها می‌داد. همه بوی شابدولعظیم می‌دادند و او عطر مگنولیا. قرمزی لبانش، انار ساوه بود و دیگران تمشک نارس محمودآباد.

از این‌چنین سفره سبز، توقع می‌رفت که در آشپزخانه کوکوسبزی و قورمه سبزی در حال پخت باشد. حدود سی‌و‌چند جُفت چشم از زیر چادرها، دولاوراست‌شدن عروس‌خانم را می پایید و‌ چشم و گوش و دیگر حواس من در پی عطر نعناداغ آشپزخانه بود.

پیش‌بینی‌هایم از خروجی مطبخ دُرست بود؛ سفره را راستِ چند دیس بلوری خالی کردند و بساط کوکوسبزی فرود آمد. سروشکلش معمولی بود اما آذینِ آشپز در باطنش نهفته بود. نه آنقدر کُلُفت بود که گشنیز و جعفری‌‌اش خام و نه آنقدر نازک که سبزش یَشمی باشد. تخم‌مرغش به اندازه بود و زردی‌اش به چشم نمی‌آمد. تُرشیِ زرشکش، چشمانت را تنگ نمی‌کرد. گردویش به‌اندازه خورد شده بود و دندان‌هایت را درگیر نمی‌کرد.

اما سفره‌شاه آن روز، پاتیل آشی بود که بر روی کلّه یکی از مادربزرگ‌ها از آشپزخانه درحال ورود بود. کف دست چپ و راست را به زیر کاسه بزرگ زیتونی‌رنگ گرفته بود. رگ‌های ساعدش با رگه‌های جام هم‌طیف شده بود و چشمانش به انگشت‌هایش التماس می‌کرد تا زیر بساط آش کم نیاورند.

بالاخره قدح خیکّی آش با همیاری سه مادربزرگ دیگر بر سفره فرود آمد. سبزپارتی آن روز به آشپز اجازه نداده بود که رشته و حبوبات چشمگیری به آش اضافه کنید. حدس می‌رفت که پنج کیلو سبزی آش را حال‌ندار خورد کرده و با چند پارچ‌ آب به هم زده و روانه اجاق کرده باشد. یارو آن‌قدر غرق سبزی سفره شده بود که حتی سفیدنمک را فراموش کرده بود به آشِ داستان اضافه کند.

رویدادهای سُفره‌‌محور برای هر کسی که گشایش در رزق نداشته نداشت، برای من گشایش در گرسنگی داشت‌. و‌ همچنین برای دیگر سُفر‌ه‌نشینان. وقتی کار به دقیقه نود می‌رسید؛ همان مادربزرگ‌های مظلوم و عارف کنار سفره، چادرهایشان تبدیل به شنل بتمن می‌شد و هر چه حاجت ناکام که از خدا طلب داشتند را بر سر خوردنی‌های سُفره تلافی می‌کردند.


#حوالی_وحیدیه


🔈 @shekamnevis
  • ❤ 2
  • 😁 2
More from @shekamnevis
  1. Aug 17, 2026می‌مونه يه حلوا، هديه صاحبان عزا به اهل قبور. اين تنها شيرين ضيافت مرگ، عطر و طعمش دعاست.…
  2. Jul 12, 2026تابستون زندگی.....
  3. Jun 20, 2026کاش می‌شد موقع لاغرکردن، نون خامه‌ای و ناپلئونی می‌خوردیم. کاش می‌شد برای درمان سرطان، کوک…
  4. Dec 30, 2025تو چشمات توتِ تر داری از #ترانه مرغوب زنده‌یاد شاهرخ شاهید #نغمه‌های_خوش‌طعم 🔈 @shekamnev…
  5. Dec 25, 2025متأسفانه من به فرآورده‌های گوشتی، همچون سوسیس و کالباس و امثالهم، حساسیت گوارشی دارم لکن ب…
  6. Dec 22, 2025بعضی خوراکی‌ها بو‌ ندارند. گردش زمین است که آن‌ها را بودار می‌کند. مثل «لبو» که بوی یلدا م…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →