TGViewer
از شِکَم‌نویسی‌ها از شِکَم‌نویسی‌ها @shekamnevis · 65 subscribers
Post #50 232
- من رشته‌پلو دوس ندارم‌ ها.
- چرا؟
- خُشکه.
- با دَرهَمی دُرست می‌کنم خب.
- آها. خوبه.

قائله مادر و پسری به‌خیر گذشت که مازیار از آن سمت خانه گفت:‌ درهمی دیگه چیه؟
- مادر: از همین قاطی‌پاتی‌ها که رو برنج می‌ریزیم. گوشت چرخ‌کرده و گوجه و اینا رو درهم برهم درست می‌کنیم‌.
مازیار: ووشیکا رو می‌گی؟
من: چی چی؟
مادر: واویشکا.
مازیار: واویشکا غلطه. باید بگی وویشکا.
من: حالا چه فرقی می‌کنه؟
مازیار: فرق داره. پاشو یه پیاز بیار تا بهت بگم.
دست انداختم در اجتماع پیازها. کهنه بودند و زُلف‌ از سوراخ سرشان رشد کرده بود. یکی از آن سه‌نفره‌ها را سوا کردم و رفتم که بِسمل‌اش کنم. سروته‌اش را زدم. لایه اول پوستش را با چاقو و لایه دوم را با زور انگشتانم گرفتم.
- رنده کنم دیگه؟
- نخیر؛ خوردش کن.
کار سخت شد. با چاقو به فرق سر پیاز زدم طوری که سمت چپ و راست غلاف چاقو به یک اندازه سفیدی پیاز دیده شود. منظم‌تر از آن، نوک‌ چاقو را آهسته به بدن نیمه‌جانش زدم و لُپ‌هایش را نگینی کردم.
چشمانم به التماس افتاده بود که گفتم: خیلی پیاز بی‌پدرومادریه. بساط ختم و هفت مُرده‌های محل رو جواب می‌ده. نمی‌شد خودت خورد کنی؟
- مازیار: نه. من که چشم ندارم.
راست می‌گفت. چشم‌ برای نگینی کردن پیاز نداشت. هفده سال قبل بود که باتریِ دیدگانش تمام شد و خداوند بخشنده و مهربان، مدال دیگری از مرض قند بر سینه‌اش چسباند. آن روزها بود که برای اولین بار رمان چشم‌هایش را خواندم.
اما داستان ما، نقل دیدن و ندیدن ارباب نبود؛ مازیارخان از همان ایام جوانی، چشمانش در برابر روضه‌های پیاز مقاوم بود. یک گونی پیاز هم نمی‌توانست آب از بینی‌اش راه بندازد چه برسد به چشم.
پیاز را گوله کردم یک طرف کاسه و آنقدر فشارش دادم تا بی‌آب شود. چند بار دستمالی‌اش کردم تا خوب خشک شود و بدرقه‌اش کردم به سمت تابه. مازیار تابه را روغن‌مال کرده بود و زیرش را روشن. ماموریت داشتم که نگین‌پیازها تا طلایی‌شدن همراهی کنم.

ادامه دارد

#حوالی_سید_خندان

🔈 @shekamnevis
  • 😍 6
  • ❤ 2
  • 🔥 2
  • 🍓 1
More from @shekamnevis
  1. Aug 29, 2026وقتی بساط عصرانه تعطیل باشد و شکمت بهانه‌گیری کند، ناچاری چادر مادر سایز بزرگت را بگیری و…
  2. Aug 17, 2026می‌مونه يه حلوا، هديه صاحبان عزا به اهل قبور. اين تنها شيرين ضيافت مرگ، عطر و طعمش دعاست.…
  3. Jul 12, 2026تابستون زندگی.....
  4. Jun 20, 2026کاش می‌شد موقع لاغرکردن، نون خامه‌ای و ناپلئونی می‌خوردیم. کاش می‌شد برای درمان سرطان، کوک…
  5. Dec 30, 2025تو چشمات توتِ تر داری از #ترانه مرغوب زنده‌یاد شاهرخ شاهید #نغمه‌های_خوش‌طعم 🔈 @shekamnev…
  6. Dec 25, 2025متأسفانه من به فرآورده‌های گوشتی، همچون سوسیس و کالباس و امثالهم، حساسیت گوارشی دارم لکن ب…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →