TGViewer
شب‌خوان شب‌خوان @shabkhwan · 1.87K subscribers
Post #698 505

Forwarded from اندیشه

از او بگو به دنیا شهادتنامهٔ دی‌ماه است


مونا برزویی هم ترانه‌سرای خیزش ۱۴۰۱ بود و هم ترانه‌سرای انقلابِ شیروخورشید است. یک کلام، «ترانه‌سرای ملّی» ماست. اگر روزگاری عارفِ قزوینی ترانه‌های میهنیِ روزگارش را می‌نوشت و ایران‌گیر می‌شد، امروز مونا برزویی چنین جایگاهی دارد. او خودْ «شاهدِ غروبان» است و این شعر شعرِ بی‌سران است، خطابهٔ کین‌خواهان است، سوگ‌سرودِ سیاووشان است.

این ترانه ترانهٔ عجیبی‌ست: ترانه‌سراش برای نوشتنش نیاز نداشته که ترانه‌نویسی کند؛ نیاز نداشته تصویرپردازی کند؛ نیاز نداشته اغراق کند؛ نیاز نداشته استعاره‌های دور از ذهن به کار ببرد؛ یک‌یکِ سطرهایش پیش از شعرشدن در خیابان گفته شده است. هر سطر را شهروندی دلیر با خون و شجاعتش در خیابان نوشته است. این ترانه بیش از «نوشتن»، توانایی و شرافتِ «دیدن» و «گفتن» از دی‌ماه می‌خواسته است. مونا برزویی دیده و گفته است.

برای نوشتنِ این ترانه لازم نبوده شاعر تصویری بی‌ربط با واقعیتِ موجود جعل کند که «مرده می‌برن کوچه به کوچه» و «از صدا افتاده تار و کمونچه». لازم نبوده از واقعه‌ای بگوید که نیست. کوچه‌به‌کوچه مرده بردن در دی‌ماه پیشِ چشمِ دنیا اتفاق افتاده و در دنیا بسیارانی ترجیح داده‌اند چشم بپوشند و رو برگردانند. این ترانه، با صدای آتش‌خون و خستهٔ ابی، خطابی به این دنیاست که نمی‌تواند تا همیشه نشنود و نبیند که قتل‌عام در ایران اتفاق افتاد.

این ترانه شهادتنامهٔ دی‌ماه است. این ترانه دادخواستِ ایرانیانی دلیر خطاب به تاریخ است. این ترانه فریاد فروخوردهٔ یک‌یکِ ترانه‌گوها و شاعرانی‌ست که با زندان و ارعاب به سکوت وادار شده‌اند تا این ملّت احساس کند کسی نمانده که رنج و سوگش را به شعر و ترانه برکشد.

چند شاعر چند ترانه‌سرا بختِ این را داشته است که شعرش را تنها چند ماه پس از سروده‌شدن ده‌ها هزار دادخواه و میلیون‌ها شهروند بشنوند و بخوانند و با تصویر و متن به آن پاسخ بدهند؟ مونا برزویی پا در خاکِ ایران ایستاده و صدای بی‌صدایانی شده که لشگری از هنرپیشه و نویسنده و هرکارهٔ پنجاهفتی همه کار می‌کند تا خون و هویت و رنج‌شان را چنان انکار کند که انگار وجود ندارند. او انکارِ انکارکنندگانی‌ست که این ملّت را بی‌شاعر و بی‌صدا می‌خواهند.

شاعر و خوانندهٔ میهنی چنین‌اند. در سخت‌ترین لحظات، در تاریک‌ترین لحظاتِ ترس و امید، از عظمتِ رنج و روحِ ملّت‌شان می‌نویسند و به تاریخ گواهی می‌دهند که این جنایت را نه این رژیم نه هم‌پیمانانش نمی‌توانند از صفحهٔ تاریخ پاک کنند.

گفت «از او بگو به دنیا»، می‌گویم «از تو می‌گوییم به ملّتت، به میهنت.»


آزاد عندلیبی
سردبیر مجلهٔ بارو
ـــــــــــــــــــــ

•• اگر دوستانی مشتاق خواندن دارید، لطفاً شناسهٔ کانال را در اختیارشان قرار دهید:

@andiiishe
  • ❤ 25
  • 👎 3
More from @shabkhwan
  1. Sep 29, 2026شماره ۳۲: حکایت «ما» و «شما»؛ از داریوش آشوری تا داریوش اقبالی محورها: بلاگرها و سلبریتی‌ه…
  2. Sep 29, 2026طوری می‌گویند اراجیفِ «عمو اکبر» ربطی به «مواضع رسمی کانون» ندارد که اگر کسی نداند فکر می‌…
  3. Sep 27, 2026مونا برزویی هم ترانه‌سرای خیزش ۱۴۰۱ بود و هم ترانه‌سرای انقلابِ شیروخورشید است. یک کلام، «…
  4. Sep 27, 2026چهارتا جزوهٔ کمونیستی را یک عمر نشخوار کرده و اسمش را گذاشته «سواد». مدتی احتمالاً اشتباهی…
  5. Sep 27, 2026این پیره‌اوباشِ بی‌همه‌چیز پدرخواندهٔ «کانون نویسندگانِ ایران» است. می‌گوید «بودیم و دیدیم…
  6. Sep 23, 2026بارها گفته‌ام. وسواس و امید به حمایتِ اروپایی‌ها بیجاست. ماه‌ها ده‌ها هزار ایرانی فریاد زد…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →