چهارتا جزوهٔ کمونیستی را یک عمر نشخوار کرده و اسمش را گذاشته «سواد». مدتی احتمالاً اشتباهی زندان بوده و یک عمر گرامشیوار «خاطراتِ زندان» برای نوچههای کانوننشین تعریف میکند. میگویم اشتباهی، چون لا و لوی چندتا چریک این هم لا کار رفته بوده. (داستانش بینِ چپها معروف و اسبابِ انبساطِ خاطر است.) کتابهایی را ظاهراً ترجمه کرده که تعدادِ خوانندگانش از صد نفر بیشتر نیست. از سر تا تهِ زندگیش به رعیتمآبی و زیستِ انگلی گذشته و حالا دمِ مرگ دارد لنگولگدهای آخرش را هم به ملّتی میزند که از او و امثالِ او بهاندازهٔ بسیجی بیزارند. عقلش پیش از جسمش کرمخورده و پوک شده و بوی گندش زمین و زمان را برداشته است. در کانونی که این «عمو» و پدرخواندهاش باشد، معلوم است چه خرمحشری برپاست.
@Shabkhwan
Post #695
696

- ❤ 77
- 🔥 15
- 👎 3