پیشنهادهایی برای اصلاح وزن شعر
«وهم» داریوش
قافیهها درست اند. از لحاظِ فصاحت و یکدستیِ زبان و بیانِ مفهوم، شاید میشد بهتر سرود اما موضوعِ این یادداشتِ من، ایرادهای وزنِ شعر است. فقط پیشنهادهای جایگزینی برای قرار گرفتن در وزنِ شعر.
دوست داشتم سینه سپر کنم و به کسانی که فحش به داریوش میدهند که تو ما را بدبخت کردی و چه و چه، بگویم زیاد حرف نزنید و کارِ خودتان را بکنید. (البته اگر کاری بجز فحش دادن بلدند!) امّا حیف بود بعدِ مدّتها ترانهئی بشنویم که شعرش وزنِ درستی ندارد. از آقایی که هم شاعر است و هم آهنگساز و هم تنظیم کننده!
شکل نخست شکلی است که داریوش خوانده
شکلِ دوم پیشنهادِ من (سهیل قاسمی) برای قرار گرفتن در قالبِ شعر.
این وهم ببین با همهی ما چه کردهاست
این وهم بین که با همهی ما چه کردهاست
دنیا برای مردمِ ما پشتِ پرده است
Ok
از دیدِ ما تک تکِ ما آدمِ کسیست
از دیدِ ما که تک تکِ ما آدمِ کسیست
ما را توهّمِ توطئه دیوانه کردهاست
ما را فریبِ توطئه دیوانه کردهاست
میراثِ ما به هر طرفی تاب خوردن است
Ok
وقتی برای تک تکِ ما دوست دشمن است
Ok
روزی دروغ مساوی ِ با خشکسالی و
روزی دروغ همرده با خشکسالی و
روزی دروغ مساویِ با آب خوردن است
روزی دروغ همرده با آب خوردن است
تا اشتباه کردنِ ما کارِ دشمن است
Ok
این حالِ روزِ تو و این سفرهی من است
این حال و روزِ توست و این سفرهی من است
امروزِ ما حاصلِ یک اشتباه نیست
امروزِ عمر حاصلِ یک اشتباه نیست
این فاجعه حاصلِ تکرار کردن است
این فاجعه نتیجهی تکرار کردن است
ما پشتِ هر حادثه تنها گریستیم
ما در ورای حادثه تنها گریستیم
ما آنچه گفتهایم نبودیم و نیستیم
Ok
تا به قطارِ در حرکت سنگ میزنیم
تا بر قطارِ در حرکت سنگ میزنیم
باید سرِ نقطهی اوّل بِایستیم
باید کنارِ نقطهی اوّل بِایستیم
ما فکر میکنیم در این شهرِ سوخته
Ok
دنیا نشستهاست و به ما چشم دوخته
Ok
از دیدِ ما هرکه به یک اوج میرسد
از دیدِ ما هر آن که به یک اوج میرسد
حتماً تمامِ عمر خودش را فروخته
Ok
@Setiq
https://t.me/Setiq/4942
Post #4943
1.01K