TGViewer
ستیغ ستیغ @setiq · 2.79K subscribers
Post #4897 1.19K
فراغت: آسودگی، آسایش. فراغ‌ات: فراغِ تو. «فراغت آرَد و اندیشه‌یِ خطا ببَرَد»
منزلت: مقام، ارج، قُرب. منزل‌ات: منزلِ تو. طریقت: راه، شیوه. طریق‌ات: راه و شیوه‌یِ تو
راست: درست، مخالفِ چپ، مخالفِ کَج. را ست: را است. «کنگره‌یِ کاخِ وصل را ست»
یارم: یارایِ آن را دارم. تواناییِ آن را دارم؛ یارَم: یارِ من. یارَ م: یار به من (پرشِ ضمیر)
نگارم: بنگارم، نقّاشی کنم، بنویسم. نگارَم: نگارِ من
ترسم: می‌ترسم. ترس‌ام: ترسِ من. ترس ام: من ترس هستم
حیرت‌ام: حیرتِ من. «جز حیرت‌ام نیَفزود» حیرت ام: حیرت هستم. «در تنگنایِ حیرت ام»
پناهم: می‌پناهم. پناه‌ام: پناهِ من. پناه ام: من پناه هستم. «به خدایِ خود پناهم»
تابش: اسم مصدر از تابیدن. تاب‌اش: تابِ او، درخشندگیِ او، توانِ او. رخت: لباس. رخ‌ات: رُخِ تو
به‌مستی: در حالتِ مست بودن؛ به مستی: به یک مست، از هوشیاری تا به مستی
غزل خوان (و سرود): غزل (و سرود) بخوان؛ غزل‌خوان: کسی که غزل می‌خوانَد.
کاهل: تنبل، سالخورده؛ ک‌اَهلِ (طریقت): مخفّفِ که‌اهلِ (طریقت)
کین: دشمنی، کینه. «زِ دلَش کین به‌در نبُرد» ک‌این: مخفّفِ که این
کو: کجاست؟ «دوایِ دَردِ عاشق را کسی کو سهل پندارد؟» ک‌او: مخفّفِ که او
یافتنِ راهی که هر شکلی از نوشتار، تنها به یک شکل قابلِ خواندن باشد، در برخی موارد هم بسیار دشوار بود و هم نیاز بود که به شیوه‌ی نگارشِ معمول، دست ببَرم. این مشکل، خاصه در شعرِ کهن بیشتر رخ‌نمون می‌شود. به هر حال، تلاش کردم روالِ یک‌سانی را برای نگارش و نشانه‌گذاری در سراسرِ این کتاب برگزینم و به‌آن پای‌بند باشم که تا جایِ ممکن، خواندنِ نوشته آسان‌تر شود. به باورِ من، قصورِ عمده‌ئی که باعثِ روگردانیِ مردم از اُنس با متونِ ادبی شده، همین نگذاشتنِ کسره‌ی اضافه بوده!
در مواردی که واژه‌ها در گویش‌های گوناگون، و به منطق‌ها و سلیقه‌هایِ گوناگون، به دو یا چند شکل تلفظ می‌شود، (غیر، طیر، میل، وی، می، طی، پی، هی یا خرام، خرمن، مشکین) برای حرفی که ممکن است با فتحه یا ضمه یا کسره خوانده شود و نادرست نیز نیست، نشانه‌ئی ننهادم.
در مواردی مثلِ «بستان»، جاهایی که معنایِ بوستان می‌دهد، ضمه گذاشتم و «بُستان» نوشتم. جاهایی که معنایِ بگیر می‌دهد، کسره گذاشتم و «بِستان» نوشتم. امّا برایِ سین علامتی نگذاشتم. هم‌چنین است «بگذر» یا «بنگر». واژه‌ئی مثلِ گلستان، در مواردی که به ضرورتِ وزن «گُلسِتان» تلفظ می‌شود، کسره را قرار دادم.

از دیباچه‌ی کتاب دیوان حافظ بر پایه نسخه خطی سال ۸۰۱
پیرایش و نگارش سهیل قاسمی

@Setiq
فروشگاه اینترنتی ایران کتاب کتاب دیوان حافظ اثر حافظ | ایران کتاب خرید کتاب دیوان حافظ نویسنده حافظ ویراستار سهیل قاسمی انتشارات بلم
  • 👍 9
  • 👏 3
  • ❤ 2
  • 👎 2
More from @setiq
  1. Oct 2, 2026سرخطِ لوحِ دلم جز الفِ قدّ‌ِ تو نیست چه کنم؟ حرفِ دگر یاد نداد استادم #حافظ نسخه‌های سال ۸…
  2. Sep 30, 2026مهین میرزایی سهیل قاسمی اتفاق‌ام به سر ِ کویِ کسی افتاده ست که در آن کوی چو من کُشته بسی ا…
  3. Sep 30, 2026مولوی اجرا: سهیل قاسمی موسیقی: زنده‌یاد ناصر چشم‌آذر تنظیم: حسین جلیلیان اِی رَستخیزِ ناگه…
  4. Sep 27, 2026اتفاقم به سر کوی کسی افتاده‌ست که در آن کوی، چو من کشته بسی افتاده‌ست خبر ما برسانید به مر…
  5. Sep 24, 2026دِلَم ربوده‌یِ لولی‌وَشی‌ست شورانگیز سیاه‌چَرده و قَتّال‌وَضع و رنگ‌آمیز غلامِ آن کلمات ام…
  6. Sep 20, 2026بیا! که پرده‌یِ گُل زیرِ هفت‌کاریِ چشم کشیده‌ایم به تحریرِ کارگاهِ خیال حافظ ۸۰۱ هم در نسخ…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →