TGViewer
ستیغ ستیغ @setiq · 2.79K subscribers
Post #4886 975
اندک از دوستان اینترنت دارند. من نیز. هر چند روز چند دم. آن هم اگر بخت یار باشد. تنها برای این می‌نویسم که به مرگی که در ما ست خو نکنیم.
با خونِ دل رخ‌مان را سرخ نگه‌داشته‌ایم.

از نسخه ۸۰۱ #حافظ:

تنم زِ رنجِ فراوان همی‌نیاساید
دِلَم زِ اَندُهِ بی‌حد همی‌بفرسایَد

زِ بس غمان که بدیدم، چنان شدم که مرا
از این و آن چه غمی پیشِ چشم بگزایَد

که گر ببیند بدخواه رویِ من روزی،
به‌چشمِ او رخِ من زرد رنگ بنماید

چو من به‌مهرِ دلِ خویش اندر این بند ام
حجاب دور کُنَد، فتنه‌ئی پدید آید


این شعر را از مسعود سعد سلمان نیز دانسته‌اند. در نسخه ۸۰۳ آن را نیافتم اما از آن‌جا که این چهار بیت از این شعر در نسخه ۸۰۱ هست و در نسخه‌ی ۸۱۳ و ۸۲۲ و ۸۲۵، دوازده بیت و بیشتر نیز آمده، از حافظ دانستنِ آن نیز شاید.

متنِ کاملِ غزل از روی نسخه‌ی خطّی ۸۱۳ سلیمانیه - ایاصوفیه:

تنم زِ رنجِ فراوان همی‌نیاساید
دلم زِ اندُهِ بی‌حد همی‌بفرساید

بُخارِ حسرت چون پُر شود زِ دل به سَرَم،
زِ دیدگان بارانِ غم فرو آید

زِ بس غمان که بدیدم، چنان شدم که مرا
از این بس آن‌چه غمی پیشِ چشمِ دل آید

دو چشمِ من رخِ من زرد دید و نتوانست.
از آن به خونِ دل آن را همی‌بیَندایَد

وگر ببیند بدخواه رویِ من روزی،
به‌چشمِ او رخِ من زردرنگ بنماید

لقب نهادم از این روز فضل را محنت
مگر که فضلِ من از من زمانه برباید

فلک چو شادیِ من دید مر مرا نشمرد
کنون که می دهدم دم؟ که غم همی‌آید

چو من به‌مهر دلِ خویشتن در او بندم،
حجاب دور کُنَد، فتنه‌ئی پدید آید

چرا نگرید چشم و چرا ننالد گوش؟
چگونه کم نشود صبر و غم نیَفزاید؟

چو دوست‌دارِ من از من گرفت بیزاری،
مگر که دشمن بر من همی‌ببخشاید

اگر ننالم، گویند: نیست حاجت‌مند!
و گر بنالم، گویند: ژاژ می‌خاید

غمی نباشد! از آن که خدای عزّ و جلّ
دری نبندد تا دیگری بنگشاید
در بیت سوم از چهار بیتِ نسخه‌ی ۸۰۱، «بنماید» و «ننماید» مشخص نبود.

با نگاه به متنِ کاملِ غزل از ۸۱۳ و تلفیقِ این بیت از ۸۰۱ با بیتِ پیشین، می‌توان چنین نیز تصحیح کرد:

دو چشمِ من رخِ من زرد دید و نتوانست.
از آن به خونِ دل آن را همی‌بیَندایَد؛

که گر ببیند بدخواه رویِ من روزی،
به‌چشمِ او رخِ من زرد رنگ ننماید


سهیل قاسمی

(دو چشمِ من، وقتی دید که رخِ من زرد است، تحمّل نکرد. به همین خاطر رخِ زردِ من را با خونِ دل اندود که سرخ دیده شود؛ گه اگر بدخواهِ من، روزی رویِ من را ببیند، رخِ من، در چشمِ او زرد دیده نشود.)


@Setiq

هرچند شکلِ «همی» در قافیه‌های «همی‌نیاساید» و «همی‌بفرساید» و «همی‌بیَنداید» و «همی‌آید» و «همی‌ببخشاید»؛ و عبارتِ «مر مرا» را لحن و زبانِ حافظ نمی‌دانم و دو بیتِ پایانی را در دایره‌ی اندیشه‌ی او نمی‌بینم، بودنِ آن در چهار نسخه‌ی قدیمی جالب آمد به‌نظرم.
  • ❤ 10
  • 👍 1
More from @setiq
  1. Oct 2, 2026سرخطِ لوحِ دلم جز الفِ قدّ‌ِ تو نیست چه کنم؟ حرفِ دگر یاد نداد استادم #حافظ نسخه‌های سال ۸…
  2. Sep 30, 2026مهین میرزایی سهیل قاسمی اتفاق‌ام به سر ِ کویِ کسی افتاده ست که در آن کوی چو من کُشته بسی ا…
  3. Sep 30, 2026مولوی اجرا: سهیل قاسمی موسیقی: زنده‌یاد ناصر چشم‌آذر تنظیم: حسین جلیلیان اِی رَستخیزِ ناگه…
  4. Sep 27, 2026اتفاقم به سر کوی کسی افتاده‌ست که در آن کوی، چو من کشته بسی افتاده‌ست خبر ما برسانید به مر…
  5. Sep 24, 2026دِلَم ربوده‌یِ لولی‌وَشی‌ست شورانگیز سیاه‌چَرده و قَتّال‌وَضع و رنگ‌آمیز غلامِ آن کلمات ام…
  6. Sep 20, 2026بیا! که پرده‌یِ گُل زیرِ هفت‌کاریِ چشم کشیده‌ایم به تحریرِ کارگاهِ خیال حافظ ۸۰۱ هم در نسخ…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →