TGViewer
ستیغ ستیغ @setiq · 2.79K subscribers
Post #4872 913
پانزده
شما منطقی فکر کنید

حالا ما یک لحظه مذاهبِ موجودِ جهان را رویِ زمین در دعوایِ کفر و دین باقی بگذاریم، خودمان اوج بگیریم و از بیرون، از آن بالا، نگاهی به این مذاهب بیَندازیم:
مسیحی (با کاتولیک و پروتستان و اِنجیلی و کواکر و گریگوری و ارتودکس‌اش کاری ندارم، چون این‌ها از مقوله‌ی جنگِ داخلی است)، مسلمان (با سنّی و شیعه و حنفی و حنبلی و مذاهب دیگرِ اسلام هم کاری نداریم)، بودایی (با شینتو و کنفوسیوسی و دائویی و این‌ها هم کاری نداریم) برَهمایی، زردشتی، مهری، مانَوی، بت‌پرست، آفتاب‌پرست، آتش‌پرست، شیطان‌پرست، گاو‌پرست، یهودی…؛ و همه با این اعتقاد که فقط مذهبِ من بَر‌حق است.
خوب ما که رفته‌ایم و از آن بالا نگاه می‌کنیم، برای‌مان یک سوآل مطرح می‌شود:
بالاخره همه‌ی این‌ها که نمی‌توانند بر‌حق باشند. عقل حکم می‌کند که فقط یکی از این همه بر‌حق باشد. (حالا اگر باشد!) منظورِ من البته فقط یک مثال است و در مَثَل هم مناقشه نیست. من هم در مَقامی نیستم که به حق و ناحق بودنِ این مذهب و آن مذهب حکم کنم، فتوا بدهم؛ اما این را می‌توانم بگویم که من به‌صِرفِ ادّعایِ آن کاهِنِ بودایی به بر‌حق بودنِ بودیسم، محال است ایمان بیاورم، چرا؟ تنها به این دلیلِ بسیار ساده که او مذهب‌اش را از طریقِ بررسیِ مذاهبِ دیگر انتخاب نکرده. برای این که مذهب‌اش به‌اش ارث رسیده و آن را بدونِ منطق و بدونِ حقّ‌ِ انتخاب پذیرفته‌است. پس هیچ جهتی ندارد ادعایَش درست باشد. بودایی‌گری‌اش را ارث برده؛ و به این دلیلِ بسیار سُست، می‌گوید دینِ بودا برحقّ است؛ پس اگر در یک خانواده‌ی بت‌پرست متولد می‌شد و بت‌پرستی را به ارث می‌بُرد، می‌گفت بت‌پرستی بر‌حقّ است. حتا اگر یک لحظه هم قبول کنیم که واقعاً بودیسم دینِ برحقّی است، باز حرفِ آن بابا یاوه است.
 
انسانِ ذی‌شعور فقط به چیزی اعتقاد نشان می‌دهد که خودش با تجربه‌ی منطقیِ خودش به آن دست یافته باشد. با تجربه‌ی عینی، علمی، عملی، قیاسی، فلسفی، و با دخالت دادنِ همه‌ی شرایط و امکاناتِ زمانی و مکانی.
انسان یک موجودِ متفکّرِ منطقی است و لاجَرَم باید مغرورتر از آن باشد که احکامِ بسته‌بندی‌شده را بی دخالتِ مستقیمِ تعقّلِ خود بپذیرد. پذیرفتنِ احکام و تعصّب ورزیدن بر سرِ آن‌ها، توهین به شرفِ انسان‌بودن است.
متأسّفانه باید قبول کرد که ما بسیاری چیزها را پذیرفته‌ایم فقط به این جهت که یک لحظه نرفته‌ایم از بیرون، از آن بالا به‌اش نگاه کنیم.
 
جنگ و جدَل‌های عقیدتی فقط بر سَرِ این راه می‌افتد که هیچ‌یک از طرفینِ دعوا طالبِ رسیدن به حقیقت نیست. فقط می‌خواهد عقیده‌ی سخیف‌اش را به کُرسی بنشانَد. و چنین جنگ و مرافعه‌یی درست به همین سبب حقیر و بی ارزش و اعتبار و خاله‌زنَکی و وَهن آمیز و در نهایتِ امر، مأیوس‌کننده است.
داریم تلفنی با ولایت صحبت می‌کنیم، طرف می‌گوید هشتِ صبح است و من می‌گویم هشتِ شب است و هر دو هم راست می‌گوییم. اما دعوامان می‌شود، چرا که یک‌دیگر را به دروغ‌گویی متهم می‌کنیم. او از پنجره بیرون را نگاه می‌کند و بر سَرِ من فریاد می‌زند: با این آفتابی که می‌درخشد چه‌طور به خودت اجازه می‌دهی مرا دست بیَندازی و دروغی به این گُندگی بگویی؟ من هم از پنجره بیرون را نگاه می‌کنم و دادَم در می آید که: یاللعجب! ببین حرام‌زاده چه‌جوری دارد مرا ریش‌خند می‌کُنَد! و جنگِ حیدری نعمتی شروع می‌شود. در صورتی که هیچ‌کدام‌مان دروغ‌گو نیستیم. فقط کوتاه‌بین ایم، فقط شرایطِ هم را درک نمی‌کنیم، دانش و تیزبینی نداریم و شرایطِ زمانی و مکانی را در استنتاجات و برداشت‌های سطحی‌ئی که داریم دخالت نمی‌دهیم.
آیا این توهین به منزلتِ انسان نیست که این چیزِ شگفت‌انگیز، این اسبابِ موسوم به مغز و سیستمِ فکری، فقط و فقط بر عَرصه‌یِ خاک، در تملّکِ او ست، و آن وقت گوسفندوار به دنبالِ اَحکامِ غالباً بیمارگونه‌یی می‌افتد و این مُفَکِّره‌ی زیبای غرورآفرین را بلااستفاده می‌گذارد و ازَش آلتِ مُعَطَّله می‌سازد؟
 
کوتاه کنم:
بر اَعماقِ اجتماع حرَجی نیست اگر چنین و چنان بیَندیشد یا چنین و چنان عمل کُنَد؛ اما بر قشرِ دانش‌آموخته‌ی نگرانِ سرنوشتِ خود و جامعه، بر صاحبانِ مغزهای قادر به تفکّر، حرَج هست. بر آن دانش‌جوی محروم از آزادی که امکانِ بحث و جست‌و‌جو به‌اش نمی‌دهند، حرَجی نیست، اما بر شما که از امکانِ تفحّص و مباحثه و بِده‌بِستان‌های فکری برخوردار اید، حَرَج هست. به‌ویژه که شما کناره‌جویی نمی‌کنید، «به‌من‌چه» نمی‌گویید، مردمی کوشایید و مسئولیت می‌پذیرید. پس بر شما است به‌جای جامعه‌یی که امکانِ تفکّرِ منطقی ازش سلب شده‌است، عمیقاً (به‌جایِ آن جامعه،) شما منطقی فکر کنید.

متن کامل سخنرانی شاملو

@Setiq
  • ❤ 2
  • 🌭 1
More from @setiq
  1. Oct 3, 2026ببینید یک کانال به اسم انقلاب ملی با پرچم شیر و خورشید با دویست و هفتاد و سه هزار مشترک با…
  2. Oct 2, 2026سرخطِ لوحِ دلم جز الفِ قدّ‌ِ تو نیست چه کنم؟ حرفِ دگر یاد نداد استادم #حافظ نسخه‌های سال ۸…
  3. Sep 30, 2026مهین میرزایی سهیل قاسمی اتفاق‌ام به سر ِ کویِ کسی افتاده ست که در آن کوی چو من کُشته بسی ا…
  4. Sep 30, 2026مولوی اجرا: سهیل قاسمی موسیقی: زنده‌یاد ناصر چشم‌آذر تنظیم: حسین جلیلیان اِی رَستخیزِ ناگه…
  5. Sep 27, 2026اتفاقم به سر کوی کسی افتاده‌ست که در آن کوی، چو من کشته بسی افتاده‌ست خبر ما برسانید به مر…
  6. Sep 24, 2026دِلَم ربوده‌یِ لولی‌وَشی‌ست شورانگیز سیاه‌چَرده و قَتّال‌وَضع و رنگ‌آمیز غلامِ آن کلمات ام…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →