TGViewer
ستیغ ستیغ @setiq · 2.79K subscribers
Post #4866 718
نُه:
تحلیلِ قضیه‌ی ضحاک و سیاست‌های رژیم‌ها

می‌بینید دوستان که حکومتِ ضحاکِ افسانه‌ئی یا بردیای تاریخی را ما به‌غلط، به‌اشتباه، مَظهری از حاکمیتِ استبدادی و خودکامه‌گی و ظلم و جور و بی‌دادِ فردی تلقی کرده‌ایم. به عبارتِ دیگر، شاید تنها شخصیتِ باستانیِ خود را که کارنامه‌اش به شهادتِ کتیبه‌ی بیستون و حتّا مدارکی که از خودِ شاهنامه استخراج می‌توان کرد، سرشار از اقداماتِ انقلابی توده‌ئی است، بر اثرِ تبلیغاتِ سوئی که فردوسی بر اساسِ منافعِ طبقاتی و مُعتقداتِ شخصیِ خود برای او کرده، به بدترین وجهی لجن‌مال می‌کنیم و آن‌گاه کاوه را مَظهرِ انقلابِ توده‌ئی به حساب می‌آوریم. در حالی که کاوه در تحلیلِ نهایی، عنصری ضد مردمی است.
به این ترتیب پذیرفتنِ دَربستِ سخنی که فردوسی از سَرِ گُربُزی (حرامزادگی) عنوان کرده به صورتِ یک آیه‌ی مُنزَل، گناهِ بی‌دقّتیِ ما ست نه گناهِ او که مَنافعِ طبقاتیِ خودش را در نظر داشته.
 
سیاستِ رژیم‌ها در جهانِ سوم، ارتجاعی و استثماری است. هر رژیم با بلندگوهای تبلیغاتی‌اش، از یک سو فقط آن‌چه را خود می‌خواهد یا به سودِ خود می‌بیند، تبلیغ می‌کُنَد و از سوی دیگر با سانسور و اختناق، از انتشارِ هر فکر و اندیشه‌ئی که با سیاستِ نفع‌پرستانه‌ی خود درتضاد ببیند مانع می‌شود.
می‌بینید که تا کنون هیچ محقّقی به شما نگفته‌است که شاهنامه‌ی فردوسی، اگر در زمانِ خودِ او، حدودِ هزار و خرده‌ئی سال پیش از این، مبارزه برای آزادیِ ایرانِ عرب‌زده‌ی خلیفه‌زده‌ی ترکانِ سلجوقی‌زده را ترغیب می‌کرده، امروز باید با آگاهی بدان برخورد شود نه با چشمِ بسته.
 
بلندگوهای رژیم، از شاهنامه به‌عنوانِ حماسه‌ی ملّیِ ایران نام می‌بَرَد، حال آن‌که در آن از ملّتِ ایران خبری نیست و اگر هست، همه جا مفاهیمِ وطن و ملّت را در کلمه‌ی شاه متجلّی می‌کند. خُب! اگر جز این بود که از ابتدای تأسیسِ رادیو در ایران، هر روز صبح به ضربِ دمبکِ زورخانه توی اعصابِ مردم فرو یَش نمی‌کردند! آخر امروزه‌روز، فرّ‌ِ شاهنشهی چه صیغه‌ئی است؟ رضا خان پسرِ زندان‌بانِ باقرشاه فرّ‌ِ شاهنشاهی داشت!
 
(متنِ درونِ قلّاب که در زیر می‌آید در فایلِ صوتی که در دست دارم از بین رفته و از روی متنِ پیاده‌شده‌ی مجله «دنیای سخن» شماره 32، خرداد و تیر 1369 آن را به متن افزودم. سهیل قاسمی)
 
[و تازه به ما چه که فردوسی جز سلطنتِ مُطلَقه نمی‌توانسته نظامِ سیاسیِ دیگری را بشناسد؟

در ایران اگر شما برمی‌داشتید کتاب یا مقاله یا رساله‌یی تألیف می‌کردید و در آن می‌نوشتید که در شاهنامه فقط ضحاک است که فرّ‌ِ شاهنشهی ندارد پس از توده‌ی مردم برخاسته است، و این آدم، به فلان و بهمان دلیل محدودیت‌های اجتماعی را از میان برداشته و دست به اصلاحاتِ عمیقِ اجتماعی زده، پس حکومت‌اش به‌خلافِ نظرِ فردوسی، حکومتِ انصاف و خرَد بوده است، و کاوه‌نامی بر او قیام کرده اما یکی از تخم و ترکه‌ی جمشید را به جای او نشانده، پس درواقع آن‌چه به قیامِ کاوه تعبیر می‌شود، کودتایی ضدّ‌ِانقلابی برای بازگرداندنِ اوضاع به روالِ استثماریِ گذشته بوده‌است، اگر چوب به آستین‌تان نمی‌کردند، این‌قدَر هست که دست‌ِکم، به ماحصل تتبّعاتِ شما دراین زمینه اجازه‌ی انتشار نمی‌دادند و اگر هم به‌نحوی از دست‌شان در می‌رفت، به هزار وسیله می‌کوبیدندتان.]
 
{چنان که بر سَرِ برداشت‌های من از حافظ، استادانِ شاخ‌پشمیِ فرهنگستانیِ رژیم، درکمالِ وقاحت رأی صادر فرمودند که مرا باید به محاکمه کشید. و بعد هم که اوضاع عوض شد، به‌کلّی جلویِ انتشارَش را گرفتند.} (این بخش، نه در مجلّه‌ی دنیای سخن و نه در فایلِ صوتی که من در اختیار دارم نبود. اما در متنی که نمی‌دانم از کجا از اینترنت پیدا کرده‌بودم در این بخش از متنِ سخنرانی بود. بی این که بدانم شاملو در این سخنرانی آن را گفته یا نه، دَرج کردم. سهیل قاسمی)
 
(ادامه‌ی نقل از مجله دنیای سخن: )
[خب! پس حقایق و واقعیات وجود دارند و آن‌جا هستند:
توی شاهنامه، توی سنگ‌نبشته‌ی بیستون، توی دیوانِ حافظ، توی کتاب‌هایی که خواندن‌شان را کفر و اِلحاد به قلم داده‌اند، توی فیلمی که سانسور اجازه‌ی دیدن‌اش را نمی‌دهد و توی هرچیزی که دولت‌ها و سانسورشان به نامِ اخلاق، به نامِ بدآموزی، به نامِ پیش‌گیری از تخریبِ اندیشه و به هزار نام و هزار بهانه‌ی دیگر سعی می‌کنند توده‌ی مردم را از مواجهه با آن مانع شوند. در هر گوشه‌ی دنیا، هر رژیمِ حاکمی که چیزی را ممنوع‌الانتشار به قلم داد، من به خودم حق می‌دهم که فکر کُنَم در کارِ آن رژیم کلَکی هست و چیزی را می‌خواهد از من پنهان کُنَد.
پاره‌یی از نظام‌ها اِعمال ِ سانسور را با این عبارت توجیه می‌کنند که: «ما نمی‌گذاریم میکرُب واردِ بدن‌مان بشود و سلامتِ فکریِ ما و مردم را مختلّ کند.» آن‌ها خودشان هم می‌دانند که مهمل می‌گویند.]

متن کامل سخنرانی شاملو

@Setiq
  • ❤ 2
  • 👍 2
  • 🔥 1
More from @setiq
  1. Oct 3, 2026ببینید یک کانال به اسم انقلاب ملی با پرچم شیر و خورشید با دویست و هفتاد و سه هزار مشترک با…
  2. Oct 2, 2026سرخطِ لوحِ دلم جز الفِ قدّ‌ِ تو نیست چه کنم؟ حرفِ دگر یاد نداد استادم #حافظ نسخه‌های سال ۸…
  3. Sep 30, 2026مهین میرزایی سهیل قاسمی اتفاق‌ام به سر ِ کویِ کسی افتاده ست که در آن کوی چو من کُشته بسی ا…
  4. Sep 30, 2026مولوی اجرا: سهیل قاسمی موسیقی: زنده‌یاد ناصر چشم‌آذر تنظیم: حسین جلیلیان اِی رَستخیزِ ناگه…
  5. Sep 27, 2026اتفاقم به سر کوی کسی افتاده‌ست که در آن کوی، چو من کشته بسی افتاده‌ست خبر ما برسانید به مر…
  6. Sep 24, 2026دِلَم ربوده‌یِ لولی‌وَشی‌ست شورانگیز سیاه‌چَرده و قَتّال‌وَضع و رنگ‌آمیز غلامِ آن کلمات ام…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →