پنج:
ادامهی کمبوجیه، گئومات، بردیا، داریوش
دیگر بگویم که:
چرا پس از کشتنِ بردیا، پایِ گئوماتِ دروغین را به میان کشیدند؟
1. چون پس از کمبوجیه، سلطنت، حقّاً به بردیا میرسید، و آنان اوّلاً مخالفِ سرسختِ اَعمال و اقداماتِ او بودند.
2. درثانی با قتلِ بردیا، متّهم به شاهکُشی میشدند که عواقباش در آن روزگار روشن بود. این بود که بردیا را به نامِ گئوماتِ غاصب کشتند.
بررسیِ واقعیتِ ماجرا... (؟) {این قسمت از نوار مخدوش است و جملاتِ بعدی در دست نیست. تنها این عبارت از ردیفِ بعد باقی است که باقیِ جمله را از متنی از اینترنت افزودم.}
3. [نفوذِ اجتماعیِ بردیا بیش از آن بوده که تودههای مردم قتلاش را برتابند. بررسیِ واقعیتِ ماجرا بهتر میتواند این نکات را روشن کند.]
(متنِ درونِ قلّاب در فایلِ صوتی که در دست دارم از بین رفته و از روی متنِ پیادهشدهی مجله «دنیای سخن» شماره 32، خرداد و تیر 1369 آن را به متن افزودم. سهیل قاسمی)
[ما برای پی بردن به واقعیتِ امر، یک سَنَدِ مُعتبرِ تاریخی دردست داریم. این سند عبارت است از «کتیبهی بیستون» که بعدها به فرمانِ همین داریوش بر سنگ کَنده شده.
گیرم از آنجا که معمولاً دروغگو کمحافظه میشود همان چیزهایی که برای تحریفِ تاریخ بر این کتیبه نَقر شدهاست مشتِ این شیّادیِ تاریخی را باز میکُنَد. من عجالتن یکی از جملههای این کتیبه را برای شما میخوانم:
«من، داریوش، مَرتعها و کشتزارها و اموالِ منقول و بَردگان را به مردمِ سلَحشور بازگرداندم… من در پارس و ماد و دیگر سرزمینها آنچه را که گرفتهشدهبود، بازپس گرفتم.»
عجبا! آقای داریوش! این مردمِ سلحشور که در کتیبهات به آنها اشاره کردهای غیر از همان سران و سردارانِ ارتش اند که از طبقهی اَشراف انتخاب میشدند؟ آیا کسی مرتعها و کِشتزارها و اموال ِ منقول و بَردهگانِ آنها را از دستشان گرفته بود که تو دوباره به آنها بازگرداندی؟
کلیدِ مسأله در همینجا است. حقیقت این است که اصلاً گئوماته نامی در میان نبود و آن که به دستِ داریوش و همپالکیهایَش به قتل رسیده، خودِ بردیا بوده است. بردیا از غیبتِ کمبوجیه و اشرافِ توطئهچیِ درباری استفاده میکُنَد و قدرت را بهدست میگیرد و بیدرنگ دست به انقلابِ اجتماعی میزند.] (در متنی دیگر: دست به دگرگون کردنِ ساختارِ جامعه میزند. دگرگونیهایی تا حدِّ انقلاب.)
[آنچنان که از نوشتهی] هرودوت برمی آید، {بردیا} درمدّتِ هفت تا هشت ماه سلطنتِ خود، کارهای نیکِ فراوان انجام میدهد بهطوری که در سراسرِ آسیای صغیر، مرگاش فاجعهئی ملّی شمرده میشود و برایش عزا میگیرند. هرودوت در فهرستِ اقداماتِ او، معافیتِ مردم از خدمتِ اجباریِ نظامی و بخششِ سه سال مالیات را نام برده است؛ اما کتیبهی بیستون که به فرمانِ داریوش نقر شده نشان میدهد که موضوع خیلی عمیقتر از این حرفها بوده.
سنگنبشتهی بیستون از مَرتَعها و زمینهای کشاورزی و اموالِ منقولی نام میبَرَد که داریوش آنها را به اَشراف و مردمِ سلحشور (یعنی سران ِ ارتش) بازگردانده. معلوم میشود بردیا اموالِ منقول و غیرِ منقولِ خانوادههای اشرافی را مصادره کرده به دهقانان و کشاورزان بخشیده بوده.
سنگنبشته سخن از بَردگانی بهمیان آورده که داریوش آنها را به مردمِ سلحشور برگردانده. معلوم میشود که بردیا بردهداری یا حداقل کارِ بردهوار را یکسره مُلغا کرده بوده.
یک مورّخِ روشنبین در رسالهی خود نوشتهاست: در این جریان، کار به مصادرهی اموال و مَراتع و سوزاندنِ معابد و بخشودنِ مالیاتها و اِلغایِ بیگاری (شاید کارِ بردهوار) کشید و همهی اینها، دستِکم نشانهی وجودِ بحران در روابطِ اجتماعی اقتصادیِ جامعهی هخامنشی است.
(یعنی این گرفتاری را ما به همّتِ پادشاهان و رئیسانمان و اربابانمان از دو سه هزار سال پیش داشتهایم.)
دیاکونف نیز (مورّخِ شوروی) مینویسد: پس از پایانِ کارِ گئوماتا (و بهعقیدهی من شخصِ بردیا)، داریوش با قیامها و مخالفتهای زیادی روبهرو شد. هدفِ این قیامها، احیای نظاماتِ زمانِ بردیا بود که داریوش همه را مُلغا کرده بود. و دستِکم سه تا از این قیامها بهصورتِ یک نهضتِ خَلقِ بهتماممعنی درآمد.
این سه، عبارت بودند از: قیامِ فرادا، قیامِ فَرَورتیش فرائورت، و قیامِ وهیزداتهی پارسی. داریوش در برابرِ این قیامها روشی سخت و خونین پیش گرفت، چنان که در بابل مثلاً بهیکآن، سه هزار تن از رهبران و سَرکَردگانِ جنبش را به دارآویخت.
متن کامل سخنرانی شاملو
@Setiq
Post #4861
665
- 👎 7
- ❤ 1
- 👍 1