غزل تلفیقی:
گرم عنایتِ او دَر به روی بگشاید،
عبید زاکانی
هوای باغ و تماشای گُل چه کار آید؟
هلالی جغتایی
غلامِ نرگسِ بیمارِ دلربایِ خود ام
کمال خجندی
چو در میان گلستان کنار بگشاید
رکن صاین
نسیمِ بادِ صبا بویِ یارِ من دارد
سعدی
امیدِ آن! که پس از انتظار باز آید
نزاری قهستانی
سپیدهدم که جهانی ز خواب بر خیزند، امیرخسرو دهلوی
به شبنمِ سحری رویِ گُل بیاراید
همام تبریزی
تو نیز باده به چنگ آر و راهِ صحرا گیر
حافظ
که بویِ خیر ز زُهدِ ریا نمی آید حافظ
هزار سال به امّیدِ تو توانم بود
سنایی
هزار دولتام از غیب روی بنماید
عبید زاکانی
به چشمِ جادویِ مَرد افکنِ شَبَهرنگات!
فخرالدین عراقی
چنان مکُن که روَد مستی و خمار آید
هلالی جغتایی
ز کویِ دوست مرا ناگزیر خواهد بود
همام تبریزی
که کشته بیند و بخشایشی نفرماید
کمال خجندی
در آن نفَس که ز جان یک نفس بود باقی،
همام تبریزی
من آن کُنم که خداوندگار فرماید
حافظ
میر عباس صدر
صدا: سهیل قاسمی
@Setiq
Post #4854
1K
- ❤ 16
- 👎 3
- 👍 2
- 🔥 1
- 👌 1
- 🌭 1