از مقدّمهی جامعِ دیوان حافظ:
چیزی که از نسخههای قرن نهمی متاخر دیدیم:
امّا به واسطهٔ محافظت درس قرآن و ملازمت بر تقوی و احسان و بحث کَشّاف و مِفتاح و مطالعهٔ مَطالع و مِصباح و تحصیل قوانین ادب و تَجَسُّسِ دَواوینِ عرب، به جمع اَشْتات غزلیّات نپرداختچیزی که ۸۰۱ ضبط کرده:
محافظت درس قرآن و ملازمت تعلیم سلطان و تحشیهی کشف کشاف و مطالعهی مطالع و مصباح و تحصین قوانین ادب و تحسین دواوین عرب از جمع اشتات غزلیاتش مانع آمدیوقتی «ملازمت تعلیم سلطان» میشود «ملازمت بر تقوی و احسان» چه باید گفت؟
جز این که کاتب خواسته شیخ بسازد از خواجه حافظ؟
«تحشیهی کشف کشاف» را «بحث کَشّاف و مِفتاح» خوانده. که پامنبریتر شود؟
«تحصین» را که استوار گرداندن است به «تحصیل» که کارِ بچهمحصلهاست تقلیل داده.
«تحسینِ دواوین عرب» را «تَجَسُّسِ دَواوینِ عرب» کرده!
و تحشیه و تحسین دواوین، شرح و تصحیح است. نه به به گفتن! و نه جاسوسی!
نثرِ مسجّعِ «تحصینِ قوانینِ ادب» با «تحسینِ دواوینِ عرب» را نادیده گرفته.
سهیل قاسمی
@Setiq
