#هرروزباسعدی
#غزل 518 #سعدی
اجرا: #سهیل_قاسمی
@Setiq
تو خون ِ خلق بریزی و روی درتابی
ندانمات چه مکافات ِ این گنه یابی
تَصُدُّ عَنّی فِی الجَوْرِ وَ النّوی لکِن
اِلَیْکَ قَلْبی یا غایَةَ المَنَی صابٍ
چو عندلیب چه فریادها که میدارم،
تو از غرور ِ جوانی همیشه در خوابی
اِلَی العُداةِ وَصَلْتُمْ وَ تَصْحُبونَهُمُ
وَ فی وِدادِکُمُ قَدْ هَجَرْتُ اَحْبابی
نه هر که صاحب ِ حُسن است، جور پیشه کند
تو را چه شد که خود اندر کمین ِ اصحابی
اَحِبَّتی اَمَرونی بِتَرْکِ ذِکْراهُ
لَقَدْ اَطَعْتُ وَ لکِنَّ حُبَّهُ آبٍ
غمات چگونه بپوشم که دیده بر رویات
همی گواهی بر من دهد به کذّابي
مرا تو بر سَر ِ آتش نشاندهای عجب آنک
من ام در آتش و از حال ِ من تو در تابی
من از تو سیر نگردم که صاحباستسقا
نه ممکن است که هرگز رسد به سیرابي
0518
@Setiq
Post #4081
737