#هرروزباسعدی
#غزل شمارهی 488 #سعدی
اجرا: #سهیل_قاسمی
@Setiq
ای که شمشیر ِ جفا بر سر ما آختهای
دشمن از دوست ندانسته و نشناختهای
من زِ فکر ِ تو به خود نیز نمیپردازم
نازنینا تو دل از من به که پرداختهای
چند شبها به غم ِ رویِ تو روز آوردم
که تو یک روز نپرسیده و ننواختهای
گفته بودم که دل از دست ِ تو بیرون آرَم
باز دیدم که قوی پنجه درانداختهای
تا شکاری زِ کمند ِ سَر ِ زلفات نجهد
ز ابروان و مژهها تیر و کمان ساختهای
لاجرَم صید ِ دلی در همه شیراز نمانْد
که نه با تیر و کمان در پی ِ او تاختهای
ماه و خورشید و پری و آدمی اندر نظر ت
همه هیچ اند که سَر بر همه افراختهای
با همه جلوهیِ طاووس و خرامیدن ِ کبک
عیبات آن است که بیمِهرتر از فاختهای
هر که میبیند م، از جور ِ غمات، میگوید:
سعدیا! بر تو چه رنج است که بگداختهای؟
بیم ِ مات است در این بازی ِ بیهوده مرا
چه کُنم! دست تو بردی که دغل باختهای
0488
@Setiq
Post #4030
763
ای که شمشیر جفا بر سر ما آختهایسعدی
- ❤ 8
- 👏 2
- 👍 1
- 🙏 1