TGViewer
ستیغ ستیغ @setiq · 2.78K subscribers
Post #4005 834
گفتم‌اش: «مَگذَر زمانی!» گفت: «معذور م بدار!»
– خانه‌پروردی چه تاب آرد غم ِ چندین غریب؟


#حافظ غزل ۱۴ بیت ۲

مگذر:
گذشتن: گذشتن از جایی و رفتن و بریدن مسافت را (منتهی الارب) عبور (تاج المصادر بیهقی) رها کردن (دهخدا) دل کندن، دور شدن (دهخدا)

زمانی:
یک زمان، اندکی

معذور داشتن:
عذر پذیرفتن و معاف داشتن و عفو فرمودن (ناظم الاطباء) عذر ِ کسی را پذیرفتن (دهخدا)

خانه پرورد:
خانه پرور (ناظم الاطباء) آن‌که در خانه پرورش یافته‌باشد و سرد و گرم ِ روزگار نچشیده (آنندراج)

چندین:
۱. این قدر (ناظم الاطباء)
۲. این‌همه، بدین بسیاری، افاده‌یِ تعدّد و کثرت کند (دهخدا)
۳. چون این‌ها (ناظم الاطباء)

گفتم‌اش: مگذر زمانی! به او گفتم که اندکی درنگ کن و از برابر ِ من مگذر و مرو و دور مشو. گفت: عذر ِ مرا بپذیر! (نمی‌توانم این خواسته‌یِ تو را اجابت کنم و نگذرم!)

گشاد ِ کار ِ مشتاقان در آن ابروی ِ دل‌بند است
خدا را! یک نفَس بنشین! گره بگشا زِ پیشانی
حافظ ۴۷۴


مصراع ِ دوم را هم می‌توان در ادامه‌یِ گفته‌یِ معشوق و مخاطب ِ شاعر دانست و هم می‌توان در نظر گرفت که معشوق فقط گفته‌است معذور م بدار و به راه ِ خود ادامه داده‌است و مصراع ِ دوّم، گفت‌و‌گویِ شاعر با خود است.
و من این دومی را دوست می‌دارم.
انگاری که شما به کسی بگویی اندکی بنشین و از برابر ِ من و از نزد ِ من مگذر و مرو، او فقط بگوید: ببخشید! نمی‌شود! و برود.
و شما در ادامه، با خودتان توجیه‌وار بگویید: بعله دیگه! یک آدم ِ خانه‌پرورد و نازپرورده، تحمل و تاب ِ غم ِ غریبی چون من را ندارد. درکی از این درد و غم ِ من ندارد! بماند تا من برایِ او بگویم هم تاب و تحمّل ِ شنیدن‌اش را ندارد. به همین‌خاطر است که نماند و رفت.
اما اگر مصراع ِ دوم را بخواهیم در ادامه‌یِ گفتار ِ معشوق در نظر بگیریم، می‌شود دلیلی که معشوق برایِ نماندن‌اش آورده.
انگاری که بگوید من خانه‌پرورد ام و تاب و تحمّل ِ غریبی ندارم.
هرچند معنا دارد اما من نپسندیدم که معشوق چنین استدلالی برایِ نماندن ِ خود کرده باشد. خاصه که در بیت ِ نخست، عاشق را شماتت کرده که چون تو به‌دنبال ِ دل ِ خود افتادی، راه را گم کردی.
البته می‌توان گفت که معشوق مهربانانه پوزش طلبیده و گفته که در این راه ِ غربت و سرگشتگی که تو داری، من تاب و یارایِ هم‌راهی ندارم و مرا معذور بدار! و می‌رود.

کاربرد ِ واژه‌یِ چندین، در معنایِ چنین و مانند ِ این و چون این‌ها در شعر ِ حافظ سابقه دارد.

کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز ِ رود؟
عاشق ِ مسکین چرا چندین تجمّل باید ش؟
حافظ ۲۷۶

که به نظر ِ من، این‌جا چندین تجمّل، یعنی تجمّل از این دست. این‌گونه و چنین تجمّل! اشاره به تعداد ِ تجمّل‌ها هم می‌تواند باشد البته! اما حسّی که در واژه هست، کم‌تر به تعداد می‌خورَد!

یا:

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
وه که بس بی‌خبر از غلغل ِ چندین جرسی
حافظ ۴۵۵

که سخت است تصوّر کنیم در یک منزل، برایِ آگاه‌سازی ِ کاروان، تعداد ِ زیادی جرس کار گذاشته باشند! غلغل ِ چندین جرس را می‌توانم به زبان ِ امروز به این شکل تصوّر کنم که می‌گوید: جرس، این‌همه و این قدر و این‌چنین غلغل کرد و صدا سر داد اما تو در خواب ماندی و کاروان رفت!

به نظر ِ من، چندین در این بیت، اشاره به تعدادی غریب نیست. هرچند بی‌معنی نمی‌شود. اما چندین در معنایِ این‌چنین و این‌قدر و این‌همه و با این وضعیت و بدین‌سان، در شعرهای حافظ و دیگران هست.

کی یافتی رقیب ِ تو چندین مجال ِ ظلم
مظلومی ار شبی به در ِ داور آمدی
حافظ ۴۳۹

این‌جا هم چندین برایِ مجال آمده و نه برایِ ظلم! و معنایی که می‌گیرم این است که اگر مظلومی، شبی به در ِ داور می‌آمد، رقیب ِ تو این‌گونه و این‌سان مجال نمی‌یافت تا ظلم کند.

سلطان ِ من! خدا را! زلف‌ات شکست ما را
تا کی کُنَد سیاهی چندین درازدستی
حافظ ۴۳۵

ای سلطان ِ من! زلف ِ تو ما را شکست. تا چه زمان اجازه خواهی داد که یک سیاه، تا این حد و بدین‌سان دراز دستی کُنَد؟ تو را به خدا جلویِ او را بگیر!

اگر باشد این، نیست کاری شگفت
که چندین بد اندیشه باید گرفت
فردوسی، شاهنامه، منوچهر، بخش ۱۳

که از معنایِ این بخش از شعر، دستگیر کردن ِ تعداد ِ زیادی بد اندیشه دریافت نکردم. حرف ِ سیندخت به محراب است در باره‌یِ بدگمانی‌ئی که داشته. معنایی که دریافتم این بودکه: جلویِ این‌چنین اندیشه‌یِ بدی را باید گرفت.

معنای بیت:
به او گفتم که اندکی بمان و مرا ترک نکن و مرو، گفت: مرا ببخش! نمی‌توانم! یک خانه‌پرورد و نازپرورده، تاب و تحمّل ِ غریبی و غریبان را ندارد.


سهیل قاسمی

#واکاوی

@Setiq
  • ❤ 6
  • 👍 4
  • ✍ 1
More from @setiq
  1. Oct 14, 2026نشستی با حضور عالی‌جناب فریدون مجلسی به بهانه‌ی انتشارِ کتاب «مذاکره در نیویورک، ماکیاولی…
  2. Oct 12, 2026حافظ فرح‌اندوز دیوان حافظ از تصحیح میرزا محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی اجرا: فریدون فرح‌اندو…
  3. Oct 10, 2026حافظ اجرا: سهیل قاسمی حسین جلیلیان نسیمِ صُبحِ سعادت! بدان نشان که تو دانی، گُذَر به کویِ…
  4. Oct 10, 2026نشستی با حضور عالی‌جناب فریدون مجلسی به بهانه‌ی انتشارِ کتاب «مذاکره در نیویورک، ماکیاولی…
  5. Oct 7, 2026این غزل را در دفتر دگرسانی‌ها - دکتر سلیم نیساری نیافتم. از کتاب دکتر خانلری: نسخه‌های «ب.…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →