#هرروزباسعدی
#غزل شمارهی 467 #سعدی
اجرا: #سهیل_قاسمی
@Setiq
آخر نگَهی به سویِ ما کُن
دردی به ارادتی دوا کن
بسیار خلاف ِ عهد کردی
آخر بهغلط یکی وفا کن
ما را تو به خاطری همهروز
یک روز تو نیز یاد ِ ما کن
این قاعدهیِ خلاف بگذار
و این خویِ مُعاندت رها کن
برخیز و در ِ سرای در بند
بنشین و قبایِ بسته وا کن
آن را که هلاک میپسندی
روزیدو به خدمت آشنا کن
چون اُنس گرفت و مِهر پیوست،
باز ش به فراق مبتلا کن
سعدی چو حریف ناگزیر است
تن در ده و چشم در قضا کن
شمشیر که میزند، سپر باش
دشنام که میدهد، دعا کن
زیبا نبوَد شکایت از دوست
زیبا همهروز گو جفا کن!
0467
@Setiq
Post #3987
783