#هرروزباسعدی
#غزل شمارهی 460 #سعدی
اجرا: #سهیل_قاسمی
@Setiq
خلاف ِ دوستی کردن: بهترک ِ دوستان گفتن
نبایستی نمود این روی و دیگر باز بنهفتن
گدایی، پادشاهی را بهشوخی دوست میدارد
نه بیاو میتوان بودن؛ نه با او میتوان گفتن
هزار م درد میباشد که میگویم نهان دارم؛
لبام با هم نمیآید چو غنچه روز ِ بشکفتن
ز دستام بر نمیخیزد که انصاف از تو بِستانم
روا داری گناه ِ خویش و آنگه بر من آشفتن؟
که میگوید به بالایِ تو مانَد سرو ِ بُستانی
بیاور در چمن سَروی که بتواند چنین رفتن
چنانات دوست میدارم که وصلام دل نمیخواهد
کمال ِ دوستی باشد مراد از دوست نگرفتن
مراد ِ خسرو از شیرین، کناری بود و آغوشی
محبّت کار ِ فرهاد است و کوه ِ بیستون سُفتن
نصیحت گفتن آسان است سرگردان ِ عاشق را
ولیکن با که میگویی! که نتواند پذیرفتن
شکایت پیش از این حالت به نزدیکان و غمخواران
ز دست ِ خواب میکردم؛ کنون از دست ِ ناخُفتن
گر از شمشیر برگردی، نهعالیهمّتی سعدی!
تو کاز نیشی بیازُردی، نخواهی انگبین رُفتن
0460
@Setiq
Post #3971
856
خلاف دوستی کردن به ترک دوستان گفتنسعدی
- ❤ 5
- 👍 3
- 🙏 1