TGViewer
ستیغ ستیغ @setiq · 2.78K subscribers
Post #3957 884
همه‌یِ هستی ِ من آیه‌یِ تاریکی ست
که تو را در خود تکرارکنان
به سحرگاه ِ شکفتن‌ها و رستن‌های ابدی خواهد بُرد

من در این آیه تو را آه کشیدم، آه
من در این آیه تو را
به درخت و آب و آتش پیوند زدم

زندگی شاید
یک خیابان ِ دراز است که هر روز زنی با زنبیلی از آن می‌گذرد
زندگی شاید
ریسمانی ست که مردی با آن خود را از شاخه می‌آویزد
زندگی شاید طفلی ست که از مدرسه بر می‌گردد
زندگی شاید افروختن ِ سیگاری باشد، در فاصله‌یِ رخوت‌ناک ِ دو هم‌آغوشی
یا نگاه ِ گیج ِ ره‌گذری باشد
که کلاه از سر بر می‌دارد
و به یک ره‌گذر ِ دیگر با لب‌خندی بی‌معنی می‌گوید «صبح بخیر»
زندگی شاید آن لحظه‌یِ مسدودی ست
که نگاه ِ من، در نی‌نی ِ چشمان ِ تو خود را ویران می‌سازد
و در این حسی ست
که من آن را با ادراک ِ ماه و با دریافت ِ ظلمت خواهم‌آمیخت

در اتاقی که به‌اندازه‌یِ یک تنهائی ست
دل ِ من
که به‌اندازه‌یِ یک عشق است
به بهانه‌هایِ ساده‌یِ خوش‌بختی ِ خود می‌نگرد
به زوال ِ زیبایِ گل‌ها در گل‌دان
به نهالی که تو در باغچه‌یِ خانه‌مان کاشته‌ای
و به آواز ِ قناری‌ها
که به اندازه‌یِ یک پنجره می‌خوانند
آه...
سهم ِ من این است
سهم من این است
سهم ِ من،
آسمانی ست که آویختن ِ پرده‌ئی آن را از من می‌گیرد
سهم من پائین رفتن از یک پله‌یِ متروک است
و به چیزی در پوسیدگی و غربت واصل گشتن
سهم ِ من گردش ِ حُزن‌آلودی در باغ ِ خاطره‌ها ست
و در اندوه ِ صدائی جان دادن که به من می‌گوید:
«دست‌ها یت را
«دوست می‌دارم»

دست‌ها یم را در باغچه می‌کارم
سبز خواهم شد، می‌دانم، می‌دانم، می‌دانم
و پرستوها در گودی ِ انگشتان ِ جوهری‌ام
تخم خواهند گذاشت
گوش‌واری به دو گوش‌ام می‌آویزم
از دو گیلاس ِ سرخ ِ هم‌زاد
و به ناخن‌ها یم برگ ِ گل ِ کوکب می‌چسبانم
کوچه‌ئی هست که در آن‌جا
پسرانی که به من عاشق بودند، هنوز
با همان موهایِ درهم و گردن‌هایِ باریک و پاهایِ لاغر
به تبسّم‌هایِ معصوم ِ دخترکی می‌اندیشند که یک‌شب او را
باد با خود بُرد

کوچه‌ئی هست که قلب ِ من آن را
از محلّ ِ کودکی‌ام دزدیده ست

سفَر ِ حجمی در خطّ ِ زمان
و به حجمی خط ِ خشک ِ زمان را آبستن کردن
حجمی از تصویری آگاه
که زِ مهمانی ِ یک آینه بر می‌گردد
و بدین‌سان است
که کسی می‌میرد
و کسی می‌ماند
هیچ صیّادی در جویِ حقیری که به گودالی می‌ریزد، مرواریدی صید نخواهد کرد.
من
پری ِ کوچک ِ غم‌گینی را
می‌شناسم که در اقیانوسی مَسکَن دارد
و دل‌اش را در یک نی‌لبک ِ چوبین
می‌نوازد آرام آرام
پری ِ کوچک ِ غم‌گینی
که شب از یک بوسه می‌میرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد

فروغ فرخ‌زاد

#فروغ_فرخزاد
#فروغ
@Setiq
https://t.me/Setiq/3956
Telegram ستیغ تولدی دیگر فروغ فرخ‌زاد سهیل قاسمی #فروغ_فرخزاد #فروغ @Setiq
  • ❤ 6
  • 👍 1
  • 🔥 1
  • 🥰 1
More from @setiq
  1. Oct 14, 2026نشستی با حضور عالی‌جناب فریدون مجلسی به بهانه‌ی انتشارِ کتاب «مذاکره در نیویورک، ماکیاولی…
  2. Oct 12, 2026حافظ فرح‌اندوز دیوان حافظ از تصحیح میرزا محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی اجرا: فریدون فرح‌اندو…
  3. Oct 10, 2026حافظ اجرا: سهیل قاسمی حسین جلیلیان نسیمِ صُبحِ سعادت! بدان نشان که تو دانی، گُذَر به کویِ…
  4. Oct 10, 2026نشستی با حضور عالی‌جناب فریدون مجلسی به بهانه‌ی انتشارِ کتاب «مذاکره در نیویورک، ماکیاولی…
  5. Oct 7, 2026این غزل را در دفتر دگرسانی‌ها - دکتر سلیم نیساری نیافتم. از کتاب دکتر خانلری: نسخه‌های «ب.…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →