دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری
کاندر این رَه کُشته بسیارند قُربان ِ شما
#حافظ غزل ۱۲ بیت ۹
قربان:
۱. قِربان، نزدیک گردیدن (آنندراج، منتهی الارب، اقرب الموارد)
۲. فارسیان به معنایِ مطلق ِ تصدّق و با لفظ ِ رفتن و شدن و گشتن مستعمل نمایند. (آنندراج)
۳. در مجاز به معنایِ قربانی (آنندراج)
۴. همنشین، ندیم ِ خاص ِ پادشاه (آنندراج، منتهی الارب)
۵. در محاورهیِ فارسیان به معنایِ کماندان و آن دوالی باشد که ترکش پس ِ دوش مینمایند و گاهی سواران کمان ِ خود را در آن دوال نگاه دارند. (آنندراج)
معنای بیت:
وقتی که بر ما میگذری، دامن ِ خودت را بالاتر بگیر تا به خاک و خون آلوده نشود. چون که در این راه، بسیاری کشته شدهاند. قربان ِ شما.
قربان را در هر یک از معناهایی که از لغتنامهها آوردم میتوان به کار برد.
در معنایِ ندیم ِ شاه، میتوان این معنا را گرفت که ندیمان و نزدیکان ِ بسیاری که داشتی در این راه کشته شدهاند.
این راه میتواند راهی باشد که یار به سویِ شاعر میآید تا بر او بگذرد، میتواند همان راهی باشد که برای نزدیکی و قِربان و ندیمی ِ شاه میبایست پیمود تا به آن مرتبت رسید.
قربان به معنایِ تیردان و کماندان و ترکش هم میتواند این تصویر را در ذهن بیاورد که انگاری خود ِ یار، آن اشخاص را کُشته و به خاک انداخته.
قربان ِ شما به صورت ِ صوت مخفف ِ قربان ِ شما بشوم، میتواند معنایِ قربان صدقه رفتن و گفتار ِ احترام آمیز با مقام ِ عالی هم باشد.
در معنایِ «قربانی» هم میتواند در بیت بنشیند به این شکل که بسیاری در این راه قربانی ِ شما شدهاند.
در هر کدام از این حالتها، شاعر به یار میگوید چون که زمین ِ راهی که از آن طریق میخواهی بر ما بگذری، آکنده از جنازههایِ بسیارانی است که در این راه کشته شده اند، دامنات را از خاک و خون دور نگاه دار که مبادا دامنت کثیف شود؛ یا این خاک و خون، دامنات را بگیرد.
در این معنایِ آخر، میتوان «دور دار از خاک و خون دامن» را طور ِ دیگری نیز تعبیر کرد: نوعی تحذیر که از این خونریزی و کشتار جلوگیری کن! یا دامن ِ خودت را از این خاک و خون دور بدار! خودت را کنار بکش!
تا چون از برابر ِ اینهمه اجساد گذر میکنیم
تنها دستمالی برابر ِ بینی نگیریم:
این پُرآزار
گَند ِ جهان نیست
تعفّن ِ بیداد است.
احمد شاملو، ترانههای کوچک ِ غربت
چو بر ما بگذری نیز شکلی قدرتنمایی یا تهدید میتواند داشته باشد! که اگر بر ما بگذری، دامنات را از خاک و خون دور بدار!
تیر ِ آه ِ ما زِ گردون بگذرد؛ حافظ! خموش!
رحم کن بر جان ِ خود؛ پرهیز کن از تیر ِ ما
حافظ ۱۰
چون در این راه، کسانی که دامن از خاک و خون دور نداشتهاند، پیش از تو، بسیار کشته شدهاند.
شاه منصور واقف است که ما
رویِ همّت به هرکجا که نهیم،
دشمنان را زِ خون کفن سازیم
دوستان را قبایِ فتح دهیم
حافظ ۳۸۱
ادعا نمیکنم که تمامی ِ این معناها منظور ِ نظر ِ شاعر بوده. تنها با کنار ِ هم چیدن ِ معناهای عباراتی که در جمله بهکار رفته، احتمالهایِ مختلفی را که میتواند دارای معنایِ منطقی باشد کنار ِ هم مینویسم. که چه بسا مدّ ِ نظر ِ شاعر نبودهاند یا بودهاند.
سهیل قاسمی
#واکاوی
@Setiq
Post #3954
1.38K
- 👍 8
- 👏 3