TGViewer
ستیغ ستیغ @setiq · 2.78K subscribers
Post #3930 1.01K
عَزم ِ دیدار ِ تو دارد جان ِ بر لب آمده
بازگردد یا برآید؟ چیست فرمان ِ شما؟

#حافظ غزل ۱۲ بیت ۲

عزم:
۱. اراده، قصد
۲. ثبات و پایداری در کاری که اراده شده (عمید)

دیدار:
۱. دیدن، رؤیت
۲. ملاقات
۳. روی و رخسار
۴. چشم و قوه‌یِ بینایی (عمید)

برآمدن:
۱.بالا آمدن (عمید)
۲. باز آمدن (تاج المصادر)
۳. تحقق ِ آرزو، برآورده‌ شدن ِ حاجت.

جان بر آمدن:
جان بیرون رفتن، مردن (دهخدا)

جان به لب رسیدن:
کنایه از مشرف بر مرگ بودن (دهخدا)

فرمان:
امر، دستور، حُکم، حُکمی که از جانب ِ شخص ِ بزرگ صادر شود. (عمید)

معنای بیت:
این جان ِ من که بر لبم رسیده است، قصد دارد که تو را ببیند. دستور ِ شما چیست؟ باز گردد؟ یا برآید؟

در نگاه ِ اول به نظر ِ من می‌آمد که جان بر لب رسیدن و جان ِ بر لب آمده کنایه از سختی و تحمّل ِ رنج ِ بسیار و به ستوه آمدن و طاقت از دست دادن از بابت ِ این تحمّل ِ سختی و رنج است. و تصویری که بود، مشقّت و سختی ِ بسیار ِ شاعر در راه ِ رسیدن به دیدار و وصال ِ معشوق بود که در میانه‌یِ راه از او کسب ِ تکلیف می‌کند که چه کنم؟ بازگردم یا به سویِ تو بیایم؟ یعنی اگر بیایم من را خواهی پذیرفت یا بازگردم؟

و در این معنا، پرسشی از خودم می‌کردم که چرا به‌جایِ برآید، بیاید ننوشته. چنان که در نسخه‌هایی، به‌جایِ برآید، درآید هم ضبط شده.

مفهوم ِ دیگر این است که این جان است که عزم ِ دیدار دارد. نه خود ِ شاعر! و این جان، جانی است که بر لب آمده.

جان بر لب است و حسرت در دل که از لبان‌اش
نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید

حافظ ۲۳۳

یعنی جان در حال ِ احتضار و مُشرِف بر مرگ است. در این تصویر، بازگشتن ِ جان به بدن، زندگی و نجات از مرگ است. و برآمدن ِ جان، مرگ و رفتن ِ جان از بدن.

دست از طلب ندارم تا کام ِ من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان زِ تن برآید

حافظ ۲۳۳

و این هر دو اتفاق، بسته به دستور و فرمان ِ معشوق است. که اگر فرمان دهد که به دیدار ِ یار نائل شود، جان ِ بر لب آمده به بدن ِ شاعر باز خواهد گشت؛ و اگر نه، جان ِ بر لب آمده از بدن بیرون خواهد آمد.

گر چو فرهاد م به تلخی جان برآید باک نیست
بس حکایت‌های شیرین باز می‌ماند زِ من

حافظ ۴۰۱

و دیگر این که برآمدن ِ کام به معنایِ برآورده شدن ِ آرزو و خواسته هم در شعر ِ حافظ به کار رفته است

به لب رسید مرا جان و برنیامد کام
به سر رسید امید و طلب به سر نرسید

حافظ ۲۳۸

در این مفهوم، می‌توان مصراع ِ دوم را چنین تعبیر کرد که آیا جان ِ بر لب آمده از عزم و قصد ِ خود بازگردد؟ یا کام ِ او برآورده خواهد شد؟ چیست فرمان ِ شما؟

سهیل قاسمی
#واکاوی

یادداشت ِ پس از نگارش:
میان ِ دیدار به معنایِ چشم و جان و لب مراعات نظیر هست.
و اگر بر من خرده نگیرید، عزم، عظم به معنایِ استخوان را در ذهن متبادر می‌کند و در این معنا با چشم و جان و لب تناسب دارد. و اگر با چوب دنبال‌ام نکنید عرض کنم که در لغت‌نامه، عِزم به معنایِ اِست و کون است. (ناظم الاطباء) که باز یکی از اعضای بدن است و تناسبی با چشم و جان و لب دارد! و نکته‌یِ جالب این که در فارسی، «اِست» هم به معنایِ استخوان، هم به معنایِ سرین و کفل (عمید) و هم به معنایِ مخفّف ِ اَستر است. (رشیدی) و در انگلیسی نیز«Ass» هم در معنایِ کون و هم در معنایِ خر به کار می‌رود!

@Setiq
  • 👍 4
  • 😁 3
  • 👏 1
More from @setiq
  1. Oct 14, 2026نشستی با حضور عالی‌جناب فریدون مجلسی به بهانه‌ی انتشارِ کتاب «مذاکره در نیویورک، ماکیاولی…
  2. Oct 12, 2026حافظ فرح‌اندوز دیوان حافظ از تصحیح میرزا محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی اجرا: فریدون فرح‌اندو…
  3. Oct 10, 2026حافظ اجرا: سهیل قاسمی حسین جلیلیان نسیمِ صُبحِ سعادت! بدان نشان که تو دانی، گُذَر به کویِ…
  4. Oct 10, 2026نشستی با حضور عالی‌جناب فریدون مجلسی به بهانه‌ی انتشارِ کتاب «مذاکره در نیویورک، ماکیاولی…
  5. Oct 7, 2026این غزل را در دفتر دگرسانی‌ها - دکتر سلیم نیساری نیافتم. از کتاب دکتر خانلری: نسخه‌های «ب.…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →