TGViewer
ستیغ ستیغ @setiq · 2.78K subscribers
Post #3906 1.28K
دو بیت از غزل ۱۰ #حافظ که در کتاب قزوینی و غنی نیست.
از کتاب #خانلری

باد بر زلف ِ تو آمد شد جهان بر ما سیاه
نیست از سودایِ زلف‌ات بیش از این توفیر ِ ما


سودا:
۱. معامله، داد و ستد، خرید و فروش (عمید)
۲. مرض ِ مالیخولیا، فساد ِ فکر، خیال‌بافی، جنون. نام ِ خلطی از اخلاط ِ اربعه و در فارسی به معنایِ دیوانگی است و این مَجاز است. چرا که به‌سبب ِ کثرت ِ خلط ِ سودا جنون پیدا می‌شود (غیاث اللغات)
۳. هوا و هوس، عشق (عمید)
۴. سیاه (آنندراج، غیاث اللغات)

توفیر:
۱. سود، فایده.
۲. زیاد کردن ِ مال
۳. افزونی، زیادتی، افزایش
۴. تمام کردن. (عمید)

باد بر زلف ِ تو وزید و زلف‌ات آشفته شد و چشم ما به‌جز سیاهی ِ زلف ِ تو چیزی نمی‌بیند و جهان بر ما سیاه شده. از سودایِ عشق ِ تو، سودی بیش از این نداشتیم!

انگاری زلف ِ یار به‌قدری زیاد و بلند است که وقتی آشفته می‌شود، کلّ ِ آسمان ِ بالایِ سر ِ شاعر را سیاه می‌کند.‌‌
جهان بر کسی سیاه شدن کنایه از بیچاره شدن هم هست.
سودا در معنایِ معامله و تجارت، با توفیر تناسب دارد. توفیر، سود ِ معامله و سود ِ سوداگر است.
از طرفی توفیر به معنایِ افزونی و زیادتی، با زلف ِ فراوان و بلند ِ یار تناسب دارد. یعنی فراوانی ِ نصیب ِ ما به‌جز زلف ِ تو که جهان را بر ما سیاه کرده نیست.
از طرفی توفیر به معنای تمام کردن یا سرانجام هم هست. یعنی سرانجام ِ ما جز بی‌چارگی نیست.
سودا به معنای خیال‌بافی و عاشقی هم هست. یعنی از خیال ِ زلف‌ات، بیش از این چیزی حاصل ما نشده. که تو زلف بر باد بدهی و روزگار ما را سیاه کنی.


مرغ ِ دل را صید ِ جمعیت به دست افتاده بود
زلف بگشادی و باز از دست شد نخجیر ِ ما


مرغ:
پرنده.
این‌جا پرنده‌ئی که پرنده‌های کوچک‌تر را شکار می کند.
جمعیت:
۱. در مجاز: آسودگی ِ خاطر
۲. فراهم آمدن و مجتمع شدن، متحد گشتن.

مرغ ِ دل:
تشبیه ِ دل به پرنده

صید ِ جمعیّت:
تشبیه ِ آرامش به شکار و دست‌آورد.

نخجیر:
شکار (عمید)

معنایِ بیت:
دل، مثل ِ پرنده‌ی شکاری‌ئی که صیدی به دست‌اش می‌افتد، آرامش ِ خاطر و جمعیت را صید کرده بود. تا این که تو زلف‌ات را بگشادی و باز هم این شکار ِ ما از دست ِ ما رفت.

کی دهد دست این غرض یا رب! که هم‌دستان شوند
خاطر ِ مجموع ِ ما، زلف ِ پریشان ِ شما

حافظ ۱۲


باز در معنایِ مرغ ِ شکاری، با مرغ، صید، نخچیر و دام تناسب دارند. زلف را نیز اگر به شکل ِ دام در نظر بگیریم، باز این واژه نیز تناسبی با قبلی‌ها دارد.

زلف ِ او دام است و خال‌اش دانه‌یِ آن دام و من
بر امید ِ دانه‌ئی افتاده‌ام در دام ِ دوست

حافظ ۶۲

باز کردن ِ زلف اینجا باز کردن ِ دام که باعث می‌شود صید از داخل دام بپرد را به ذهن می آورد. در این حالت، می‌رسیم به این تصویر که دل ِ شاعر، در جمعیت ِ زلف ِ یار به آرامش رسیده بود.

در خلاف‌آمد ِ عادت بطلب کام! که من
کسب ِ جمعیّت از آن زلف ِ پریشان کردم

حافظ ۳۱۹

یعنی زمانی که یار زلف ِ خودش را بسته بود دل ِ شاعر آرام و قرار داشت. و یار وقتی زلف ِ خود را گشود، شاعر این شکار ِ خود را از دست داد.

جان‌ها زِ دام ِ زلف چو بر خاک می‌فشاند
بر آن غریب ِ ما چه گذشت؟ ای صبا! بگو!

حافظ ۴۱۵


سهیل قاسمی

#واکاوی
@Setiq
  • 👍 7
  • 👏 6
  • 🕊 2
  • ❤ 1
More from @setiq
  1. Oct 15, 2026🔴به فرهنگ باشد روان تندرست 🔺ایران سرزمینی است کهن، سرشار از نیکی‌ها و مردمانی نجیب که ست…
  2. Oct 15, 2026اَتَتْ رَوائِحُ رَنْدِ الْحِمیٰ وَ زادَ غَرامی فدایِ خاکِ دَرِ دوست باد جانِ گرامی پیامِ د…
  3. Oct 14, 2026نشستی با حضور عالی‌جناب فریدون مجلسی به بهانه‌ی انتشارِ کتاب «مذاکره در نیویورک، ماکیاولی…
  4. Oct 12, 2026حافظ فرح‌اندوز دیوان حافظ از تصحیح میرزا محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی اجرا: فریدون فرح‌اندو…
  5. Oct 10, 2026حافظ اجرا: سهیل قاسمی حسین جلیلیان نسیمِ صُبحِ سعادت! بدان نشان که تو دانی، گُذَر به کویِ…
  6. Oct 10, 2026نشستی با حضور عالی‌جناب فریدون مجلسی به بهانه‌ی انتشارِ کتاب «مذاکره در نیویورک، ماکیاولی…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →