سه بیت نخست غزل ۱۰ #حافظ
دوش از مسجد سویِ میخانه آمد پیر ِ ما
چیست یاران ِ طریقت بعد از این تدبیر ِ ما؟
دوش:
۱. دیشب، شب ِ گذشته (شرفنامهیِ منیری، آنندراج، فرهنگ ِ جهانگیری، برهان، غیاث) شب که منتهی شود به روزی که در آن باشند (دهخدا)
۲. خواب و رویا (ناظم الاطباء)
دوش دیدن: خواب دیدن در شب ِ گذشته (ناظم الاطباء)
طریقت:
۱. در اصطلاح ِ تصوف، روش ِ اهل ِ صفا و سلوک
۲. روش، شیوه
۳. مسلک، مذهب، سیرت (عمید)
تدبیر:
به پایان ِ کاری نگریستن و در آن اندیشیدن (عمید)
معنای بیت:
شاعر انگاری برای دوستاناش تعریف میکند که: دیشب، پیر ِ ما، از مسجد به میخانه آمد. ای یاران ِ طریقت، ای هم مسلکان ِ اهل ِ سلوک! بعد از این ما چه کاری باید بکنیم؟
نکتهئی که در این بیت هست این که شاعر از فعل ِ «آمد» استفاده کرده! نگفته پیر ِ ما سویِ میخانه رفت! گفته سویِ میخانه آمد. یعنی انگاری خود ِ شاعر در میخانه بوده و آنجا حضور داشته که دیده!
پیر و طریقت و یاران ِ طریقت از اصطلاحهایِ اهل ِ تصوف است. انگاری که در جمعی از مریدان ِ یک پیر، واقعهئی که به چشم دیده را میگوید. و چارهجویی میکند که بعد از این چه کنیم!
و این چه اهل ِ طریقتی است که آنجا بوده و دیده و فردا به یاران ِ طریقت گفته پس ما چه کنیم! انگار تا الآن چه میکرده!
ما مریدان روی سو یِ قبله چون آریم؟ چون
روی سو یِ خانهیِ خَمّار دارد پیر ِ ما
مرید:
آن که به مرشدی سر سپرده باشد.
قبله:
جهت ِ خانهیِ کعبه در شهر ِ مکّه که مسلمانان رو بدان نماز میخوانند. سمتی که هنگام ِ گزاردن ِ نماز به آن رو میکنند. (عمید)
خَمّار:
می فروش، شرابفروش، بادهفروش
معنایِ بیت:
در ادامهیِ بیت ِ پیشین که دنبال ِ تدبیری میگشت، میگوید: ما مریدان که میبایست پیرو ِ پیر باشیم، چگونه رو به سویِ قبله بیاوریم و نماز بخوانیم، وقتی که پیر ِ ما روی به سویِ خانهیِ بادهفروش دارد؟
در خرابات ِ طریقت ما بههم منزل شویم
کاین چنین رفتهست در روز ِ ازل تقدیر ِ ما
خرابات ِ طریقت، درست مثل ِ همان پیر ِ طریقت که به میخانه میرود و مریدانی که از سر در گم اند که به کدام سو نماز بگزارند و به چه طریق بگروند، ترکیب ِ متناقضی است.
انگاری که شاعر راه ِ حلّی یافته و از جایی نام میبَرَد که هر دو را پوشش میدهد: خرابات ِ طریقت!
جایی که هم میخانه را در بر بگیرد و هم طریقت را.
معنایِ بیت:
ما مریدان، با پیر ِ طریقت، در خرابات ِ طریقت، با هم در یکجا هم منزل میشویم. زیرا که در عهد ِ ازل، تقدیر ِ ما اینچنین رفتهاست.
بههممنزل را وجهی قدیمی از هممنزل در نظر گرفتم. عین ِ این عبارت را در متنی معاصر یا پیش از حافظ نیافتم اما هممنزل و نیز بههمراه در معنایِ همراه سابقه دارد. شاید به خاطر ِ همین کمسابقه بودن ِ این ترکیب، نسخههای دیگر، شکلهای دیگری ضبط کردهاند.
«ما نیز هممنزل شویم»، «ما نیز هم منزل کنیم» و «با پیر هممنزل شویم» هم نوشتهاند.
مُنزَل
در لغت به معنایِ فرود آمده و فرو فرستاده شده است (عمید)
با این معنا میتوان گفت: ما، باهم، در خرابات ِ طریقت فرود میآییم و در آن سُکنا میگزینیم. در این حالت، «بههم» معنایِ با همدیگر و بهاتفاق ِ هم میگیرد که بسیار هم در ادبیات ِ قدیم کاربرد دارد.
اگر غم لشکر انگیزد که خون ِ عاشقان ریزد
من و ساقی بههم تازیم و بنیاد ش براندازیم
حافظ ۳۷۴
همچنین که در مصراع ِ دوم، در بارهی تقدیر ِ ازلی گفتهاست.
عیبام مکُن به رندی و بدنامی ای حکیم!
کاین بود سرنوشت زِ دیوان ِ قسمتام
حافظ ۳۱۳
و این شکل ِ کاربرد ِ مُنزَل، یعنی چیزی که خارج از اختیار اتفاق میافتد، و کسی در جایی قرار میگیرد، تناسبی هم دارند. امیرمعزی شاعر ِ قرن ِ پنجم نیز در قصیدهئی چنین گفته
ای سروری که قول ِ تو چون وَحی ِ مُنزَل است
کار ت چو مُعجِزات ِ رسولان ِ مُرسَل است،
عالی دو آیت است: علا و بها بههم
در شان ِ دین و دولت ِ تو، هر دو مُنزَل است
امیر معزی، قصیده ۶۲
اینجا، علاء و بهاء بهاتفاق ِ یکدیگر در شان ِ دین و دولت ِ ممدوح ِ امیر معزی مُنزَل شدهاند؛ و در این غزل ِ حافظ، مریدان و پیر، بههم، در خرابات ِ طریقت مُنزَل شدهاند! خیلی هم به نظر دور نمینماید!
سهیل قاسمی
#واکاوی
@Setiq
Post #3901
1.45K
- 👍 9
- ❤ 3
- 👏 1