ترسم این قوم که بر دُردکشان میخندند
در سر ِ کار ِ خرابات کُنند ایمان را
#حافظ غزل ۹ بیت ۵
قوم:
گروهی از مردم با ویژگیهای مشترک ِ زبانی، تاریخی و نژادی (عمید)
دُردکش:
۱. کسی که تا ته ِ پیاله و دُرد ِ شراب را مینوشد، شرابخوار، بادهپرست (ناظم الاطباء)
۲. شرابساز (عمید)
دُرد: دُرده، دُردی؛ آنچه از شراب تهنشین شود و در ته ِ ظرف جا بگیرد
خرابات:
محل ِ فسّاق اعم از قحبهخانه و قمارخانه و میخانه و جایی که اراذل و اوباش برای طرب در آن میگذرانند. عشرتکده (دهخدا)
در بارهی وجه ِ تسمیه و ریشهیِ این واژه، نظرهای گوناگون هست. به خور (خورشید) و خورآباد هم تعبیر شده، نام ِ آن را به مخروبه یا جاهای خرابه و دور از شهر هم نسبت دادهاند.
و به گمان ِ من، این واژه نیز، علاوه بر معنایِ نخستین، چون واژهیِ رِند، در شعر ِ حافظ، هویت و مفهوم ِ ویژهئی یافته است.
چیزی را در سر ِ کاری کردن:
مصرف کردن ِ مایه و چیزی برایِ به دست آوردن ِ چیزی دیگر است. و مفهومی مانند ِ سودا یا معامله را در خود دارد.
چو شمع ِ صبحدمام شد زِ مِهر ِ او روشن؛
که عُمر در سَر ِ این کار و بار خواهم کرد
حافظ ۱۳۵
حافظ! افتادگی از دست مده! ز آنکه حسود
عِرض و مال و دل و دین در سَر ِ مغروری کرد
حافظ ۱۴۲
معنایِ بیت:
با حالتی طعنهآمیز میگوید: میترسم که آن گروه و دستهئی که به شرابخواران میخندند و آنها را مسخره میکنند، خودشان سرانجام ایمان ِ خودشان را در سر ِ کار ِ خرابات و کارهای عیاشی و فسق، دربازند و بدهند!
زِ کویِ میکده دوشاش به دوش میبُردند
امامِ شهر که سجاده میکشید به دوش
حافظ ۲۸۳
دُرد ِ شراب، قسمت ِ ته ماندهیِ شراب است که در واقع نه گوارا و خوشطعم است و نه خاصیتی افزون دارد. یعنی علیالقاعده ترجیح ِ میخوارگان، می ِ صاف و بیغش و روشن است و اگر شراب ِ صاف و مروّق در دسترس باشد، دُرد ِ آن را نخواهند نوشید. دُردنوشی و دُردکشی، برایِ کسانی است که توان ِ خرید ِ شراب ِ صاف ندارند. و از سر ِ اجبار و نیاز به نوشیدن ِ شراب، دُرد ِ شراب را نیز مینوشند، یا شراب ِ آمیخته با درد را که ارزانتر است تهیه میکنند، یا تهمانده و دورریز ِ شراب ِ اغنیا را مینوشند. از جهتی، شراب، چیزی مثل ِ غذا و آب نیست که انسان برایِ بقا به آن نیازمند باشد. بنا بر این، دُردنوشان اشخاصی اند که فقط به خاطر ِ فقر و افلاس به دُردنوشی روی نیاوردهاند. چه، فقیر و مفلس میتواند بهکلی از نوشیدن ِ شراب چشمپوشی کُنَد! دُردنوشان، جدا از نداشتن ِ تمکُّن ِ مالی، به نوشیدن ِ شراب علاقهمند یا از نوشیدن ناگزیر اند. بهعبارتی، دُردنوش، علاوه بر صفت ِ تنگدستی، شرابخوار هم هست. و این خصلتهایِ مثبتی که در غزل ِ حافظ و شعر ِ دیگران به آنان نسبت داده شده، به خاطر ِ خلق و خو و به قول ِ امروزیها مرام و معرفت ِ ایشان است.
عُبوس ِ زُهد به وجه ِ خمار ننشینَد
مُرید ِ خرقهیِ دُردیکشان ِ خوشخوی ام
حافظ ۳۷۹
و در این بیت، شاعر به قومی اشاره میکُنَد که به دُردکشان میخندند. قوم در این معنا، گروهی از مردان و زنان، بهخصوص گروه ِ مردان است. (دهخدا)
از اینکه شاعر، واژهیِ «قوم» را برگزیده و گفته قومی که بر قومی میخندند، میتوان پنداشت که این آیهیِ قرآن را مدّ ِ نظر داشته است:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَىٰ أَنْ يَكُونُوا خَيْرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَىٰ أَنْ يَكُنَّ خَيْرًا مِنْهُنَّ ۖ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ ۖ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ ۚ وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»
قرآن، سوره حجرات، آیه ۱۱
ای کسانی که ایمان آوردهاید نباید گروهی از مردان ِ شما گروه ِ دیگر را استهزاء کنند، شاید آنها که مورد استهزاء واقع میشوند بهتر از مسخرهکنندگان باشند و همچنین زنان یکدیگر را مسخره نکنند، زیرا ممکن است زنان ِ مسخره شده، از آنها که مسخره میکنند بهتر باشند. و مبادا از یکدیگر عیب جویی کنید و زنهار از این که یکدیگر را با القاب ِ زشت و ناپسند یاد کنید که پس از ایمان آوردن، نامی که نشان از فسق و فجور دارد بسیار زشت است و هر کس که از این رفتار توبه نکُنَد ستمگر و ظالم است.
در این بیت هم هشداری آمدهاست که قومی که به دردکشان میخندند، بهواسطهیِ این تمسخر و انتساب ِ فسق، ایمانشان را از دست بدهند. خاصه اینکه شاعر در غزلهایِ دیگر هم گفته که معلوم نیست که چه کسی در نهایت مقبول و عاقبتبهخیر است.
صالح و طالح مَتاع ِ خویش نمودند؛
تا که قبول افتد و که در نظر آید
حافظ ۲۳۲
تَرسَم که صرفهئی نبرَد روز ِ بازخواست
نان ِ حلال ِ شیخ زِ آب ِ حرام ِ ما
حافظ ۱۱
ترسم که روز ِ حشر عنان بر عنان روَد
تسبیح ِ شیخ و خرقهیِ رند ِ شرابخوار
حافظ ۲۴۶
سهیل قاسمی
#واکاوی
@Setiq
Post #3898
1.04K
- 👍 7
- 👏 2
- 🥰 1