محرم ِ راز ِ دل ِ شیدا یِ خود
کَس نمیبینم زِ خاص و عام را
#حافظ غزل ۸ بیت ۶
مَحرَم:
بسیار صمیمی و امین (عمید) آنکه در نزد ِ وی بتوان راز را به ودیعه گذاشت. معتمد (ناظم الاطباء) رازدار (دهخدا)
خاص و عام:
همه. همهیِ افراد. (دهخدا)
معنای بیت:
از خاص و عام (چه آدمهای نزدیک و آشنا و دوست و محرم و چه آدمهای دور و غریبه و نامحرم) هیچکس را نمیبینم که بتوانم راز ِ دل ِ شیدایِ خودم را با او در میان بگذارم.
جدا از معنایِ دوست و غریبه بودن اشخاصی با یک شخص ِ خاص، که برای هر کسی عدهئی خاص و از اقربا و محارم و خویشاوندان اند و باقی، عام و عموم ِ مردم؛ عبارتهای «خواص و عوام»، «خاصان و عامیان» و «خاص و عام»، نوعی دستهبندی ِ مردم است به خواص، افرادی که برگزیدهاند و به عبارتی شناخت و دانش و علم و اخلاق ِ برگزیده دارند؛ و عوامالناس، کسانی که برگزیده نیستند و در آن طبقهیِ فضلا قرار نمیگیرند.
آن شد اکنون که ز ابنایِ عوام اندیشم
محتسب نیز در این عیش ِ نهانی دانست
حافظ ۴۸
در این مثال، خصلتی که از عوام میگیرم، یکی ترسناک بودنشان است! و دیگر، گوش به فرمان بودن ِ صاحبان ِ قدرت! (خاصه اگر صاحب ِ قدرت، مذهبی یا مفتی یا محتسب باشد!) یعنی ممکن است به شاعر به خاطر ِ عمل ِ خلاف ِ شرعاش آسیب هم برسانند، مگر این که بدانند که محتسب هم در جریان است! آنوقت دیگر کاری ندارند و ردّ ِ کار ِ خودشان میروند 🤪
غیرت ِ عشق، زبان ِ همه خاصان ببُرید
کاز کجا سِرّ ِ غماش در دهن ِ عام افتاد
حافظ ۱۱۱
در اینجا خصلتی که از خاصّان گرفتم این است که از این که چیزهایی را که میپندارند دانستناش ویژهیِ آنهاست، در دهن ِ عام بیفتد، خوششان نمیآید و ترش میکنند! 🤪
عیب ِ می جمله چو گفتی، هنر ش نیز بگو
نفی ِ حکمت مکُن از بهر ِ دل ِ عامی چند
حافظ ۱۸۲
اینجا خصلت ِ دیگری که از خاصّان گرفتم، پوپولیسم بود! یعنی برایِ اینکه چیزی که میگویند به مذاق ِ عوام خوش بیاید، یا چیزی نگویند که صدایِ آنها دربیاید، حاضر اند حکمت را هم نفی کنند.
يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا
سوره بقره آیه ۲۱۹
در باره شراب و قمار از تو سؤال میکنند، بگو: «در آنها گناه و زیان بزرگی است؛ و منافعی برای مردم در بردارد؛ و گناه آنها از نفعشان بیشتر است.»
شاعر در این بیت معترض است که: نصّ ِ صریح ِ قرآن میگوید اگر در بارهی شراب و قمار پرسیدند، بگو که در آنها گناه و زیان ِ بزرگی است و منافعی هم برای مردم دارد. پس تو چرا وقتی همهیِ عیبهایِ می را گفتی، هنر ِ آن را نمیگویی؟ چرا حکمت را نفی میکنی؟
(میتوان اینجا حکمت را کلام ِ قرآن در نظر گرفت)
وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ
سوره جمعه آیه ۲
اینجا کتاب و حکمت در کنار ِ هم قرار گرفتهاند.
بهعبارتی: برای دلخوشکُنک ِ عامی چند (تعدادی عوامالناس) کتاب و حکمت ِ خدا را چرا نفی میکنی؟ 🤪
باده خور! غم مخور و پند ِ مقلِّد منیوش!
اعتبار ِ سخن ِ عام چه خواهد بودن
حافظ ۳۹۱
از این بیت، موضوع ِ تقلید را هم میگیرم. که عوام، از خواص (مُفتیان یا کسانی) تقلید میکنند.
و این که سخن ِ عوام، اعتبار ِ چندانی ندارد.
و خصلت ِ دیگر ِ عوام، این که چیزی که به تقلید آموختهاند، به دیگران نیز پند و اندرز میگویند! خیلی هم جدّی 🤪
مَحرَم در فقه، ویژگی آن کسی از اعضایِ خانواده است که پوشیدن ِ سر و روی از او واجب نیست.
دوست، مَحرَم بوَد به راز و نیاز
پیش ِ مَحرَم، برهنه باید راز
سنایی، حدیقه، باب ۷، بخش ۵۲
و فکر کنم محرم ِ راز از همین ویژگی ِ محارم نشأت گرفته که نیازی نیست نزد ِ آنان راز را پوشاند
باب ِ خاص و عام، همچنین یکی از ابواب ِ مباحث ِ الفاظ علم ِ اصول فقه است. و از این جهت، با واژهیِ «مَحرَم» تناسب دارد.
سهیل قاسمی
#واکاوی
@Setiq
Post #3878
896
- 👍 5
- 👏 3
- ❤ 1
- 🤡 1