حافظ مرید ِ جام ِ می است ای صبا برو
و ز بنده بندگی برسان شیخ ِ جام را
#حافظ غزل ۷ بیت ۸
مرید:
۱. اراده کننده (غیاث) خواهنده (آنندراج)
۲. در تصوّف: سالک ِ مجذوب. آن که به مرشدی سر سپرده باشد. مقابل ِ مرشد. مقابل ِ پیر و شیخ (دهخدا)
۳. ارادتمند، دوستدار (عمید)
صبا:
بادی که پیامرسان است (۴:۱)
شیخ: پیر، مرشد (۵:۱۳)
معنایِ بیت:
۱. حافظ خواهنده و خواستار ِ جام ِ می است. ای صبا برو و به شیخ ِ جام و دارندهیِ جام از طرف ِ من اظهار ِ ارادت و بندگی بکن و بگو که حافظ جام ِ می میخواهد.
۲. اگر تو مرید ِ شیخ و مراد ِ خودی، حافظ، مرید ِ جام ِ می است. ای صبا! برو و به شیخ ِ جام بندگی و ارادت مرا برسان.
هر سالکی در طریقت، مرید ِ شیخی است. و شاعر اعلام میکند، که مرید ِ جام ِ می است و شیخ ِ او نیز، شیخ ِ جام است.
در نسخههای دیگر، بهجایِ شیخ ِ جام، شیخ ِ خام هم آمده است. در این صورت، میتوان خام را هم به عنوان ِ فردی ناپخته و ناآگاه معنا کرد، هم باید در نظر داشت که می، و آن می که می خواران آن را مینوشند، می ِ خام است. شیخ ِ خام میتواند همان بادهیِ خام باشد که حافظ چون مرید ِ جام ِ می است، شیخ ِ خام نیز مرید ِ او میباشد. طنز و تناقضی نیز هست که شیخ، میبایست پخته و با تجربه باشد. که شیخ ِ حافظ، خام است!
اگر این شراب خام است اگر آن حریف پخته،
به هزار بار بهتر زِ هزار پخته خامی
حافظ ۴۶۸
اما اگر شیخ ِ خام را با اتّکا به بیت ِ سوم ِ همین غزل، مانند ِ همان زاهد ِ عالیمقام در نظر بگیریم که آگاهی ندارد و از حال و مرتبهی بالایی هم برخوردار نیست، میشود در عبارت ِ از بنده بندگی برسان، بنده را خود ِ حافظ تعبیر نکرد! یعنی گفت که: حافظ مرید ِ جام ِ می است. مرید ِ شیخ ِ خام نیست. و از باد ِ صبا میخواهد که بندگی ِ بندهیِ شیخ ِ خام را به او برسانَد نه بندگی ِ حافظ را. به عبارتی میگوید برو از بندهاش به او بندگی برسان! از من نه!
و این نحو ِ خطاب کردن ِ باد ِ صبا، «ای صبا! برو و ...» هم شکلی آمرانه دارد.
در بارهی انتساب ِ «شیخ جام» به شخصی واقعی که در زمان ِ حافظ میزیسته، مطالبی نوشته شده که در این یادداشت، از آن پرهیز میکنم.
سهیل قاسمی
#واکاوی
@Setiq
Post #3873
833
- 👍 4
- 👏 3
- ❤ 1