TGViewer
Channel Public Channel
فقه اللغة سامی | Semitic Philology

فقه اللغة سامی | Semitic Philology

@semitic_philology

جُستارهایی فقه اللغوی در باب زبان‌های سامی

یادداشت‌های وحید صفا
Subscribers
717
Photos
34
Videos
4
Links
44
Recent Posts 18 shown
Post #141 323

Forwarded from Inekas | انعکاس

‌
💠 درس‌گفتار‌های «زبان‌شناسی تاریخی و قرآن»

👤 وحید صفا (انعکاس | دانشگاه تهران)

قرآن به عنوان متنی که در بافت زبانی و فرهنگی عربستان در دورۀ باستان متأخر پدیدارشده، تا به امروز نقشی بی‌بدیل در حیات فرهنگی و دینی مسلمانان دارد و موضوع مطالعۀ بسیاری از غیرمسلمانان در فضای دانشگاهی غربی نیز هست. در عین حال، پژوهش‌های جدید نشان داده‌اند قرآن با متون مسیحی و یهودیِ پیش از خود وارد گفت‌وگویی بینامتنی شده است. بر این اساس، متن قرآن در میانۀ یک بازۀ زمانی طولانی قرار می‌گیرد؛ بازه‌ای که در طول آن زبان‌ها ناگزیر دستخوش تغییر می‌شوند. از سوی دیگر، زبان‌شناسی تاریخی به عنوان یکی از پرسابقه‌ترین شاخه‌های زبان‌شناسی به مطالعۀ تغییرات زبان در گذر زمان می‌پردازد. بر این اساس زبان‌شناسی تاریخی ظرفیت‌های ارزشمندی برای مطالعات قرآنی در اختیار پژوهش‌گران قرار می‌دهد.

این درس‌گفتار فرصتی را فراهم می‌کند تا پژوهشگران با آشنایی با زبان‌شناسی تاریخی آن را در مطالعات خود در خصوص قرآن مورد استفاده قرار دهند؛ درس‌گفتار حاضر مشتمل بر دو دورۀ مجزاست و علاقه‌مندان می‌توانند به انتخاب خود در هر کدام از این دوره‌ها شرکت نمایند.

⭐️ دورۀ اول: «مقدمه‌ای بر زبان‌شناسی تاریخی: با تکیه بر زبان عربی و زبان‌های سامی»
این دوره فرصتی برای آن دسته از پژوهشگران مطالعات قرآنی است که علی‌رغم درک ضرورت آشنایی با این دانش، تاکنون فرصت آشنایی نظام‌مند با آن را نداشته‌اند. بدین منظور، در این دوره، کلیۀ مباحث اصلی زبان‌شناسی تاریخی به‌صورت عمومی و با ارائۀ مثال‌ها و نمونه‌هایی از زبان‌های سامی -به‌ویژه زبان عربی که مورد نیاز پژوهشگران مطالعات قرآنی است- مورد بحث قرار می‌گیرد.

‌
⭐️ دورۀ دوم: «ریشه‌شناسی مفردات قرآن: هدف، روش و آسیب‌شناسی»
این دوره ناظر به علاقۀ فزاینده‌ای است که توسط قرآن‌پژوهان ایرانی در دو دهۀ اخیر به ریشه‌شناسی پیدا شده است؛ حوزه‌ای مهم از دانش زبان‌شناسی تاریخی به شمار می‌آید. این علاقه معمولاً به دلیل عدم آشنایی کافی با پیش‌نیازها و روش‌شناسی آن، صرفاً به مقایسۀ اطلاعات موجود در لغت‌نامه‌های زبان‌های سامی و فرهنگ‌های ریشه‌شناختی تقلیل داده می‌شود. از این گذشته، استفاده از نتایج به‌دست‌آمده در مطالعات قرآنی، گاه با افراط‌ها و خطاهای روش‌شناختی مختلفی نیز همراه است. در این دوره، شرکت‌کنندگان علاوه بر آموختن روش ریشه‌شناسی مفردات قرآنی با فرصت‌ها و محدودیت‌های آن در مطالعات قرآنی نیز آشنا خواهند شد.
‌

⭐️ دربارهٔ مدرس:
وحید صفا پژوهشگر فرهنگ و زبان‌های سامی در انعکاس است. جدا از برگزاری دوره‌های متعدد زبان‌های سامی، در موضوعات مرتبط با این درس‌گفتار، او دبیری علمی مدرسۀ سوم مدار، دورهٔ آموزشی کهن خط‌شناسی و کتیبه‌شناسی عربی، سخنرانی در پیش‌نشست سومین مدرسهٔ انعکاس با عنوان «کاربست شواهد مادی در بازسازی بافتار تاریخی عصر نبوی» و همچنین مجموعه ارائه‌ای دربارۀ دین و آیین‌های عربستان پیشااسلامی را در کارنامه دارد. پژوهش تازۀ وی در خصوص تحولات معناشناختی برخی مفاهیم کلیدی اخلاقی از کتیبه‌های عربی پیش از اسلام تا قرآن و پس از اسلام، به زودی در مجموعهٔ Islamization and Arabization of the Arabian Peninsula in Light of Material Evidence به سرویراستاری ایلکا لیندستت و هگیت نول منتشر می‌شود.
‌
🔴 ویدئوی نظرات شرکت‌کنندگان در دورهٔ قبلی وحید صفا


📊 اطلاعات دوره:
از ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ تا ۱ آذر ۱۴۰۵

💠دورۀ زبان‌شناسی تاریخی:
۱۰ جلسه، یک‌شنبه‌ها به صورت آنلاین - از ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰

💠دورۀ ریشه‌شناسی مفردات قرآن:
۸ جلسه، سه‌شنبه‌ها به صورت آنلاین - از ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰


🗂 طرح درس دوره‌ها

🔺 ثبت نام و اطلاعات بیشتر:
https://mohit.online/event/mq4plb

⏲ مهلت ثبت‌نام: تا پایان ۲۸ شهریور ۱۴۰۵

#رویداد_انعکاس
🔆 @hanifcrs
🔵 @Inekas
  • 👍 12
Post #140 634
در خصوص تلفظ اسامی و واژگان سامی

هر از چندگاهی در خصوص نحوه تلفظ اسامی و واژگان سامی بحث‌هایی شکل می‌گیرد، دیروز هم که به مناسبتی در جمع برخی اساتید حاضر بودم این بحث شکل گرفت و برخی از ایشان به تلفظ‌های این بنده از برخی واژگان سامی اشکال گرفتند. به همین مناسبت پیشنهاد خود در خصوص تلفظ واژگان بیگانه‌ی سامی در فارسی را در اینجا تبیین می‌کنم:

محل بحث دیروز ما نام پرکاربرد یهودی אֱלִיעֶזֶר و همچنین عنوان رایج خاخام‌های یهودی یعنی רַבִּי بود.

بنده اولی را اِلیعِزر و دومی را رَبّی تلفظ کردم و می‌کنم. آن استاد بزرگوار می‌گفت اولی را الیازار و دومی را رَبای باید گفت.

سلیقه‌ی بنده در تلفظ این واژگان و واژگان مشابه مبتنی بر دو قاعده‌ی زیر است:

۱. اصل، تلفظ واژه به صورت اصلی‌اش در زبان مبدا است، البته آنطور که فارسی زبان بنابر دستگاه واجی خود می‌شنود و می‌تواند ادا کند.
۲. مگر اینکه در فارسی تلفظ جا افتاده‌‌ی دیگری در آن مورد وجود داشته باشد.

این قواعد، مبتنی بر قواعد طبیعی ورود یک واژه‌ی بیگانه به یک زبان است و مردم هر زبانی نیز وقتی بخواهند یک واژه‌ از زبان بیگانه را تلفظ کنند همین کار را می‌کنند.

اگر به تلفظ غربی‌ها از نام روستاهای مورد تجاوز قرار گرفته‌ی جنوبِ ایرانِ عزیز که سنتی برای تلفظ آنها ندارند گوش کنید، همین قواعد را می‌شنوید!

تصور می‌کنم این دو قاعده هم اصالت و تمایز واژگان بیگانه سامی را حفظ می‌کند، هم اعتبار زبان فارسی را به رسمیت می‌شناسد و بی خود و بی جهت یک زبان بی ربط مانند انگلیسی را واسطه‌ی شناخت ما از زبان‌های سامی نمی‌کند و هم برای صیانت از زبان فارسی و استاندارد ماندن آن بهتر است.

بر اساس همین دو قاعده است که بنده این موارد را، که پیشتر در خصوص تلفظ آن‌ها نیز مورد پرسش بوده‌ام، به این صورت تلفظ می‌کنم:

תרגום: به صورت تَرگوم نه تلفظ انگلیسی شده‌ی تارگوم

חֲנוֹךְ: به صورت خَنوخ نه تلفظ انگلیسی ایناک

و موارد متعدد دیگر.
  • 👍 18
Post #139 578
فقه اللغة سامی | Semitic Philology پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می‌کند: کارگاه حضوری کتیبه شناسی صفایی: ابزاری تازه برای مطالعات قرآنی دکتر آلا وحیدنیا (۱ جلسه) وحید صفا (۸ جلسه) کشف و مستند سازی بیش از ٣۰ هزار سنگ‌نوشته‌ به خط صفایی که به زبان عربی باستان نوشته‌شده اند…
این کارگاه به دلیل نرسیدن به حد نصاب برگزار نخواهد شد.

پژوهشگاه برای هماهنگی با عزیزانی که ثبت نام کرده‌اند تماس خواهد گرفت.
  • 👎 2
Post #138 950
کتیبه‌شناسی صفایی: ابزاری تازه برای مطالعات قرآنی

سنگ‌نوشته‌های باستانی عربی به خط صفایی، مهم‌ترین منبع برای بازسازی باورها و آیین‌های کهن عربی به شمار می‌روند. در این ویدیو در خصوص اهمیت این منبع برای بازسازی آیین مشرکین حجاز در قرن ششم میلادی بیشتر سخن گفته‌ام.

00:00  مقدمه: کتیبه‌های صفایی، منبعی برای بازسازی آیین‌های مشرکین در قرآن

01:41 نمونه اول: وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً (انفال: ۳۵)

03:10 نمونه دوم: حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ... وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ (مائدة: ۳)

04:12 حج و احرام

04:46 باور مشرکین به الله به عنوان خدای خالق، راهنما و آخرین دستاویز برای نجات

▪️کارگاه کتیبه‌شناسی صفایی دانش لازم برای استفاده‌ی مستقیم از این منبع بی بدیل را برای پژوهشگران فارسی زبان فراهم می‌کند.

🔹 برای ثبت نام تنها تا آخر این هفته فرصت باقی است:

https://Mata.ihcs.ac.ir/event/fa/event/808
  • 👍 11
Post #137 3.9K
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می‌کند:

کارگاه حضوری

کتیبه شناسی صفایی:
ابزاری تازه برای مطالعات قرآنی


دکتر آلا وحیدنیا (۱ جلسه)
وحید صفا (۸ جلسه)

کشف و مستند سازی بیش از ٣۰ هزار سنگ‌نوشته‌ به خط صفایی که به زبان عربی باستان نوشته‌شده اند منبع منحصر به فردی است که ما را به دنیای عرب پیش از نزول قرآن می‌برد.
این متون زمینه‌ی مطالعه‌ی تحولات تاریخی زبان عربی از دوره باستان تا عربی قرآنی و پس از آن را فراهم می‌کند.
علاوه بر این، این سنگ‌نوشته‌ها شاهدی مستقیم برای شناخت دین باستانی عربی که بازتاب آن در آیین‌های مشرکین در قرآن نیز قابل مشاهده است به شمار می‌رود.
در ۸ جلسه اول این دوره (وحید صفا) خط و زبان این سنگ‌نوشته ها به صورت کارگاهی و با خواندنِ سنگ‌‌نوشته‌ها، به طور کامل آموزش داده می‌شود و در جلسه نهم (دکتر آلا وحیدنیا) زمینه‌های استفاده از این سنگ‌نوشته‌ها در مطالعات قرآنی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

آشنایی بیشتر با کتیبه‌های صفایی

یکشنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها از ۱۵ تا ۲۹ شهریور ساعت ۹-۱۲ صبح

ثبت‌نام تا پایان جمعه ۱۳ شهریور

اطلاعات بیشتر و ثبت نام:

https://Mata.ihcs.ac.ir/event/fa/event/808
  • 👍 7
Post #136 604

Forwarded from یادداشت‌های سید احمدرضا قائم‌مقامی

خداوند این مملکت را از دروغ بپاید

اینکه داریوش گفته خدا این مملکت را از دروغ و سپاه دشمن و خشکسال بپاید از بس مبتذل شده نقل هر کس است. اشکالی هم ندارد اگر مثلاً هر فرد عامی هم چنین سخنی را بر زبان آورد. این هست که سخن بدی نیست. مع هذا نه باید این قدر ساده‌انگار بود نه باید از این سخن نتایج بزرگ، و در عین حال کودکانه، گرفت که مثلاً چون ما ایرانیان از اوّل تاریخ دروغگویان قهّاری بوده‌ایم، پس داریوش اوّل چیزی که به ذهنش آمده این بوده که بگوید خدایا تو پیش از هر چیز دیگر ما را از شرّ این اوّل رذیلت این قوم برهان.
هر دانشجویی که این درسها را خوانده باشد‌ می‌داند آن لفظ درَوگَه که در کتیبه‌های هخامنشیان آمده معنایی شامل داشته و ضدّ هر راستی بوده؛ ضدّ آن، اگر نه در آن کتیبه‌ها، در اوستا اشه است که مفهومی عام و شامل است و هر خوبی و نیکی و راستی و درستی و نظم و قاعده و قانون را در بر می‌گیرد. جهان جهان بودن خود را از اشه می‌گیرد و دروگه چیزی است که آن را در دامن بی‌نظمی و بیداد و بی‌قانونی و بی‌سامانی می‌اندازد. این جا مجال آن نیست که این مفهوم چنانکه باید شرح شود، ولی این قدر نیز ممکن است برای کسی که این درسها را نخوانده روشنگر باشد. بلی، یک معنای دروگه آن بی‌سامانی است که در گفتار است و شامل است بر دروغ و فریب و آنچه نادرستی در سخن است. ولی این جزئی از معنی است. دهه‌ها قبل امیل بنونیست نامدار خواسته این سه بلا را که داریوش از آنها یاد کرده در چارچوبۀ نظریّۀ کارکردهای سه‌گانۀ ژرژ دومزیل تبیین کند، به این معنی که هر یک از این سه بلا خاصّتاً متوجّه یکی از طبقات اصلی سه‌گانۀ اجتماع است. نظر ما دربارۀ نظریّۀ دومزیل هر چه باشد، در درستی ولو نسبی سخن بنونیست من بنده تردید ندارد.

باری از جامعه‌شناس ما انتظار نیست که مورّخ هم باشد، ولی انتظار هم نیست که خودش را از همه چیز معاف کرده باشد و مانند عوام سخن بگوید.
  • 👍 16
Post #135 627
🔻بخشی از مقدمه‌ی این بنده بر یک نسخه‌ی خطی ۷۳ برگی به زبان گعز Gǝʿǝz (حبشی کلاسیک) که در مرکز نسخ خطی کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری می‌شود. در این مرکز سه نسخه خطی حبشی نگهداری می‌شود.

🔻این بخش از مقدمه، مروری مختصر و مفید در خصوص زبان و میراث ادبی گعز است:


🔹زبان حبشی کلاسیک با نام بومی گِعِز، زبان محاوره در پادشاهی اَکسوم[1] (سده اول تا 960 میلادی) در دوره‌ی باستان متأخر بود. زادبوم این زبان که از شاخه‌ی غربی زبان‌های سامی به شمار می‌رود شامل شمال اتیوپی و اریتره‌ی امروزی می‌شد، اگرچه در گذر زمان توسعه‌ی جغرافیایی نیز یافت. اولین شواهد این زبان کتیبه‌هایی از قرن سوم میلادی است اما پس از پذیرش مسیحیت توسط پادشاهی اکسوم در قرن چهارم میلادی، متون مختلف مسیحی از جمله خود کتاب مقدس و مجموعه‌ای از متون وابسته به کتاب مقدس، مانند کتاب خنوخ[2]، کتاب یوبیل‌ها[3]، کتاب چهارم باروخ[4] و کتاب عروج اشعیا[5] از یونانی به این زبان ترجمه شد. باید به این دو دسته، آثار پراکنده‌ی دیگری از جمله مجموعه‌ی تازه کشف شده‌ای که با عنوان مجموعه‌ی اکسومی[6] شناخته می‌شود را افزود. البته باید به این نکته توجه داشت که اکثر متون دوره‌ی اکسومی در نسخه‌های متأخری به دست ما رسیده‌اند که در دوره‌‌ی پادشاهی سلسله‌ای موسوم به سلسله‌ی سلیمانی[7] در حبشه (۱۷۷۰-۱۲۷۰ م) استنساخ شده‌اند. مهم‌ترین استثناء، دو نسخه از ترجمه‌ی اناجیل اربعه به زبان گعز است که به عنوان انجیل‌های اَبّا گَریما[8] شناخته می‌شوند. تاریخ‌گذاری رادیوکربن بازه‌ی زمانی 330 تا 650 میلادی را برای این دو نسخه‌ی خطی پیشنهاد می‌کند.

🔹در دوره‌ی سلسله‌ی سلیمانی -که خود را از دودمان حضرت سلیمان (ع) می‌دانستند-
زبان گعز به‌عنوان زبانی ادبی و دینی به کار می‌رفت، اما احتمالاً زبان مادری هیچ گروهی نبوده است به همین جهت برخی از متون این دوره تأثیر چشمگیری از امهری[9] که زبان مادری بسیاری از ایشان بود، و همچنین عربی که زبان اصلی بسیاری متون ترجمه شده در این دوره بود، نشان می‌دهند.
از دوره‌ی سلیمانی صدها هزار و حتی نزدیک به یک میلیون نسخه‌ی خطی در گونه‌های مختلف ادبی موجود است. این آثار شامل موعظه‌ها[10]، زندگی‌نامه‌های قدیسان[11]، متون آیینی[12]، رساله‌های الهیاتی و ادبیات جادویی (شامل انواع طلسم‌ها و اوراد) می‌شود. علاوه بر این دست آثار، در این دوره نوعی ادبیات غیردینی نیز پدید آمد که در قالب وقایع‌نامه‌های[13] سلطنتی، متون حقوقی و حتی نوعی حماسه‌ی ملی تجلی یافت؛ از جمله کتاب کِبرا نَگَست[14]
«شکوه پادشاهان» که بسط و پردازشی
از داستان سلیمان و ملکه‌ی سبا است.

[1] Aksum   
[2] Enoch
[3] Jubilees
[4] Baruch 
[5] Ascension of Isaiah
[6] Axumite Collection
[7] Solomonic dynasty 
[8] Abba Garima
[9] Amharic
[10] Homily 
[11] Hagiography
[12] Liturgical 
[13] Chronicle
[14] Kebra Nagast
  • 👍 12
Post #134 606
یادداشت دوم

ص.۳۲۸ و غیره
سامی شرقی شامل زبان اکدی و ابلتی است.

در مورد ترجمه فارسی نام زبان Eblaite فکر می‌کنم بدخوانی‌‌ای توسط نویسنده محترم صورت گرفته باشد. این نام برگرفته از نام شهر باستانی ابلا Ebla در غرب سوریه امروز است که با پسوند ite- نام زبان آنها ساخته شده بنابراین طبیعی ترین ترجمه فارسی برای این زبان ابلایی است. همانطور که Elam-ite ایلامی/عیلامی گفته می‌شود نه چیز دیگر.

ص.۳۲۹
سامی غربی خود به سه گروه عمده‌ی زبان‌های حبشی، زبان‌های عربی جنوبی جدید و زبان‌های سامی مرکزی تقسیم می‌شود
گروه زبان‌های Modern South Arabian از دو جهت باید عربستانی جنوبی معاصر (یا جدید) ترجمه شود. دلیل اول اینکه عنوان انگلیسی این زبان Arabian است نه Arabic. دلیل دوم هم که به همین دلیل اول بر می‌گردد اینست که اگر شما آنرا عربی جنوبی معاصر بنامید، خواننده تصور می‌کند با گونه ای از عربی مواجه است حال آنکه این گروه از زبان‌ها مثل باقی زبان‌های سامی صرفا خویشاوند عربی هستند و هیچ ربط دیگری به عربی ندارند. تنها اینکه، گویشوران آن در جنوب عربستان ساکن اند.

ص.۳۲۹
زبانهای عربی جنوبی جدید شامل مهریّتی [...] هوبیوتی، [...]

مقصود از اولی زبان Mehri است. که منتسب به استان Mahrah در شرق یمن است. بنابراین مهری صورت ساده و روانی برای نام این زبان است. البته اگر بخواهیم از تلفظ بومی برای نام این زبان استفاده کنیم باید آنرا /Mahrīyyt/ تلفظ نماییم، که در فارسی بسیار سخت تلفظ می‌شود و البته اضافه‌ی یاء نسبت به آن نیز بی معناست.

دومی نیز که از زبان‌های در خطر انقراض محسوب می‌شود در انگلیسی Hobyot و در عربی هوبیوت گفته می‌شود. تلفظ بومی خودشان خیلی سخت تر است ولی در هر صورت نیاز به یاء نسبت ندارد.

ص.۳۳۰
عربی مشخصه‌های هر دو زیرشاخه‌ی سامی جنوبی و سامی شمال غرب را دارد

نویسنده محترم این عبارت را از مدخل عربی Kaye از کتاب The Word's Major Languages نقل می‌کند.
منظور کای از سامی جنوبی در مدخل دیگری از این کتاب شاخه‌ی عربستانی جنوبی باستان، عربستانی جنوبی معاصر و حبشی است.
این تقسیم بندی بر اساس مدل Hetzron است که در دهه 70 مطرح شد. بعدا Nebes در سال 1994 نشان داد، عربستانی جنوبی باستان جزو شاخه‌ی سامی مرکزی است و در سال 1997 نیز Porkhomovsky نشان داد کلا شاخه‌ی سامی جنوبی در طبقه بندی زبانهای سامی نباید وجود داشته باشد.
بنابراین جریان اصلی سامی‌شناسی امروز اینست که عربی عضو کاملی از شاخه سامی مرکزی است که خود مشتمل بر آرامی، کنعانی، اوگاریتی و عربستانی جنوبی باستان است. شاخه‌ی سامی جنوبی هم وجود خارجی ندارد.

این دیدگاهی است که چند هزار کتیبه‌ی صفایی و حسمایی که پیشتر در دسترس سامی شناسان نبود نیز آنرا تایید میکند و به سایر دیدگاه‌ها حتی از سامی‌شناسان حاشیه‌ای غربی نیز نباید توجه کرد.

نک. مقاله Arabic in its Semitic Context از هوینرگارد (2017)

مقاله What is Ancient North Arabian از الجلاد (2018)

با این وجود این اشکال به نویسنده محترم وارد نیست. این اشکالی است که به مدخل کای که منبع این مقاله است وارد است.

این نکاتی بود که در خصوص زبان‌های سامی به نظر نگارنده‌ی این سطور رسید. با این وجود این نکات از ارزش این اثر وزین هیچ کم نمی‌کند
  • 👍 11
Post #133 714
فقه اللغة سامی | Semitic Philology #مروری بر زبان‌شناسی تاریخی، مهرداد نغزگوی کهن، نشر آگه، ۱۴۰۴ پس از ترجمه کتاب درآمدی بر زبا‌شناسی تاریخی آنتونی آرلاتو توسط استاد یحیی مدرسی در سال ۱۳۷۳ تا به امروز نه ترجمه‌ی آثار جدیدتر زبان‌شناسی تاریخی در غرب و نه تألیفی به زبان فارسی در این موضوع…
یادداشت اول

ص۴۹.
در این نوع خط [الفبای همخوانی]، همخوان‌ها دارای نویسه‌های مستقل هستند و واکه‌ها را تنها با بعضی از نویسه‌های مختص همخوان‌ها و یا اعراب نشان می‌دهند. [...] در خط‌های همخوانی، اعراب تنها در متون خاصی به نمایش در می‌آید [...]
در اینجا برای نشانه‌های واکه‌ها یا حرکات از اصطلاح اعراب استفاده شده است. در حالی که اصطلاح اعراب در زبان‌‌های سامی و عربی معادل حالت دستوری (case) در زبان‌شناسی است. پر واضح است که مثلا حالت یا اعراب مرفوع (nominative) در عربی پایانه‌های (endings) متفاوتی دارد مثل ضمه u- یا مثلا در اسماء سته ضمه‌ی کشیده ū- یا مثلا در اسم‌های مثنی انِ āni-. از سوی دیگر واکه‌های میانی یک کلمه مثلا در عربی که با فتحه، ضمه و کسره (برای واکه‌های کوتاه) و واو و یاء و الف برای واکه‌های کشیده به عنوان mater lectionis استفاده می‌شوند ارتباطی با اعراب که حالت دستوری یک اسم هستند ندارند. تنها اینکه برخی از پایانه‌های حالت دستوری در عربی واکه‌های کوتاه هستند.

بنابراین از منظر اصطلاح شناسی میان اعراب، پایانه‌های اعراب و نشانه‌‌های واکه‌ها (در عربی با اصطلاح حرکات، در عبری با اصطلاح niqqud) نباید خلط شود.

ص. ۵۴
خانواده‌ی زبانی سامی معمولا به دو شاخه تقسیم می‌شود: سامی شرقی [...] و سامی غربی. [...] سامی غربی شامل زبان‌هایی مثل امهری است [...] زبانهای سامی غربی که در اینجا بیشتر مورد توجه ماست خود به سه شاخه‌ی آرامی، کنعانی و عربی تقسیم می‌شوند.
نویسنده در اینجا به عنوان مقدمه ورود به خط در زبان‌های سامی، طبقه‌بندی زبان‌های سامی را با استناد به کتاب  Writing  Systems اثر (2003) Coulmas مطرح می‌کنند.
در کتاب کولمس یک طبقه‌بندی قدیمی از خانواده‌ی سامی مطرح شده که زبان‌های سامی را به سه شاخه‌ی شرقی، غربی و جنوبی تقسیم می‌کند. کولمس سپس در ابتدا به سراغ شاخه‌ی موسوم به جنوبی می‌رود و با ارائه‌ی امهری به عنوان نمونه‌ای از این شاخه، در خصوص خط آن اشاره کوتاهی می‌کند و بعد از آن به سراغ دو شاخه‌ی دیگر می‌رود (Coulmas, 2003, 112).
نویسنده‌ی محترم با کمال دقت در عین نقل عبارت کولمس شاخه‌ی سامی جنوبی را که امروز دیگر مورد پذیرش سامی‌شناسان نیست از عبارت حذف کرده‌اند و امهری را به عنوان نمونه‌ای از زبان‌های سامی غربی مطرح کرده اند که کاملا صحیح است.
مشکل اینجاست که پس از فراغت از امهری، نویسنده دوباره به ادامه نقل از متن کولمس باز می‌گردند که زبان‌های سامی غربی را به سه شاخه‌ی آرامی، کنعانی و عربی تقسیم می‌کند (Coulmas, 2003, 112).

مشکلی که در اینجا وجود دارد اینست که تقسیم سامی غربی به این سه شاخه توسط کولمس نیز دقیق نیست. این سه شاخه‌ همانطور که نویسنده محترم در فصل ۸ به درستی متذکر می‌شوند، زیرشاخه‌های سامی مرکزی هستند (البته سامی مرکزی شاخه دیگری نیز دارد) که خود زیر شاخه‌ای از سامی غربی است. اصلاح ناقص عبارت کولمس سبب این می‌شود که خواننده فارسی زبان از خود بپرسد اگر امهری سامی غربی است و سامی غربی سه زیرشاخه دارد، پس امهری به کدام یک از این سه زیرشاخه تعلق دارد؟
پاسخ اینست که هیچکدام. زیرا سامی غربی شاخه‌های دیگری نیز دارد.

ص.۵۵
شاخه‌ی کنعانی نیز شامل زبان‌های اوگاریتی، فنیقی، [...] است.

اشکال دیگری که باز از کتاب کولمس ناشی شده است تقسیم اوگاریتی در زمره‌ی زبان‌های شاخه‌ی کنعانی است. زبان اوگاریتی امروزه دیگر عضو مستقلی از شاخه‌ی سامی‌ شمال‌غربی به شمار می‌آید که آرامی و کنعانی دیگر اعضای آن هستند.

نک. مدخل Ugaritic and Biblical Hebrew نوشته فورد در جلد سوم دایره المعارف زبان و زبان‌شناسی عبری، ص 872.
و مقاله Feature of Aramaeo-Canaanite از پت-ایل و ویلسون-رایت.

ص.۵۴ و غیره.
نویسنده در مواضع مختلف زبان Geʽez را به تبعیت از فرهنگ توصیفی (۱۳۹۳) شان با املای غریب گه‌ئز نوشته اند. بنده سر در نمی‌آورم که این املای بد شکل و نادقیق چطور بر املای طبیعی گعز ترجیح داده شده است. نام بومی این زبان ግዕዝ Gəʽ(ə)z است که از سه همخوان گ، ع و ز تشکیل شده که با دو شوا تلفظ می‌شوند و هر جور حساب کنیم گعز بهترین بازتاب این نام در خط فارسی است. مگر اینکه تلفظ امهری این زبان را ملاک قرار دهیم که به دلیل ادغام عین، همخوان دوم را همزه تلفظ می‌کند. یا اینکه انگلیسی را ملاک قرار دهیم که /ɡiːˈɛz/ تلفظ می‌کند. در این دو صورت اخیر هم طبیعی است که آنرا گئز بنویسیم نه گه‌ئز.
اگر چه که بنده نمی‌فهمم چرا باید تلفظ امهری یا انگلیسی را هم ملاک قرار داد.

ص.۵۸
جدول ۴.۲ که برای مراحل تحول خط عربی از نبطی مورد ارجاع قرار گرفته در کتاب وجود ندارد.

ادامه دارد
  • 👍 13
Post #132 652
#مروری بر

زبان‌شناسی تاریخی، مهرداد نغزگوی کهن، نشر آگه، ۱۴۰۴


پس از ترجمه کتاب درآمدی بر زبا‌شناسی تاریخی آنتونی آرلاتو توسط استاد یحیی مدرسی در سال ۱۳۷۳ تا به امروز نه ترجمه‌ی آثار جدیدتر زبان‌شناسی تاریخی در غرب و نه تألیفی به زبان فارسی در این موضوع وجود نداشت تا اینکه سال گذشته استاد مهرداد نغزگوی کهن کمر همت بستند و اثری را در این زمینه‌ تالیف نمودند.
امید است این اثر ارزشمند که وجه امتیاز آن استفاده از مثال‌های فارسی در فرایند‌های مختلف زبان‌شناسی تاریخی است خلأ سی ساله‌ای که در متون فارسیِ زبان‌شناسی تاریخی وجود داشت را پر نماید و منبعی نو برای این حوزه در ایران شود.

همین امید، نویسنده‌ی این سطور را متقاعد کرد که چند کلمه‌ای در خصوص زبان‌های سامی در این اثر بنویسم. امیدوارم نویسنده‌ی محترم در چاپ‌های بعدی این نکات را نیز مد نظر قرار دهند.

این اثر تقریباً هیچ مثالی از زبان‌های سامی ندارد، البته انتظاری هم نیست؛ اما در دو فصل یعنی فصل ۲ در خصوص نظام‌های نوشتاری و فصل ۸ در خصوص خانواده‌های زبانی، در خصوص زبان‌های سامی بحث‌هایی مطرح شده است. در ادامه در طی چند یادداشت پیشنهاداتی برای اصلاح برخی نکات این دو فصل عرض خواهم کرد.
  • 👍 6
Post #130 711
فقه اللغة سامی | Semitic Philology زبان‌های سامی و احترام به مخاطب ▪️آقای رینولدز G. S. Reynolds استاد مطالعات قرآنی در دانشگاه نوتردیم جدیداً به فکر تولید محتوا برای عرب‌زبانان افتاده‌اند. ایشان در قدم اول به سراغ موضوعی خارج از حوزه‌ی تخصصی‌شان رفته‌اند و ویدیویی با عنوان "روابط بين العربية…
Post #129 737
زبان‌های سامی و احترام به مخاطب

▪️آقای رینولدز G. S. Reynolds استاد مطالعات قرآنی در دانشگاه نوتردیم جدیداً به فکر تولید محتوا برای عرب‌زبانان افتاده‌اند.

ایشان در قدم اول به سراغ موضوعی خارج از حوزه‌ی تخصصی‌شان رفته‌اند و ویدیویی با عنوان "روابط بين العربية والعبرية؟" تدوین نموده‌اند. چه بسا این ویدیو سنگ‌بنای بقیه‌ی ویدیوهایی است که قرار است روابط متنی و زبانی قرآن با کتاب مقدس را بررسی کند.

در این ویدیو ایشان می‌خواهد نشان دهد عربی و عبری هر دو زبان سامی هستند و خیلی به هم نزدیکند. در این راستا در مورد خانواده زبان‌های سامی توضیح می‌دهند و چند مثال از واژگان مشترک عربی و عبری می‌آورند.

مشکل اینجاست که وقتی می‌خواهند در مورد رابطه‌ی خویشاوندی عبری و عربی صحبت کنند مدل هتزرون Hetzron برای طبقه‌بندی زبانهای سامی را به مخاطب نشان می‌دهند که ۴۰ سالی از زمان انقراض آن می‌گذرد و تحت أدیم السماء هیچ بنی بشری معتقد به آن نیست. البته به جز رینولدز که به هدف خود، آن‌ را پسندیده است.

این درختواره چند اشکال بسیار مهم دارد که یکی از فاجعه‌ترین‌هایش فرض زیرشاخه‌ی Arabo-Canaanite در خانواده زبان‌های سامی است که در نتیجه‌ی آن عربی و عبری نزدیکترین خویشاوند همدیگر نسبت به کل خانواده سامی خواهند بود.

تصور بنده اینست که هدف رینولدز دقیقا اثبات رابطه‌ی بسیار نزدیک این دو زبان بوده و به همین جهت رفته و یک نظریه زیرخاکی پیدا کرده، و الا مدل هتزرون با یک جستجوی ساده در گوگل قابل دستیابی نیست.

▪️یکی دیگر از آثار منقرض شده در زمینه‌ی زبان‌های سامی کتاب "تاریخ اللغات السامیة" اثر اسرائیل ولفنسون است که در سال ۱۹۲۹ و به زبان عربی منتشر شد. این اثر فرتوت صد ساله نیز امروز دیگر ارزش علمی ندارد. احیای آن بی معناست و باید از مطالب منقرض شده‌ی آن بر حذر بود.

برای اینکه حسی در مورد عمق انقراض این اثر پیدا کنیم توجه شما را به فصل

Provincia Arabia: Nabataea, the emergence of Arabic as a written language, and Graeco-Arabica

در کتاب

Arabs and Empires before Islam

جلب می‌کنم که‌ در سال 2015 به سرویراستاری فیشر منتشر شد و در مورد تاریخ عربی (یکی از مباحث طرح شده در کتاب ولفنسون) سخن می‌گوید و توسط چهار نفر از متخصصین حال حاضر این حوزه نوشته شده است.

چند ماه‌ قبل، با یکی از نویسندگان این فصل صحبت می‌کردم، او می‌گفت:
این فصلی که ما نوشتیم امروز به غایت تاریخ‌گذشته است و اطلاعات امروز ما، بعد از ده سال ده برابر بیشتر شده به طوری که تصور ما از مسائل را کاملاً زیر و رو کرده‌است.
نتیجه اخلاقی اینکه، خوب نیست غذای تاریخ‌گذشته به خلق الله داد.
  • 👍 22
Post #128 2.61K
اخیرا آقای Kiraz پژوهشگر مرکز مطالعات پیشرفته پرینستون در حوزه مطالعات سریانی، یک بستر آموزشی آنلاین برای آموزش زبان سریانی آماده کرده است. این سایت دوره‌هایی در طی ۴ ترم در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌دهد. سایت مذکور با استفاده از درس‌های مرحله‌به‌مرحله، فایل‌های آموزشی، تمرین‌های تعاملی، تکالیف و پشتیبانی آموزشی، به زبان‌آموزان کمک می‌کند تا خواندن، نوشتن و درک زبان سریانی را فراگیرند.
هر ترم این دوره را با مبلغ ناقابل ۲۹۵ دلار می‌توانید خریداری کنید.
البته تعدادی از بخش‌ها برای آشنایی زبا‌ن‌آموزان به صورت رایگان در دسترس است.

آدرس این سایت:
https://learnsyriac.com/
  • 👍 8
  • 👎 1
Post #127 863
فقه اللغة سامی | Semitic Philology کدام آرامی؟ (۱) به مناسبت انتشار اثر ارزشمند "قرآن و مسیحیت سریانی: مضامین و بن‌مایه‌های تکرار شونده" به سرویراستاری آنا داویتاشویلی Anna Davitashvili در دهه‌های اخیر توجه ویژه‌ای به روابط بینامتنی intertextuality میان قرآن و متون سریانی مانند آثار یعقوب…
کدام آرامی؟ (۲)

برای ادامه‌ی بحث دو حقیقت را باید در نظر داشته باشیم:

اول. وام واژه های آرامی در گویشهای عربی باستان مانند صفایی نیز سایشی شدگی را نشان نمیدهند (وجود یا عدم وجود حذف واکه در صفایی قابل پیگیری نیست).
فهرستی از واژگان آرامی در پیکره سنگ نوشته های صفایی را جلاد در مقاله «آرامی عربستانی» خود جمع کرده است (2020: 159-163). در اینجا تنها دو نمونه از آنها را می آورم:

Mdnt:
این کلمه معادل همان مدینة در قرآن است که صورت سریانی آن به صورت mḏīntā تلفظ می‌شود و املای صفایی مشخصاً سایشی شدگی را نشان نداده است و کلمه را با دال ضبط کرده است نه ذال.

Mgdl:
به معنای برج نیز یک کلمه آرامی در سنگ نوشته های صفایی است. این صورت نیز بر خلاف صورت‌ سریانی maḡdlā سایشی شدگی را نشان نمی دهد.

دومین حقیقت اینکه، وام واژه های آرامی در سبئی نیز عموماً سایشی شدگی را نشان نمیدهند: مثلاً در یک کتیبه سبئی ʾrḍ tdmrm برای «سرزمین تدمر» بدون سایشی شدگی d به کار رفته است. یا برای نمونه yhd به معنای «یهودی» بدون سایشی شدگی به کار رفته است.

دقت داشته باشید که به خاطر عدم نمایش واکه های کوتاه در صفایی و سبئی مشخص نیست حذف واکه چه وضعیتی در این دو پیکره زبانی دارد.

منسجم ترین نظریه ای که تاکنون بر اساس دو حقیقت فوق، در مورد تلفظ باستانی واژگان آرامی در عربی داده شده مقاله‌‌ی «آرامی عربستانی» از جلاد (2020) است. او بر اساس بازتاب وام‌واژه‌های آرامی بالاخص در صفایی و زبانهای باستانی جنوب عربستان معتقد است تلفظ آرامی در عربستان از یک گونهٔ بسیارقدیمی از زبان آرامی منشأ گرفته است که احتمالاً در اواسط هزارهٔ اول پیش از میلاد، توسط پادشاهی بابل و سپس هخامنشیان وارد عربستان شده است. طبیعتاً در این گونه‌ی باستانی هنوز سایشی شدگی ایجاد نشده بود.
نتیجه این است که در قرون بعدی و حتی در آستانه ظهور اسلام نیز وقتی واژگانی از گویش‌های متأخرتر آرامی مانند سریانی وارد عربستان می‌شدند، عرب‌ها آن واژگان را طبق همان سنت قدیمی‌تری که آموخته بودند تلفظ می‌کردند و نه بر طبق تلفظ گویش‌های آرامی که منشأ این واژگان بودند.

او برای روشن شدن این پدیده، تلفظ عربی فارسی زبانان را مثال می‌زند. بر اساس توضیحات جلاد، تلفظ عربی فارسی زبانان بر پایهٔ شکل قدیمی‌تر عربی، یعنی عربی کلاسیک، استوار است و در تلفظ واج‌های عربی از صورت‌های فارسی شده‌ی عربی کلاسیک پیروی میکنند مثلاً ذال را [z] تلفظ می‌کنند. این تلفظ مبتنی بر تلفظ قدیمی میان‌دندانی آن است، در حالی که در بسیاری از گویش‌های معاصر عربی، خود عرب ها ذال را به صورت متأخرتر [d] تلفظ می‌کنند. بنابراین تلفظ ایرانیان از واژگان عربی صورت قدیمی‌تری از تلفظ خود امروزی خود عرب‌ها را بازنمایی می‌کند. مشابه همین اتفاق در بازنمایی واژگان آرامی توسط عرب‌ها صورت گرفته است.

به نظر جلاد این سنت آرامی عربستانی با ظهور دولت اسلامی در مدینه از بین رفت، از همین رو وام واژه‌های آرامی پس از آن تلفظ‌های معاصر آرامی را بازتاب می‌دهند.

نظریه جلاد گرچه اجازه می‌دهد نفس راحتی بکشیم و فعلا به جستجوی روابط مسیحیت سریانی با قرآن ادامه دهیم، اما این نظریه را نباید به عنوان حقیقت علمی نهایی در نظر گرفت. پیچیدگی محیط چندزبانه‌ و شبکه تو در توی تعاملات فرهنگی در عربستان دوره باستان متاخر، راه را برای طرح نظریات دیگر نیز باز گذاشته است.
  • 👍 12
Post #125 1.24K
کدام آرامی؟ (۱)

به مناسبت انتشار اثر ارزشمند "قرآن و مسیحیت سریانی: مضامین و بن‌مایه‌های تکرار شونده" به سرویراستاری آنا داویتاشویلی Anna Davitashvili

در دهه‌های اخیر توجه ویژه‌ای به روابط بینامتنی intertextuality میان قرآن و متون سریانی مانند آثار یعقوب سروغی (521-451) شده است. این دست پژوهش‌ها که نمونه‌های جذابی از آن، در روزهای گذشته در این مجموعه منتشر شد، افق‌های تازه‌ای را به روی شناخت بافتار تاریخی نزول قرآن و خصوصاً بازسازی فضای گفتگوی میان قرآن و مخاطبان مسیحی یا آشنا با مفاهیم مسیحی آن می‌گشاید. اما آنچه در اغلب این پژوهش‌ها مورد غفلت قرار می‌گیرد پرسش ساده‌ای که دست‌کم بر اساس برخی پاسخ‌ها می‌تواند اساس این مطالعات را فروبریزد.

آن پرسش ساده‌ اینست که: از کجا می‌دانیم مخاطب قرآن مسیحیت را با نسخه‌ی سریانی آن می‌شناسد؟

پاسخ پژوهشگران اینست که: شباهت‌های بسیار زیادی میان "مضامین و بن‌مایه‌های" قرآنی با متون مختلف مسیحیت سریانی دیده می‌شود.

پرسش بعدی ما اینست: آیا این نمی‌تواند به این دلیل باشد که اساساً از مسیحیت جنوب عربستان (طبیعتاً مسیحیت سبئی و حبشی زبان) شناخت دقیقی نداریم؟

گفتگوی خود را اینگونه ادامه می‌دهیم: اتفاقاً اگر به وام‌واژه‌های آرامی در قرآن مراجعه کنید (که از گذشته یکی از شواهد متقن رابطه‌ی قرآن با مخاطب آرامی زبان بوده است) ویژگی‌های صوری آن‌ها شباهتی با آرامی سریانی ندارد!

اولاً در آرامی قاعده‌ای آواشناختی وجود دارد که به آن سایشی‌شدگی spirantization گفته می‌شود. این قاعده همان قاعده‌ای است که دانشجویان زبانهای آرامی آن را قانون بگدکِفَت bgdkpt می‌نامند و بر اساس این قاعده، این شش واج انسدادی در موضع پساواکه‌ای سایشی‌ می‌شوند، یعنی به ترتیب بر اساس استاندارد ipa اینگونه تلفظ می‌شوند:
/β/, /ɣ/, /ð/, /x/, /ɸ/, /θ/

مسئله این است که این قاعده در حدود قرن اول تا سوم میلادی در گویش‌های مختلف آرامی تثبیت شده است یعنی حتی پیش از شکل‌گیری روشن سریانی در قرن چهارم میلادی. و این بدین معناست که سریانی قطعاً این قانون را از آغاز اجرا کرده است.
اما ربط این قانون به قرآن اینست که اگر به عنوان مثال کلمه‌ی malakūt در قرآن از سریانی وارد قرآن شده بود، با توجه به این قانون در سریانی malkūθ-ā تلفظ می‌شد و با ورود به عربی باید به صورت ملکوث وارد می‌شد! حتی در نام‌های خاص انتظار داشتیم مثلاً به صورت زخریا وارد قرآن می‌شد و نه زکریا.
ممکن است کسی بگوید: حالا سخت نگیر، عربی به املا ملتزم بوده نه تلفظ و در املای سریانی تفاوت وجود ندارد. پاسخ اینست که  اگر این باشد چطور کلماتی که پس از اسلام مطمئناً از سریانی وارد عربی می‌شوند به وضوح تلفظ را ملاک قرار می‌دهند و مثلاً بر اساس سایشی شدگی تلمیذ وارد عربی می‌شود و نه اصل تلمید؟

دومین قانون مهم آوایی در آرامی اینست که دو هجای بازِ غیرِ تکیه‌بر که واکه‌ی کوتاه دارند، وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند، واکه‌ی هجای دوم سقوط می‌کند. این قانون با عنوان vowel syncopation شناخته می‌شود و در میانه‌ی قرن سوم میلادی در آرامی تثبیت شده است. بر اساس این قانون مثلاً همان کلمه malakūt-ā* در سریانی تبدیل به malkūθ-ā می‌شود.
در حالی که در مواردی مانند این نیز عربی واکه‌ی دوم را نگه داشته و با تلفظ malakūt  مواجهیم.

این دو قانون آوایی سریانی هیچ‌کدام در هیچ‌کدام از وام‌واژه‌های آرامی قرآن جریان ندارند. ساده‌ترین نتیجه‌گیری بر اساس این نکات زبان‌شناختی اینست که مخاطب آرامی زبان قرآن به سنت سریانی تعلق نداشته است!

اما آیا این نتیجه‌گیری صحیح است؟

تا اینجا برای تشویش افکار عمومی کافی است. به امید خدا در یادداشت بعدی این بحث را تکمیل می‌کنیم.
  • 👍 24
Post #124 957
فقه اللغة سامی | Semitic Philology سنگ‌نوشته‌ی اسلامی تازه کشف شده در عربستان تقدیم به دوست عزیرم آقای امیرحسن خوروش اخیراً "هیئة التراث" کشور عربستان سعودی از کشف سنگ نوشته تازه‌ای مشتمل بر نام "عمر بن الخطاب" خبر داده است. این سنگ نوشته در کنار ۱۷۷۳ اثر باستانی دیگر در المهد در استان مدینه…
بعد التحریر: برخی دوستان نمونه‌هایی دیگری از این سنت را یافتند که کاتب باز هم پس از نیمه دوم قرن اول آن‌را کتابت کرده است.
  • 👍 4
Post #123 1.01K
فقه اللغة سامی | Semitic Philology سنگ‌نوشته‌ی اسلامی تازه کشف شده در عربستان تقدیم به دوست عزیرم آقای امیرحسن خوروش اخیراً "هیئة التراث" کشور عربستان سعودی از کشف سنگ نوشته تازه‌ای مشتمل بر نام "عمر بن الخطاب" خبر داده است. این سنگ نوشته در کنار ۱۷۷۳ اثر باستانی دیگر در المهد در استان مدینه…
Post #122 1.3K
سنگ‌نوشته‌ی اسلامی تازه کشف شده در عربستان

تقدیم به دوست عزیرم آقای امیرحسن خوروش

اخیراً "هیئة التراث" کشور عربستان سعودی از کشف سنگ نوشته تازه‌ای مشتمل بر نام "عمر بن الخطاب" خبر داده است. این سنگ نوشته در کنار ۱۷۷۳ اثر باستانی دیگر در المهد در استان مدینه کشف شده است و مورد توجه بسیاری از کاربران عرب زبان قرار گرفته است.

در این یادداشت تلاش می‌کنم با صرف نظر از نتایج تاریخی و یا حتی کلامی منتَج از این کشف تازه، از منظر کهن‌خط‌شناسی paleography در خصوص این سنگ نوشته نکاتی را مطرح کنم.

در مرحله‌ی اول بیایید این سنگ نوشته را با هم بخوانیم:

(۱) الله ولي عمر
(٢)بن الخطاب
(٣) في الدنيا و
(٤) الاخر
(٥) ه لا اله الا الله

متن این سنگ نوشته بسیار ساده است و در سنگ‌نوشته‌های دوره اسلامی فرمول "الله ولی x" نیز فرمول رایجی است و هیچگاه نمی‌بینیم که پس از این عبارت، امضای شخصی دیگر آمده باشد، بنابراین به احتمال زیاد نام خود کاتب باید "عمر بن الخطاب" بوده باشد نه اینکه کاتبی دیگر در حال خبر دادن/تمنای ولایت خداوند با "عمر بن الخطاب" باشد.

اما آنچه بیش از همه توجه این بنده را به خود جلب کرده یک ویژگی خاص در شکل حروف letter forms در این سنگ‌نوشته است.

اگر دقت کنید در اینجا وقتی الف به حرف دیگری متصل شده، یعنی (الخطاب) و (الدنیا) زائده‌ی عمودی و کوتاه پایین خط زمینه دارد، البته به استثنای لام الف یعنی (لا) که چنین زائده ای در آن دیده نمی‌شود.

این شکل برای الف متصل، سرنخی است که می‌تواند در مطالعه‌ی کهن‌خط‌شناسانه‌ی این سنگ‌نوشته و شناسایی هویت کاتب به ما کمک کند.

نکته‌ی اول اینکه چنین سنتی در نگارش الف متصل تاکنون در میان حدود ۱۰۰ سنگ‌نوشته‌ پالیوعربی Paleo-Arabic که کاتبان آنها خط عربی را در مدارس خط عربی پیش از اسلام فراگرفته‌اند دیده نمی‌شود. حتی در سنگ‌نوشته‌های نیمه‌ی اول قرن اول نیز چنین سنتی را نمی‌بینیم.

این در حالی است که این سنت در سنگ‌نوشته‌های متاخرتر دوره‌ی اسلامی به خوبی گواهی شده‌است.

از میان این سنگ‌نوشته‌ها آنچه صریحاً تاریخ دارد یکی قبرنوشته‌ی عباسة بنت جریج است که در تاریخ ۷۱ قمری کتابت شده و دیگری نوشته‌ی شخصی به نام سموئیل بن موسی است که بر روی یک عمامه از جنس کتان در سال ۸۸ ق نوشته شده است و دیگری سنگ‌نوشته‌ای از ابوسلمة فرزند عبیدالله بن عبدالله بن عمر است که بر اساس کتب رجال و طبقات، همان نتیجه‌ی خلیفه‌ی دوم است و سنگ‌نوشته‌ی خود را در سال ۱۰۰ ق کتابت کرده‌است.
جدای از این موارد تاریخ‌دار، در یک مورد کاتب خود را ابوالطاهر بن ابی سفیان الاخنسی معرفی می‌کند که احتمالاً یحیی بن ابی سفیان الاخنسی باشد که به شهادت رجالیون علیرغم نقل روایت از ابوهریره(م. ۵۸ ق) وی را درک نکرده است و اصلی ترین استادش حکیمة بنت امیة بوده است که راوی روایات عایشه (م. ۵۷ ق) و ام سلمه (م. ۶۳ق) همسران پیامبر است.
مجموعاً به نظر می‌رسد این مورد اخیر نیز همراستا با سنگ‌نوشته‌های تاریخ‌دار باید در همان نیمه‌ی دوم قرن اول کتابت شده باشد.

جدای از این موارد در تعدادی دیگر از سنگ‌نوشته‌ها نیز با این سنت نگارشی مواجه می‌شویم که قابلیت تاریخ‌گذاری ندارند.

تا اینجای کار به نظر می‌رسد این فرم نگارش الف متصل، از سنت‌های نیمه‌ی دوم قرن اول هجری بوده است که باید ریشه در برخی مدارس آموزش خط در آن دوره داشته باشد. در مورد خاستگاه چنین سنتی می‌توان احتمالاتی را مبتنی بر سایر شواهد خصوصا دست خط جوهرنویسی مطرح کرد که از حوصله‌ی این یادداشت خارج است.

در پایان باید به این نکته نیز توجه داشت که این اولین بار نیست که کاتب یک سنگ‌نوشته خود را "عمر بن الخطاب" معرفی می‌کند. در یک مورد کاتب می‌نویسد: " عمر بن الخطاب بالله یثق" که در آن هیچ‌گونه زائده‌ای برای الف متصل دیده نمی‌شود و در مورد دیگر کاتب صرفاً نام "عمر بن الخطاب" را کتابت کرده که به نظر می‌رسد باز هم زائده‌ی الف وجود دارد. جدای از این زائده‌ها در دست‌خط این سه "عمر بن الخطاب" تمایزاتی دیده می‌شود که به نظر می‌رسد بتواند ما را متقاعد کند با بیش از یک "عمر بن الخطاب" مواجهیم.

همانطور که کتب رجال و طبقات نیز نام‌های عمر و خطاب را نام‌های رایجی در عربستان معرفی می‌کنند و لا اقل در میان محدثین نیز از چند "عمر بن الخطاب" نام می‌برند.

به عنوان جمع بندی، بر اساس شواهدی که تا به امروز در دست داریم پیشنهاد بنده برای کاتب این سنگ نوشته "عمر بن الخطاب"ی غیر از خلیفه‌ی دوم است.

در انتها، متخصصین رسم المصحف هم احتمالا نکاتی در مورد این سنت داشته باشند که خوشحال می‌شوم بشنوم.

حق این بود که در این یادداشت، لینکی به تمام سنگ‌نوشته هایی که معرفی شد بدهم اما کثرت مشاغل باعث شد هم به قدر تشنگی اکتفا نمایم.
  • 👍 5
  • 👎 1
Older posts →

About this channel

How can I read @semitic_philology without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for فقه اللغة سامی | Semitic Philology: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does فقه اللغة سامی | Semitic Philology have?
فقه اللغة سامی | Semitic Philology (@semitic_philology) has 717 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does فقه اللغة سامی | Semitic Philology know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →