خداوند این مملکت را از دروغ بپاید
اینکه داریوش گفته خدا این مملکت را از دروغ و سپاه دشمن و خشکسال بپاید از بس مبتذل شده نقل هر کس است. اشکالی هم ندارد اگر مثلاً هر فرد عامی هم چنین سخنی را بر زبان آورد. این هست که سخن بدی نیست. مع هذا نه باید این قدر سادهانگار بود نه باید از این سخن نتایج بزرگ، و در عین حال کودکانه، گرفت که مثلاً چون ما ایرانیان از اوّل تاریخ دروغگویان قهّاری بودهایم، پس داریوش اوّل چیزی که به ذهنش آمده این بوده که بگوید خدایا تو پیش از هر چیز دیگر ما را از شرّ این اوّل رذیلت این قوم برهان.
هر دانشجویی که این درسها را خوانده باشد میداند آن لفظ درَوگَه که در کتیبههای هخامنشیان آمده معنایی شامل داشته و ضدّ هر راستی بوده؛ ضدّ آن، اگر نه در آن کتیبهها، در اوستا اشه است که مفهومی عام و شامل است و هر خوبی و نیکی و راستی و درستی و نظم و قاعده و قانون را در بر میگیرد. جهان جهان بودن خود را از اشه میگیرد و دروگه چیزی است که آن را در دامن بینظمی و بیداد و بیقانونی و بیسامانی میاندازد. این جا مجال آن نیست که این مفهوم چنانکه باید شرح شود، ولی این قدر نیز ممکن است برای کسی که این درسها را نخوانده روشنگر باشد. بلی، یک معنای دروگه آن بیسامانی است که در گفتار است و شامل است بر دروغ و فریب و آنچه نادرستی در سخن است. ولی این جزئی از معنی است. دههها قبل امیل بنونیست نامدار خواسته این سه بلا را که داریوش از آنها یاد کرده در چارچوبۀ نظریّۀ کارکردهای سهگانۀ ژرژ دومزیل تبیین کند، به این معنی که هر یک از این سه بلا خاصّتاً متوجّه یکی از طبقات اصلی سهگانۀ اجتماع است. نظر ما دربارۀ نظریّۀ دومزیل هر چه باشد، در درستی ولو نسبی سخن بنونیست من بنده تردید ندارد.
باری از جامعهشناس ما انتظار نیست که مورّخ هم باشد، ولی انتظار هم نیست که خودش را از همه چیز معاف کرده باشد و مانند عوام سخن بگوید.
Post #136
636
Forwarded from یادداشتهای سید احمدرضا قائممقامی
- 👍 16