TGViewer
Channel Public Channel
علی‌اصغر سیدآبادی

علی‌اصغر سیدآبادی

@seidabadii

درباره همه چيز از جمله فرهنگ و سياست و
زندگی
aliseidabadi.ir
Subscribers
2.27K
Photos
1.2K
Videos
172
Links
897
Recent Posts 14 shown
Post #3295 259
علی‌اصغر سیدآبادی محمود دولت‌آبادی، راوی یک قرن ایران فهرستی از برندگان احتمالی نوبل ادبیات امسال منتشر شده و نام محمود دولت‌آبادی هم در آن دیده می‌شود. هر سال چنین فهرست‌هایی منتشر می‌شود و بر سر نام برنده شرط‌بندی می‌کنند. من بررسی نکرده‌ام که در این سال‌ها، برندگان نوبل…
  • ❤ 2
Post #3294 695
محمود دولت‌آبادی، راوی یک قرن ایران


فهرستی از برندگان احتمالی نوبل ادبیات امسال منتشر شده و نام محمود دولت‌آبادی هم در آن دیده می‌شود. هر سال چنین فهرست‌هایی منتشر می‌شود و بر سر نام برنده شرط‌بندی می‌کنند. من بررسی نکرده‌ام که در این سال‌ها، برندگان نوبل تا چه اندازه همان کسانی بوده‌اند که نامشان در صدر فهرست‌های شرط‌بندی بوده است.

با این حال، همین شرط‌بندی احتمال برنده شدن دولت‌آبادی را پایین نشان می‌دهد. برای دستیابی نویسندهٔ ایرانی به این جایزه موانع بسیار است که به خودش یا کیفیت آثارش ارتباطی ندارد. چه بسا بزرگ‌ترین مانع پیش پای ما سیاست است. سیاست هم مستقیم و‌ از راه تصویری که از ما در جهان می‌سازد، بر این عرصه اثر می‌گذارد و هم از راه تصمیم‌هایی چون نپیوستن کشور به کنوانسیون که مبادلهٔ حقوق نشر و ترجمهٔ آثار ما به زبان‌های دیگر را دشوارتر کرده است.

ترجمه‌های پراکنده‌ای که ناشران کوچکِ علاقه‌مند به ادبیات کشورهای دیگر منتشر می‌کنند، بحث دیگری است. منظور من راه یافتن کتاب‌ها به بازار عمومی و در دسترس قرار گرفتن آن‌ها برای خوانندگان بیشتر است.

دسترسی محدود ادبیات ما به ترجمه و بازارهای عمومی جهانی، ما را به حاشیه رانده است؛ به جهان سوم ادبیات. رمان‌ها و داستان‌های ما کمتر موضوع گفت‌وگوها و نقدهای بین‌المللی‌اند. سهم اندکی در این مبادله‌ها و گفت‌وگوها داریم و کمتر دیده و شناخته می‌شویم. نویسنده به‌تنهایی نمی‌تواند این سیاست‌ها را تغییر بدهد و بر پیامدهای آن غلبه کند.

با این حال، چه این احتمال اندک، راهی به این موقعیت بگشاید و چه نگشاید، محمود دولت‌آبادی یکی از مهم‌ترین نویسندگان کشور ماست. استمرار و ایستادگی و شصت سال حضور حرفه‌ای در ادبیات داستانی، دست‌کم چهل سال حضور در میان نویسندگان پرخوانندهٔ ایرانی و خلق آثاری که بازتاب زندگی چند نسل از ایرانیان است، از او چهره‌ای یگانه ساخته است.

در فضای ادبی ایران، سلیقهٔ ادبی روز معیار داوری است. شاید دربارهٔ یک کتاب چنین معیاری کارآمد باشد، اما وقتی از یک عمر کار سخن می‌گوییم، سلیقهٔ ادبی روز کفایت نمی‌کند. آثاری را که از سلایق گوناگون دوره‌های مختلف عبور کرده و ماندگار شده‌اند، باید با معیارهایی دیگری ارزیابی کرد.

اگر درون‌مایهٔ آثار او را بکاویم، برخلاف بسیاری از آثار ایرانی که موضع‌گیری نویسنده در آن‌ها آشکار است و با چیزی می‌ستیزند و چیزی را ستایش می‌کنند، او اگر از این دوگانه فراتر نرود، تماشاگری است که بین دوگانه‌ها رفت‌وآمد می‌کند.

خوانده‌ام که گاهی او را با لحنی تحقیرآمیز بومی‌نویس یا روستایی‌نویس وصف کرده‌اند، اما آثار او با روایت کلان تاریخ معاصر ایران نسبتی پیچیده دارد. معمولاً نویسندگان، یک دوره یا یک شخصیت یا یک رویداد تاریخی را دست‌مایهٔ رمان و داستان می‌کنند، اما آثار دولت‌آبادی، به‌رغم اینکه در حاشیهٔ تاریخ اتفاق می‌افتند و قهرمانانشان چهره‌های نام‌ونشان‌دار نیستند و در آثار او نام و نشان می‌یابند، روند را نشان می‌دهند و پیامدهای سیاست‌های آن نام‌ونشان‌داران را بر مردم.

آثار دولت‌آبادی روایت ایرانی است که از زندگی عشایری شروع می‌شود و حاشیه‌نشینی شهری و مهاجرت به غرب را همچون روندی که در یک قرن تجربه کرده است، پیش روی ما می‌گذارد.

اگر پژوهشگری آثار او را با حوادث تاریخی یک قرن ایران تطبیق دهد، این ارتباط ارگانیک و البته پیچیده در بستری ادبی بهتر نشان داده خواهد شد.

افزون بر این‌ها، به ارزش مردم‌نگارانه و زبانی رمان‌ها و داستان‌های محمود دولت‌آبادی کمتر پرداخته شده است و اغلب این زبان از دید منتقدانی با سلیقه‌ی ادبی دوره‌ای ارزیابی شده است. زبان در آثار محمود دولت‌آبادی نقش حافظهٔ زبانی را ایفا می‌کند. آثار او بخشی از حافظهٔ جمعی ایران و زبان فارسی است. اصطلاحات و واژه‌ها و آیین‌ها و رسم‌های بسیاری در این آثار حفظ شده‌اند، بدون اینکه به رخ کشیده شوند.

هیچ نویسنده‌ای مانند محمود دولت‌آبادی راوی روایت کلان قرنی که گذشت نبود.
  • ❤ 5
  • 👍 2
  • 🕊 1
Post #3293 123

Forwarded from سیاست‌گذاری اجتماعی

ریزمدرسه‌های جدید: مسجدمدرسه‌ها و هوم‌اسکول‌ها

در نیمۀ دوم دهۀ ۹۰ برخی خانوارها با این استدلال که مدارس به اندازۀ کافی مذهبی نیستند فرزندان خود را از مدارس خارج کردند و گونه‌ای از مدارس خانگی را ایجاد کردند. شیوع کووید-۱۹ هم این وضعیت را، هرچند در دامنه‌ای بسیار محدود، تثبیت کرد. از بطن این جریان به‌تدریج مسجد-مدرسه‌ها؛ ابتدا در قم، تأسیس شدند و با شتاب افزایش یافتند و امروزه در ۲۲ استان شعبه دارند و ذیل یک ستاد مرکزی راهبری می‌شوند. تعداد این نوع مدارس طی ۴ سال اخیر با رشدی دو برابری به بیش از ۴۵۰ باب رسیده است؛ با میانگین حدود ۳۰ دانش‌آموز در هر مدرسه. این مدارس بعد از چند سال فعالیت، در نهایت از سال ۱۴۰۲ به‌عنوان گونه‌ای از مدارس غیردولتی مجوز فعالیت گرفتند و تفاهم‌نامه‌هایی را هم با دولت برای گسترش این مدارس به مناطق روستایی منعقد کردند. این مدارس چون از امکانات مساجد استفاده می‌کنند شهریه‌های پایین‌تری دارند و علاوه‌بر آموزش‌های مذهبی بیشتر، آموزش‌های مهارتی و درآمدزایی هم در برنامه‌های خود دارند؛ به‌ویژه درآمدزایی از فضای مجازی و رمز ارزها.

همزمان با این جریان، روندی از تأسیس هوم‌اسکول‌ها نیز از تهران شروع شده و با سرعت رو به افزایش است. این‌ها نیز مدرسه‌هایی با جمعیت دانش‌آموزی بین ۴۰-۲۰ نفر هستند با شهریه‌های بسیار بالا که اغلب با برنامه‌های درسی مکمل و در فضاهای شخصی‌تری اداره می‌شوند. بسیاری از این هوم‌اسکول‌ها عملاً شعبۀ کوچک‌تری از یک مدرسۀ خصوصی یا مرتبط با آن هستند. این مدارس به‌رغم مخالفت‌های فعلی آموزش‌وپرورش، با منطق کلی سیاست‌گذاری در این وزارتخانه تعارضی ندارند و چالشی هم برای گسترش ندارند. هوم‌اسکول‌ها در مراحل اولیۀ تثبیت هستند و فعلاً در برخی از مناطق تهران و همچنین کلان‌شهرهای تبریز و اصفهان فعالیت‌های آن‌ها گزارش شده است.

گسترش این ریزمدرسه‌ها نشانۀ تداوم و تشدید تمایزیابی و لایه‌لایه‌شدن هر چه بیشتر بخش‌هایی از جامعه در واحدهای کوچکتر است؛ نوعی خُردشدگی درون‌گروهی و درون‌طبقاتی. مسجدمدرسه‌ها نوعی تمایزیابی در بین خود خانواده‌های مذهبی‌تر است، همانگونه که هوم‌اسکول‌ها تمایزیابی بیشتر در بین لایه‌های بالای جامعه. این مدارس را نباید با تنوع در نظام آموزشی یکی گرفت، زیرا تنوع آموزشی زمانی مثبت است که با دسترسی همگانی و امکان انتخاب واقعی برای همۀ گروه‌های اجتماعی همراه باشد. این مدارس هرچند فعلاً سهم ناچیزی از نظام آموزشی دارند، اما به‌لحاظ تحلیل نهادی مهم‌اند.
@Omidi_Reza
  • 👍 2
Post #3292 202

Forwarded from خبرهای فوری مهم 🔖

رئیس پیشین پژوهشگاه میراث فرهنگی: مواردی دیدیم که نمایندهٔ مجلس دنبال گنج و دفینه است /حتی امام جمعهٔ یک شهر در حفاری قاچاق حضور داشته است!
💡💡 @Khabar_Fouri
  • 🤬 5
Post #3291 202

Forwarded from دیده‌بانی داستان

🎭 بی‌عاری فرهنگی
سرمایه‌داری دست در دست ایدئولوژی‌های به ظاهر ضدش، در آشتی شومی، فرهنگ را تبدیل به کالا کرده‌اند. دیگر ادبیات آن اهمیت سابق را ندارد. نویسندگانْ کارمندانِ پول، شهرت یا اعتبار‌ اجتماعی شده‌اند؛ دچار بی‌عاری فرهنگی چنین نازل. همه‌ی اربابان قدرت (از چپ و راست) به شدت بر این طبل بی‌عاری می‌کویند. جولان می‌دهند که دیگر گذشت آن زمان. در زمانه‌ی نو، صحبت از تعهد در نویسندگی شوخی است. نویسندگی فقط یک تخصص است وخلاص.


اعتراف می‌کنم خود من در جوانی مقهور چنین شعارهای پوچی شده بودم. آن زمان که وظیفه‌ی انسان را نه تغییر، که سازش می‌پنداشتم و ترس‌خورده می‌گفتم اراده‌ی‌ انسان در برابر ژن و محیط، کمتر از هر ذره‌ای است که می‌پندارید. اما گاه فراموش می‌کنیم همان ذره‌ی ناچیز راه ما را از حیوان‌ها جدا کرده.

پس نویسنده‌ی این روزگار کارش خیلی سخت‌تر است از امثال ویکتور هوگو و داستایفسکی و دیگران. چون باید آن قدر خوب و متعهد بنویسد که شان نویسندگی را بازگرداند. و این جز با ایمان به تغییر جهان از طریق کلمه ممکن نیست.

از آن سو اگر چنین ایمانی را جار بزنی، سخت خواهند کوشید تو را از کلمه ناامید کنند. بر تو خواهند خندید که در قرن ۲۱ از تعهد و تغییر می‌گوی؟! خواهند گفت این گول بین که روشنی آفتاب را از ما دلیل می‌طلبد.
بگذارید از زبان کالوم مک‌کن ادامه دهم: «برای قهرمان شدن مجبوری نقش ابله را بپذیری. این دو فرق چندانی با هم ندارند. با این وجود بزرگ‌ترین قهرمان‌ها حاضر به ایفای آن یکی نقش هم هستند.»

کالوم مک‌کن از مشهورترین معلمان داستان‌نویسی کنونی آمریکاست. او در ادامه می‌گوید: «خجول و شرمنده نباش. دلسرد و تسلیم نشو. رام و مطیع سکوت نشو. بیرون بمان. خطرناک‌تر شو.کاری کن که مردم از گزش نیشت وحشت کنند. آن چه را دیگران کم‌بها و بی‌ارزش کرده‌اند اعاده کن و بازگردان. اجازه نده مغلوب تمسخرِ اشتیاقت به فریاد زدن شوی. به تعهدت پشت نکن. تو باید از ناپاکی‌ها، فقر، بی‌عدالتی‌ها و هزاران شکنجه‌ی روزانه‌ی دیگر حرف بزنی.»

مک‌کن در انتهای نوشته‌ی پرشورش خطاب به نویسندگان جوان می‌گوید: «با این وجود این جهان همچنان مکانی زیبا، عجیب و غریب، و برآشفته‌ایست. همچنان امکانات بی حد و حصری باقی مانده است. در رویارویی با ناامیدی‌ات، حاشیه‌ی باریکی از زیبایی بساز. هر چه حق انتخابت را برای دیدن وسعت بیشتری بخشی، بیشتر خواهی دید.»

پ.ن: نقل قول‌هایم از «کالوم مک‌کن» از کتاب «لذت لگدزدن به آگاهی» است با ترجمه‌ی «محمدجواد فیروزی» از نشر گام نو.
#دنیای‌‌ادبیات
@Didebani_Dastan
  • ❤ 2
Post #3284 378
علی‌اصغر سیدآبادی می‌خواستم خلبان جت جنگی شوم سخنانم در نشست کتاب « وقتی گنجشک‌ها مضطرب می‌شوند» در مرکز بین‌المللی صلح لینکلن- انگلستان دیشب نزدیک به دو ساعت در نشستی در شهر لینکلن انگلستان دربارهٔ کتاب «وقتی گنجشک‌ها مضطرب می‌شوند» گفت‌وگو کردیم. من و تعدادی از شرکت‌کنندگان…
  • 👏 3
Post #3283 604
می‌خواستم خلبان جت جنگی شوم
سخنانم در نشست کتاب « وقتی گنجشک‌ها مضطرب می‌شوند» در مرکز بین‌المللی صلح لینکلن- انگلستان

دیشب نزدیک به دو ساعت در نشستی در شهر لینکلن انگلستان دربارهٔ کتاب «وقتی گنجشک‌ها مضطرب می‌شوند» گفت‌وگو کردیم. من و تعدادی از شرکت‌کنندگان از آمریکا، آلمان، استرالیا، کانادا و شهرهای دیگر انگلستان به‌صورت آنلاین حضور داشتیم و جمعی هم در مرکز بین‌المللی صلح در لینکلن گرد آمده بودند.

سوباش چلیایا، مدیر مرکز صلح لینکلن، در سخنانی کوتاه به حاضران خوشامد گفت. او از شنیدن تجربه‌های مردم عادی در جنگ صحبت کرد؛ از خانواده‌هایی که پشت آمارها و خبرهای جنگ، می‌کوشند زندگی روزمره‌شان را ادامه بدهند. سپس نیک اوون، مدیر نشر ان‌اوپی و برگزارکنندهٔ نشست، اجرای برنامه را بر عهده داشت ، پس از مقدمه‌ای کوتاه از من خواست صحبت کنم.

من متنی کوتاه خواندم و بعد نوبت به پرسش و پاسخ رسید که بسیار جذاب بود. دختر عزیزم کار ترجمه را انجام می‌داد.
صحبت‌های خودم را در یک پست و پرسش و پاسخ‌ها را در پستی دیگر تقدیم می‌‌کنم.

می‌خواستم خلبان جت جنگی شوم

وقتی کودکی دبستانی بودم، دوست داشتم خلبان جت جنگی شوم. در سال ۱۳۵۹، صدام حسین، دیکتاتور وقت عراق، به کشور ما حمله کرد و بخشی از آن را گرفت. من نه‌ساله بودم و هنوز دوست داشتم خلبان جت جنگی شوم. حالا برای این آرزو دلیل محکم‌تری هم داشتم.

جنگ ادامه پیدا کرد. در آذر ۱۳۶۵، وقتی پانزده‌ساله بودم، شناسنامه‌ام را دستکاری کردم و سنم را به هجده سال رساندم تا بتوانم داوطلبانه به جبهه بروم. دستکاری را آن‌قدر تمیز انجام داده بودم که کسی متوجه نشد.
هنوز می‌خواستم خلبان جت جنگی شوم!

پس از آموزش نظامی، به خط مقدم در شلمچه رفتم. شلمچه نزدیک خرمشهر و آبادان بود و تا اهواز، که زندگی در آن جریان عادی‌تری داشت، حدود دو ساعت راه بود.

معمولاً هفته‌ای یک روز مرخصی می‌گرفتم و به اهواز می‌رفتم. کتابی می‌خریدم، به سینما می‌رفتم، بستنی خنکی می‌خوردم و غروب کنار رود کارون قدم می‌زدم. بعد به خط مقدم برمی‌گشتم.

کتاب‌های درسی‌ام را در سنگرهای خاکی می‌خواندم، به‌خصوص وقت نگهبانی که تنها بودم.

یک روز برای مرخصی در اهواز بودم و هنوز می‌خواستم خلبان جت جنگی شوم. هواپیماهای عراقی برای بمباران آمدند. جلوی بیمارستان بزرگی بودم. همراه جمعیت هراسان از این سو به آن سو می‌دویدم و بمب‌هایی را که فرو می‌ریختند می‌دیدم. سرانجام خسته شدم. روی زمین نشستم، به دیوار تکیه دادم و منتظر ماندم تا ترکشی به من بخورد. آن روزها به چنین مرگی «شهادت» می‌گفتیم.

در همان حال، مردی را دیدم که به‌سوی بیمارستان می‌دوید. کودکی در آغوش داشت و خون از پاهای کودک می‌چکید. وقتی از کنارم گذشت، از پشت سر نگاهشان کردم. صورت آن کودک به‌طرز عجیبی شبیه برادر یک‌ساله‌ام بود.

آن بمباران مرا نکشت، اما آرزوی خلبان شدن را در من کشت و دفن کرد. آن سال چند بار کابوس دیدم. در خواب، همان صحنه تکرار می‌شد؛ فقط کودک زخمی، برادر من بود. از خلبان جت جنگی شدن بیزار شدم.

سال‌ها بود آن کابوس را ندیده بودم. تابستان ۱۴۰۴ دوباره به سراغم آمد؛ بعد در دی‌ماه ۱۴۰۴ و بار دیگر در اسفندماه همان سال.
همان روزها، به‌طور اتفاقی، نوشتن روزانه را شروع کردم. اول در پاسخ به مهربانی و احوال‌پرسی دوستانم در فیس‌بوک می‌نوشتم. - که با هزینه‌ی گزاف دقایقی به آن وصل می‌شدم-
نوشته‌ها کم‌کم شکل خودشان را پیدا کردند. آنچه در کشورم می‌گذشت، تجربهٔ خودم و پرسش‌ها و نگرانی‌های دوستانم در گوشه‌وکنار جهان، به آن‌ها شکل می‌داد.

این کتاب حاصل همان روزها و شب‌هاست. نوشتنش بخش زیادی از وقتم را می‌گرفت و فکر کردن به آن، جای کابوس‌ها را پر می‌کرد. گاهی هم‌زمان با شنیدن صدای موشک‌ها، پهپادها و هواپیماها می‌نوشتم.

بعضی از مردم به تحربه و البته با دقت، صدای ریزپرنده‌ها، موشک‌ها، انفجارها، پدافند خودی و جنگنده‌های مهاجم را از هم تشخیص می‌دادند. من از میان آن همه صدای گوناگون، فقط دو صدا را می‌شناختم؛ همان دو صدایی که از نوجوانی در خاطرم مانده بود.
صدای پدافند خودی و صدای جت‌های جنگی که رو به روی آن بیمارستان شنیده بودم و تسلیم مرگ شده بودم.
در جنگ ۴۰ روزه با شنیدن صدایشان بلافاصله یاد آن خاطره می افتادم، کابوسم زنده می‌شد و به یاد می‌آوردم که زمانی دوست داشتم خلبان جت‌های جنگنده شوم، اما حالا دیگر دوست ندارم!
  • ❤ 14
  • 👏 3
Post #3282 252

Forwarded from مؤسسه رحمان

واحد آموزش رحمان برگزار می‌کند:
«چگونه‌ نوجوان امروز را بفهمیم و با او ارتباط برقرار کنیم»

این دوره برای والدین و فعالان حوزه آموزش، تربیت و روانشناسی نوجوان طراحی شده است.

مدرس دوره: دکتر زهرا محسنی‌فرد؛ جامعه‌شناس و پژوهشگر حوزه‌ نوجوانی

آنچه در این دوره می‌آموزید:
✍️ تغییرات جسمی، هیجانی و شناختی چگونه بر رفتار و انتخاب‌های نوجوان اثر می‌گذارد؟
✍️ عوامل اجتماعی چگونه به انتظارات و نیازهای والدین و نوجوانان شکل می‌دهد؟
✍️ چگونه همراهی را جایگزین کنترل و هر چالش را به فرصتی برای رشد نوجوان تبدیل کنیم؟

ویژگی‌های منحصربه‌فرد دوره:
✅ رویکردی میان‌رشته‌ای (جامعه‌شناسی، روانشناسی و علوم تربیتی)
✅ ارائه مثال‌های واقعی و تمرین‌های کاربردی

🗓 مهر و آبان ماه ۱۴۰۵
شروع‌ دوره از یکشنبه ۱۹ مهر
۵جلسهٔ ۹۰دقیقه‌ای
جلسه اول رایگان

👤 حضوری و آنلاین

📍محل برگزاری: مؤسسهٔ رحمان (تهران، میدان توحید، خیابان نصرت غربی، پلاک ۵۶، واحد اول)

🔖 هزینهٔ ثبت نام در دوره: ۲/۰۰۰/۰۰۰ تومان (دو میلیون تومان)

✍️ برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به آيدی زیر در تلگرام پیام دهید:‌

@rahman_education

وب‌سایت | اینستاگرام | تلگرام
Post #3281 294
علی‌اصغر سیدآبادی Photo
نزدیک به ۳۰ سال بود که صالح رامسری را می‌شناختم، اما همیشه خیال می‌کردم نامش صالح است و نام خانوادگی‌اش رامسری. دیشب، وقتی در خبری چندسطری در یکی از شبکه‌های اجتماعی خواندم که درگذشته است، تازه متوجه شدم صالح رامسری نام خانوادگی او بوده است. اما چه فرقی می‌کرد؟

۳۰ سال با مردی سلام‌وعلیک داشتم که خلق و خوی خوشی داشت و بی‌حاشیه انتشاراتی را اداره می‌کرد که بخشی از خاطره‌سازترین کتاب‌های این مرزوبوم را منتشر کرده است. وقتی هم از این دنیا رفت، با نیک‌نامی رفت.

آخرین بار او را در حاشیهٔ مجلس ختم دختر جوان یکی از دوستان مشترکمان دیدم. بیشتر گفت‌وگوی ما دربارهٔ بچه‌ها بود. ماجرایی دربارهٔ فرزندش تعریف کرد که در آن، همزمان هم افتخار به فرزند پیدا بود و هم افتخار به کارنامه نشرش.

او در نشر معین، افزون بر کتاب‌های خوب پراکنده از نویسندگان مختلف، مجموعه‌ای از آثار دست‌کم چهار نویسندهٔ نام‌دار را منتشر کرد: ژاله آموزگار، جعفر شهری، هوشنگ مرادی کرمانی و احمد محمود. کتاب‌های این نویسندگان را با جلدهایی ساده، بارها و بارها منتشر کرد.

کسانی که دستی بر آتش نشر دارند، می‌دانند جلب رضایت نویسنده برای انتشار مجموعهٔ کارهایش آسان نیست؛ حفظ این همکاری در طول سال‌ها هم ملاحظاتی دارد که در صدر آن‌ها احترام است.
یادش گرامی و میراثش ماندگار باد.

برخی از کتاب‌های این چهار نویسنده که نشر معین منتشر کرده است:

ژاله آموزگار
زبان، فرهنگ و اسطوره
از گذشته‌های ایران
باز هم ایران و گوشه‌هایی از فرهنگ آن
زبان پهلوی: ادبیات و دستور آن — با همکاری احمد تفضلی
کتاب پنجم دینکرد — با همکاری احمد تفضلی

جعفر شهری
طهران قدیم
قند و نمک

هوشنگ مرادی کرمانی
قصه‌های مجید
بچه‌های قالیباف‌خانه
نخل
خمره
مربای شیرین
لبخند انار
شما که غریبه نیستید
آب‌انبار

احمد محمود
درخت انجیر معابد
مدار صفر درجه
زمین سوخته
داستان یک شهر
غریبه‌ها و پسرک بومی
قصهٔ آشنا
از مسافر تا تب‌خال
  • ❤ 14
  • 💔 2
Post #3279 306

Forwarded from نقال باشی (Ali Ardam)

Luxury cars.pdf2.1 MB
راز ماشین‌های لوکس تهران

شاید شما هم مثل من، هنگام گشت‌وگذار در خیابان‌های شهر، چشم‌تان به ماشین‌های گران‌قیمت آخرین‌مدل افتاده باشد و این سؤال برایتان پیش آمده باشد: این ماشین‌ها در شرایط تحریم چطور وارد کشور می‌شوند؟ چطور از سد تحریم‌ها عبور می‌کنند؟

@Naghal_bashi
  • 👌 4
Post #3278 364

Forwarded from انصاف نیوز

➖ نخستین مدیر ایسپا: بیست سال پیش ۸ درصد، امروز ۶۷ درصد؛ ایرانی‌ها تغییرات بنیادین می‌خواهند

ابراهیم حاجیانی، نخستین مدیر مرکز ایسپا در بخشی از این گفتگوی مفصل با انصاف نیوز خاطره‌ای از دوران کاری خودش را نقل کرد که با ایسپا برخورد قضایی شده. این برخورد به دلیل یک نظرسنجی در مورد دید مردم ایران به روابط با آمریکا بوده که اتفاقا نتیجه مثبتی نیز داشته. او در این مصاحبه آمارهای مهمی از میزان اعتماد جامعه ایرانی به نهادهای اجتماعی، نظامی، سیاسی و رسانه‌ی داخلی و خارجی نیز ارائه می‌دهد.

او معتقد است جامعه ایران امروز با «بحران اعتماد» مواجه است و هیچ نهاد یا گروه مرجعی نتوانسته اعتماد بخش بزرگی از جامعه را به خود جلب کند.

▪️ میان‌تیترهای این مصاحبه:

▫️ بحران بی‌اعتمادی در جامه ایرانی | ۶۰ درصد هنوز به خانواده اعتماد دارند
▫️ اعتماد مردم به نهادهای نظامی‌ بالاتر از نهادهای سیاسی‌ست | ارتش ۵۳درصد و سپاه ۴۶درصد
▫️ اعتمادی به رسانه نیست؛ نه داخلی و نه خارجی | صداوسیما: ۲۵ درصد و رسانه‌های خارجی: ۱۴ درصد
▫️ همگرایی ایجاد شده شکننده و موقتی‌ست
▫️ ۷۰ درصد مردم جواب آمارگیرها را نمی‌دهند
▫️ نگرش مردم به روابط با آمریکا مثبت بود | با این نظرسنجی برخورد قضایی کردند
▫️ روحانی در دوران برجام بیش از ۵۰ درصد محبویبت داشت
▫️ مهم‌ترین تغییرات دهه آینده مربوط به نهاد خانواده است
▫️ جامعه ایران به قبل و بعد از ۱۴۰۱ تقسیم شده است

لینک گزارش خلاصه‌ای از متن این مصاحبه:
https://ensafnews.com/668571

فیلم کامل این مصاحبه را در کانال انصاف نیوز در یوتیوب [لینک] و یا آپارات [لینک] ببینید.

@ensafnews
پایگاه خبری تحلیلی انصاف نیوز نخستین مدیر ایسپا: بیست سال پیش ۸ درصد، امروز ۶۷ درصد؛ ایرانی‌ها تغییرات بنیادین می‌خواهند [+فیلم] | پایگاه خبری تحلیلی انصاف نیوز ابراهیم حاجیانی، نخستین مدیر مرکز ایسپا در بخشی از این گفتگوی مفصل با انصاف نیوز خاطره‌ای از دوران کاری خودش را نقل کرد که با ایسپا برخورد قضایی شده. این
  • 👍 4
Post #3277 374

Forwarded from تاریخِ بیهقی

کار جهان یکسان بنماند.
#تاریخ_بیهقی

📜 ثبت‌نام دوره‌ی پنجم کارگاه بیهقی‌خوانی آغاز شد.
با تدریس دکتر محمد دهقانی

در این دوره، با تکیه بر کتاب «حدیث خداوندی و بندگی»، به تحلیل و خوانش تاریخ بیهقی خواهیم پرداخت؛ یکی از شاهکارهای نثر فارسی که جهان‌بینی، سیاست، و اخلاق را در قالبی فاخر و زنده روایت می‌کند.

🗓 چهارشنبه‌ها | ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰
🖥 ۱۰ جلسه آنلاین (۱۵ ساعت آموزش)
📍 برگزارشده در گوگل‌میت
🔔 شروع دوره: ۲۲ مهر ۱۴۰۵

🎞️ امکان تهیهٔ دوره‌های گذشته را هم دارید.

🔺دوستان خارج از کشور می‌توانند شهریهٔ کارگاه را از طریق پی‌پل یا مستر کارت و ویزاکارت پرداخت کنند.

برای دریافت اطلاعات بیشتر از طریق دایرکت و یا آدرس پشتیبانی تلگرام @Roodnevis_Support در تماس باشید.

نمونه‌ای از جلسات درس گفتار بیهقی‌خوانی با استاد دکتر محمد دهقانی در کانال تلگرامی تاریخ بیهقی می‌توانید بشنوید.

♥️🌿⁩⁩

#تاریخ_بیهقی
#کلاسیک_خوانی
#دکتر_محمد_دهقانی
#بنیاد_زبان_و_فرهنگ_استکهلم⁩

📳@thehistoryofbeyhaqi
  • ❤ 6
Post #3276 634
علی‌اصغر سیدآبادی غزه‌ی هخامنشی چرا بنیاد سخنان نتانیاهو یاوه است؟ این جمله‌ی بنیامین نتانیاهو کانون اصلی اندیشه‌های ملی‌گرایی مذهبی‌ـ‌نژادی صهیونیست‌ها در تشکیل اسرائیل است: «آقای شرع، باید بدانی که یهودیان از روزگار موسی در بلندی‌های جولان حضور داشته‌اند!» نتانیاهو و همفکرانش…
Older posts →

About this channel

How can I read @seidabadii without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for علی‌اصغر سیدآبادی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does علی‌اصغر سیدآبادی have?
علی‌اصغر سیدآبادی (@seidabadii) has 2.27K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does علی‌اصغر سیدآبادی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →