چه سازوکارهایی میتوانند از تبدیل نارضایتی به جستوجوی رهبر کاریزماتیک و بیبرنامه جلوگیری کنند؟
✍ ف - بهرنگی
خشم مردم دلیل دارد. مشکل خشمی است که راهی به نهاد و برنامه پیدا نمیکند و ناچار به چهره پناه میبرد. چهل سال کار با پروژهها و سازمانها به من نشان داده است: هر جا کانال مشارکت و پاسخگویی بسته شود، بهجای اصلاح ساختار، ناجیجویی جای آن را میگیرد.
بلندگو اعتماد نمیسازد. دیدهشدن هم قدرت نیست. رهبری که از دل کار، تشکیلات و اعتماد اجتماعی بالا نیامده باشد، با هر میزان تبلیغ هم ریشه نمیگیرد.
هشدار را جدی بگیرید: وقتی به پرسش «چه باید کرد؟» فقط یک جمله پاسخ داده میشود، «خودش میداند»، این پاسخ نیست؛ اعتراف به نبود برنامه است. جریانی که آنچه کنار هم نگهش میدارد وفاداری به یک چهره است، نه برنامه، از پایه شکننده است. و جامعهای که به چنین وعدهای دل ببندد، هزینهاش را با چند سال دیگر از عمر خود میپردازد.
راه عبور چیست؟
- نهادهای مدنی و احزاب را بازسازی کنیم. جامعه بینهاد، طعمه هر ناجی است.
- برنامه بخواهیم، نه شعار. اقتصاد، حقوق شهروندی، عدالت انتقالی، ساختار تصمیمگیری: پاسخ مشخص، قابل سنجش.
- شفافیت مالی و پاسخگویی را شرط پذیرش کنیم.
- میان محبوبیت رسانهای و پایگاه اجتماعی واقعی تفاوت بگذاریم.
- اعتماد را با همکاریهای کوچک و مکرر بسازیم.
ناجی نمیآید. نهادی که در نبود هر فرد هم کار کند، میآید، اگر بسازیمش.
Post #14495
93
- 🤔 1