TGViewer
کانون‌های جمهوری‌خواهی ایران کانون‌های جمهوری‌خواهی ایران @secularrepublic4iran · 1.08K subscribers
Post #14511 71
اعتصاب‌ها، اعتراض‌ها، بحران در رأس حکومت و اختلاف درباره نحوه برخورد با بحران، ظرفیت دولت را کاهش دادند؛ در همین زمان، تصمیم‌های رهبران داخلی و بازیگران خارجی اهمیت بیشتری پیدا کرد.
مرحله پنجم: برساخت قدرت رقیب
در کنار فرسایش قدرت موجود، نیروهای مخالف از طریق شبکه‌های اجتماعی، ائتلاف، رهبری و سازمان‌یابی، به نیرویی سیاسی تبدیل شدند و شکل‌هایی از قدرت بدیل را برساختند.
مرحله ششم: فروپاشی پیش از سقوط
مجموعه این مسائل باعث شد که حدود یک ماه پیش از سقوط قطعی، حکومت عملاً با فروپاشی ظرفیت سیاسی خود مواجه شود؛ شاه از کشور خارج شد، بخشی از مسئولان حکومتی کشور را ترک کردند و عملاً نوعی وضعیت دوگانه قدرت شکل گرفت که وزن سنگین آن در اختیار اپوزیسیون بود.

جمع‌بندی
۱. انقلاب ۱۳۵۷ نه یک انفجار ناگهانی بود و نه سرنوشتی از پیش نوشته‌شده. ساختارهای اجتماعی و سیاسی، زمینه بحران را ایجاد کردند؛ شبکه‌های اجتماعی و مذهبی امکان سازمان‌دهی را فراهم کردند؛ تغییر محیط بین‌المللی و سیاست حقوق بشر دولت کارتر بر محاسبات حکومت و مخالفان اثر گذاشت و به گشایش نسبی فضای سیاسی کمک کرد؛ تغییر ادراک از امکان پیروزی، اعتراض‌ها را تقویت کرد؛ اعتصاب‌ها و بحران سیاسی ظرفیت دولت را فرسوده کردند؛ و در ماه‌های پایانی، تصمیم‌های رهبران، حکومت، ارتش و بازیگران خارجی در تعیین مسیر نهایی اهمیت فزاینده‌ای یافتند.
۲. عامل بین‌المللی را نه می‌توان علت مستقل انقلاب دانست و نه از تحلیل حذف کرد. سیاست حقوق بشر دولت کارتر، از طریق تغییر محاسبات شاه و مخالفان و ایجاد گشایش نسبی در فضای سیاسی، به یکی از حلقه‌های این فرایند تبدیل شد؛ بی‌آنکه بتوان آن را به معنای طراحی انقلاب از سوی آمریکا دانست.
۳. انقلاب ۱۳۵۷ حاصل برهم‌کنش چند عنصر بود: بحران‌های ساختاری، عاملیت اجتماعی و رهبری داخلی، تغییر محیط و عاملیت بین‌المللی، و تصمیم‌های متقابل بازیگران در ماه‌های پایانی.
۴. از این رو، نه می‌توان آن را صرفاً «انقلاب مردم» در معنای ساده و یک‌بعدی دانست، نه «توطئه خارجی»، و نه نتیجه اجتناب‌ناپذیر تاریخ.
۵. انقلاب زمانی رخ داد که ساختار، فرصت، ادراک، سازمان‌یابی و عاملیت انسانی در یک نقطه تاریخی با یکدیگر چفت شدند؛ اما این فرایند در سقوط قدرت موجود متوقف نشد و هم‌زمان با فرسایش قدرت پیشین، به برساخت قدرت رقیب نیز انجامید.
۶. بنابراین، انقلاب را باید نه صرفاً به‌عنوان یک رخداد گسسته، بلکه به‌عنوان فرایندی فهمید که در آن بستر تاریخی به امکان، امکان به کنش، کنش به بسیج، بسیج به قدرت اجتماعی و قدرت اجتماعی به گسست سیاسی و برساخت قدرت جدید تبدیل می‌شود.
۷. شاید مهم‌ترین درس تاریخی آن همین باشد:
شرایط می‌توانند انقلاب را ممکن کنند؛ اما اینکه انقلاب رخ دهد، چگونه پیش برود، چگونه به گسست برسد و چه شکلی از قدرت را برساخت کند، به کنش انسان‌ها و تعامل آنان با ساختارها، فرصت‌ها و نیروهای اجتماعی و بین‌المللی بستگی دارد.
۸- در این معنا، انقلاب ۱۳۵۷ نمونه‌ای از همان منطقی است که در نظریه نسل پنجم انقلاب‌ها دنبال می‌شود: انقلاب نه صرفاً از بستر برمی‌خیزد و نه صرفاً توسط عاملیت ساخته می‌شود؛ بلکه در فرایند متقابل بستر، عاملیت، ادراک، سازمان‌یابی، برهم‌کنش نیروها و برساخت قدرت شکل می‌گیرد.
۹- - در این مقاله، بحث درباره ماهیت و چیستی انقلاب به معنای فلسفی یا تعریفی آن، مسئله اصلی نبوده است؛ مسئله اصلی، توضیح چگونگی شکل‌گیری انقلاب ۱۳۵۷، از بستر تاریخی و انباشت بحران تا برساخت نیروی انقلابی، گسست سیاسی و استقرار نظم جدید بوده است. ازاین‌رو، تمرکز مقاله بر «چگونگی شدن انقلاب» ۵۷ است، نه ارائه تعریفی از « چیستی انقلاب » ۵۷ .
More from @secularrepublic4iran
  1. Oct 8, 2026Photo from HUSSEIN GH
  2. Oct 5, 2026https://www.instagram.com/reel/Dd0dtgcsmmU/?stkn=MWllZHFlNjJyYnd5bA== شکست مردم چگونه رخ م…
  3. Oct 5, 2026♻ اندر حدیث دو افسانه- *(روزی که از سایهٔ گذشته بیرون آییم!)-* *قرن‌هاست که ما ایرانیان می…
  4. Oct 5, 2026خواهانِ ادامه‌ی لویاتان ایرانی در مقطع ۱۳۰۴ بود.شجاعانه اعتراف به اشتباه خود کرد و گفت؛ما…
  5. Oct 5, 2026هیولایی که رجال بزرگ مشروطه خلق کرده بودند،نهایتا آنان را قربانی خود ساخت به قلم روزبه‌یقی…
  6. Oct 5, 2026آلفرد آدلر ‌روانپزشک، نویسنده و از روانشناسان بنام اتریشی و بنیانگذار مکتب روانشناسی فردی…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →