ادامه...
آنها در هر نسل تقریباً از همان نقطهای شروع میکنند که نسلهای قبل شروع کرده بودند.
در مقابل، فرهنگ انسانی خاصیتی انباشتی دارد. ما انسانها نوآوریها و اصلاحات کوچک افراد را میآموزیم، بهبود میبخشیم و به نسل بعد منتقل میکنیم. این انباشت تدریجی دانش، در طول نسلها تنوع شگفتانگیزی از فرهنگهای انسانی را شکل داده است. انسانها در سراسر کرۀ زمین، متناسب با چالشها و ویژگیهای محیط زندگی خود - از سرمای سخت قطب شمال گرفته تا گرمای سوزان بیابانها - ابزارها، روشهای زیست و شیوههای متفاوتی برای سازگاری با محیط پیدا کردهاند. هیچ فردی به اتکای عقل و تجربۀ شخصی خود نمیتواند تمامی فوتوفنهای پیچیدۀ زندگی در یک محیط را از هیچ ابداع کند؛ بلکه هر فرهنگ، مجموعهای از دانش و تجربۀ آزمودهشده را در اختیار اعضای خود میگذارد و به آنها اجازه میدهد بدون آنکه مجبور باشند همه چیز را از ابتدا کشف کنند، در محیط خود زندگی کرده و دوام بیاورند.
به همین دلیل است که میتوان گفت فرهنگ از تکتک ما باهوشتر است. هوش واقعی انسان نه در جمجمهای منفرد، بلکه در شبکهای پیوسته از دانش و تجربه جریان دارد. ما نوابغ تنهایی نیستیم که جهان را فتح کرده باشیم، بلکه موجوداتی هستیم که روی شانههای میراث انباشتشدۀ هزاران نسل و میلیونها انسان پیش از خود ایستادهایم. فوتوفنهایی که امروز بدیهی به نظر میرسند، نتیجۀ آزمون، خطا، یادگیری و اصلاحاتی هستند که پیش از ما صورت گرفته و اکنون بیآنکه لازم باشد دوباره همه چیز را تجربه کنیم، در اختیار ما قرار گرفتهاند.
به این ترتیب، بسیاری از تواناییهایی که به حساب هوش فردی خود میگذاریم، در واقع حاصل دسترسی ما به دانش و تجربهای است که پیش از ما ساخته شده است. فرهنگ از تکتک ما باهوشتر است، زیرا هوش آن، هوشِ جمعیِ ماست.
✍️ عارف عبادی
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
Post #23364
80